مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : مدال فیلدز
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۳ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

خیلی وقته اخبار رو دنبال نمیکنم ... فقط هر از گاهی از اینور و اونور یه چیزایی میشنوم ... 

ولی امروز , همه جا دیدم و خوندم و شنیدم از مرگ خاموش چندین و چند تن سرباز وطنی ... واقعا متاسفم, واقعا تاسف آوره ... واقعا این چه وضعیه؟ واقعا چه خبره؟ واقعا و واقعا و واقعا های دیگه ای که مخفی مونده, واقعیت های تلخی که گفته نشده ... 

+ خیلی سخته همچین خبری ... همچین خبری برای خانواده ای ...

++ خیلی تسلیت داره , خیلی ...

  • Mr. Moradi

ماه رمضون و روزه گرفتن هیچوقت روم تأثیر منفی نداشته ... یعنی خودم اینطور فکر می‌کنم!

ولی نمیدونم چرا همیشه ،‌ از همون ساعت 6 صبح گرسنمه!! خب چرا واقعا!؟ اون حجم قلمبه کالری صرفِ چی میشه؟! :/

چند روزی هم هست گاهاً‌ یه حالت سرگیجه مانندی دارم :/ شدید نیست ولی حوصله‌ام رو سر می‌بره ... 

یکی از دلایل همه‌ی بدبختیام هم اینه که همش تو خونه‌ام!! به واقع! وقتی بیرون میرم اصلاً نه گرسنمه و نه سرم گیج میره! تازه ساعت هم سریع‌تر میگذره!

دیروز و یک روز دیگه ؛ تا ساعت 13 خوابیدم! نمیخواستم بخوابم اصلاً ؛ اما از بس شب نتونسته بودم بخاطر پشه و غیره بخوابم ، خوابم برد! یعنی خیـــلی خوب بود! مثلا یکی پست غذا درست کردن ساعت 17 میذاشت من فکر میکردم داره ناهار درست میکنه :)))‌ کلاً همه چی عقب بود!‌ حتی وقتی افطار شد اصلا نفهمیدم اذان مغربه! به نیت کله گنجشکی میخوردم :))

+ این پست کاملاً همینجوری بود! دلیل خاصی برای نوشتنش نداشتم ؛ فقط میخواستم این طلسمِ ننوشتن ، به طریقی بشکنه ...

++ یک کارگاه پخت کیک و نان فانتزی‌ای به خونه ما چسبیده ،‌ که وقتی این هواکشِ بسیــــآر بزرگش رو روشن میکنه، یه صدای هلیکوپتر مانندی رو مدام میده! از ساعت 3 بعد از ظهر تا 10 شب!!! یعنی دیوانه‌کننده صداش اذیت می‌کنه ://

  • Mr. Moradi
up