مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : زندگی...

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

هر شبکه‌ی استانی‌ای حتماً چندتا سریالِ ساده با همون سبکِ زندگیِ استانش و ترجیحاً طنز ساخته! و حتماً هم محلی‌های همون استان ، خوششون میاد!

سریال‌های شبکه باران هم برای من همیشه دوست‌داشتنی بوده ... گیلکی حرف زدنشون ؛ تیکه کلاماشون ؛ شوخی‌هاشون ؛ طنزآمیز بودنشون و آشنا بودنِ بازیگرا و محله‌هاش :)

یه چند وقتی هم یه سریالی ساختن ، که البته اگه بخوام با سریالایی که چندسال پیش دیدم مقایسه کنم ، حرفی برای گفتن نداره :)) الانم قصدم معرفیِ سریال نیست اصلاً :/ 

دوتا مورد هست که درباره‌اش دوست داشتم ، ثبتشون کنم :)

یکی تیتراژش ؛ که شاید متوجه معنیش نشید ولی خودم دوستش دارم ... [اصلاً آهنگش نیست!! فقط ویدئوش هست که مستقیماً ضبط شده! ولی خودم صدا رو از تصویر جدا کردم :)]

*هیچوقت لهجه رو نمی‌شه با نوشتن ، توصیف کرد یا درست و حسابی معنیش رو و نوعِ تلفظش رو انتقال داد :) ولی  این یه تیکه اولش رو دلم نمیاد ننویسم :

" اگه تنهایی می حقه چرا دینم تی خوابه؟! چرا هرچی دُخانَم نیشنوَم تی‌ـعَـ جوابه " 

دانلود آهنگ

:::

موردِ دومش هم این بود که یکی دو روز پیش که داشتن پشت صحنه‌ی سکانسی رو نشون میدادن که برادر و خواهری دارن با برادر دیگه‌ـشون حرف میزنن که پولشون رو بر داشته بوده و مواد خریده و کشیده بوده ؛ بعد تویِ پشت صحنه ، کارگردان و نویسنده سریال ، همینطور که داره نقش‌آفرینی بازیگراش رو می‌بینه ، گریه میکنه! واقعاً داشت گریه می‌کرد!! یعنی اون سکانس و یا کلاً‌ سریالی که ساخته بوده ، اینقدر براش ملموس و قابل درک بوده و اینقدر روش تأثیر داشته!! خداوکیلی اولش باورم نشد که بغض کرده و داره گریه میکنه! :) جالب بود برام :)

:::

+ هرچند این سریال‌های محلی داستانِ ساده‌ای دارن و اونقدرا مورد توجه نیستن و درکل به‌نظر حرفی برای گفتن ندارن ، ولی دوست‌داشتنی هستن :)

  • Mr. Moradi

خیلی وقته که هروقت عنوان‌های "فضای مجازی" ، "جرائمِ فضای سایبری" ، "سوءاستفاده در فضایِ مجازی" و این‌سری موارد در اخبار و یا برنامه‌های تلویزیونی گفته میشه ، نگرانی منم شروع میشه! نگرانی از دستِ کسی که نه میدونه اینترنت چیه و نه حتی میدونه منظور از فضای مجازی چی هست و چه کاربردها و یا استفاده‌‌هایی داره! متنفرم از این انسان‌هایی که هیچی نمیدونن اما در این موارد حرف میزنن ...

برای مثال تویِ برنامه‌ای که مثلاً داشتن مضراتِ برخی نرم افزارهایِ متصل به اینترنت رو بررسی میکردن ، میگفتن که این نرم‌افزارا میتونن دوربین گوشی رو فعال کنن و ... :/ خب هیچ بیشعور و یا باشعوری اونجا تشریف نداشت که بهش بگه آخه مرد حسابی! بر فرضِ مثال ، دوربین رو فعال کرد و فیلم و عکس هم گرفت! اولاً این تصاویر و فیلم‌ها رو کجا میخواد ذخیره کنه؟! دوماً چجوری میخواد انتقالشون بده؟! با کدوم حجمِ اینترنت؟! الانم که دوربینا کمتر از 8 مگاپیکسل هم نیست و حجمِ عکسا هم کمتر از 2 مگ نیست! و ابداً هم فیلمی رو نمیشه انتقال داد!! سوماً ، اصلاً این تصاویر مبهم که احتمالاً با لغزشِ بسیارِ دست همراه هست ، به چه دردِ سازنده نرم افزارا میخوره؟! مثلاً تو سایتِش منتشر میکنه و زیرِش می‌نویسه این عکسِ مستر مرادی‌ـه؟! 

بعداً اینا اصلاً فکر نمیکنن با مثلاً گوشزد کردن این مضراتِ واهی ، ممکنه ذهنِ چندین و چند آدمِ دور از این فضا رو مشغول کنن ... و چقدر مضراتِ حرفاشون بیشتر از فوایدش هست؟!

واقعاً از هرکی بتونم بگذرم ، از اینایی که اینطور فکر و ذهنِ ملتِ بی‌خبر رو مشغول می‌کنن ، نمیتونم بگذرم ...

  • Mr. Moradi

امروز [سوم شهریور] از ساعت 9 صبح تا 9 شب ، در وبلاگ خانم میم  ، متنی که برایِ مسابقه‌ای که برگزار کردن نوشتم ، منتشر میشه :) 

متنی که نوشتم ، در وبلاگم هم منتشر کرده بودم‌ : من یک رویایِ واقعی میخواهم

:::

موضوعِ مسابقه‌شون ، توصیف‌کردن فردی حقیقی یا خیالی بوده ؛ هرچند که برای این مسابقه شروع کرده بودم به نوشتن ولی در وسط‌های متن ، مبهم شده و خب ، اکثراً چون در ماجرا قرار ندارن و نمیدونن که منظورِ من چی بوده ، احتمال میدم که متوجه منظورم نشن :) ولی ایراد و اشکالی هم نداره :))

:::

میتونید امتیاز خودتون رو از 1 تا 10 ، در رابطه با متنی که نوشتم ، در وبلاگ خانم میم ، از ساعت 9 صبح تا 9 شبِ 3شهریورماه ، اعلام کنید :دی

+ پیشاپیش بسیار ممنونم از دوستانی که امتیاز خودشون رو ثبت می‌‌کنن :)

  • موافقین ۸
  • ۰۳ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۰۰
  • Mr. Moradi
up