مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۹ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

بخاطر ماه مبارک رمضان، امتحاناتمان نامبارک میشود! یعنی حاضر بودم با روزه ، سر جلسه امتحان حاضر بشم، ولی اینقدر وقت کم ندن! ... برای مثال اجتماعی که آخرین امتحانه، فقط یه بعد از ظهر رو واسش وقت داریم :| و همچنین علوم :| علومی که ترم اول تو سه روز هم نمیشد تمومش کرد، حالا با دو برابر مطلب(که نصف رو هم هنوز نخوندیم:|) باید با کمتر از نصف وقت ، بخونیمش ... یعنی خدا ذلیل کنه اون برنامه ریزه احمق رو ...:/ ... از 1 خرداد تا 17 خرداد ... جهنمی هست این 17 روز که مپرس :|
  • Mr. Moradi

یه حسی هست که نصفه شب بهت میگه که چقدر گرمه و ناخودآگاه پتو رو از روی خودت بر میداری؛ همین حس چند لحظه بعد میگه ای بابا ! این ملحفه رو هم بردار و تو ابن این ملحفه بیچاره رو پرت میکنی کنار ...کار به جایی میرسه همین حس بهت میگم بالش رو هم بنداز کنار و بچسب به دیوارِ سردِ سمت چپ ... حتی همین حس دستور میده که دستت رو دزدکانه ببر بالا و یخورده پنجره رو باز کن تا باد بخوره تو صورتت! 

اما نمیدونم چرا یه حسی هم پیدا نمیشه که بگه: این بخاری رو خاموش کن لامصب :|

  • Mr. Moradi

شاید مخاطبانی داشته باشید که گهگاهی از این وبلاگ و آن وبلاگ می آیند و گهگاهی برای مطالبتان کامنت میگذارند! شاید کامنت هایی که معمولی به نظر میرسند ولی خب همین مخاطبانِ گهگاهی گاهی حرفهایی[خوب] بلدند بزنند که تو می مانی و فکر بزرگی که در ذهنت کاشته اند!

تو را با یک عدد کامنت ، میبرند در فکر که نکند کار من درست است! نکند خواسته من درست است! نکند در واقع من برای همین هستم؟! نکند که واقعا باید همانگونه میشد و حالا که نشده، تو باید یکجوری، از یک راهی درستش کنی!؟

شاید درست نشود ولی حداقلش از .... نمیدانم! نمیدانم از چه بهتر است! اما اینها چه فایده! اینکه اینها را نوشتم چه فایده؟! هیچ فایده!

گاهی تو می مانی و یک فکر بزرگ ...

+ کامنت خانوم ف.ن در این پست

  • موافقین ۱۳
  • ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۵
  • Mr. Moradi

از دوران طفولیت بر سر همین عقیده بوده ام که فوتبال دیدن خوب است ولی 90 دقیقه اش نح! و از همون موقع تا الان هم یه بازی کامل 90 دقیقه ای ندیدم!(به جز یکی دوتا مثل ایران-آرژانتین و امثالهم)

امروز هم میدونستم دربیه ولی حتی ساعتش رو نمیدونستم و از همین جهت که اصلا فوتبالی نیستم وقتی دقیقه 73 بازی بود و فهمیدم استقلال سه تا گل خورده[خاک بر سرش:|] اصلا ناراحت نشدم :) والا کری خوندن هم بلد نیستم ولی خب در این گیر و دار کری خوندن و حرف های فوتبالی زدن و شوخی کردن، شرکت کردم :دی خوش گذشت:) (البته پست ربطی به فوتبال نداشت ولی خب کامنتا فوتبالی شدن :) کلیک)

هرچند هنوز هم درک نمیکنم که این نود دقیقه های برباد رفته رو چه کسی پاسخگو هست ولی حس کلی خوبی نسبت به فوتبال دارم که یکی از دلایلش بازی PES هست که از نسخه 2004 تا 2014 رو تجربه کردم و همچین یه نیمچه مهارتی هم دارم :)

+با اینکه اصلا فوتبالی نیستم ولی خب واقعا زورم اومد از این مظلومیت استقلال :| به هر وبلاگی میرم میبینم پرسپولیسی هستن! از همین جهت اعلام میکنم که من یک استقلالی ام که اصلا هم از باخت ناراحت نیستم :)

++ مبارکتون باشه :)

  • Mr. Moradi

تازه داشتم خودم رو میساختم و از این حالتی که تو این عید ایجاد شده بود نجات میدادم! که باز هم درس و مشق و امتحان و نمره و بحث و کارعملی شروع شد :| 

بر سختیشون که شکی ندارم! اما نمیدونم چرا عزمم رو جزم نمیکنم که برم بخونمشون؟!  آسون هم نیستن :| 

  • موافقین ۱۷
  • ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۲۶
  • Mr. Moradi

1- دیروز از وقتی که اومدم خونه؛ اونقدری عصبانی و بهم ریخته بودم؛ اونقدری متعحب بودم ، که میخواستم یه پست محکم بنویسم که حداقل خودم راحت و سبک بشم! ساعت یازده و نیم شب نوشتم با عصبانیت محض و خشونت فراوانی که کمی فروکش کرده بود ... یعنی واقعا حالم از خیلی چیزا بهم میخورد ... ترسیدم باز هم منتشرش کنم و یه عده بی خبر ، شروع کنن به کوبیدنش ... پیش نویسش کردم تا شاید بعدا با لحن بهتر و آروم تری بازنویسش کنم! هرچند این نوشتن ها کمکی نمیکنه به هیچکس، به هیچ چیز!

2- امروز رفتیم خواهرامام رشت :) تا دلتون بخواد خیراتی میدادن :) خدا امواتشون رو رحمت کنه ...

3- امروز باز هم ... باز هم ... باز هم ... چرا من اینقدر یه جوری ام؟! چرا اینقدر شور همه چیز را در میاورم ولی در عمل ... خدای من ... یا آن شوری را به بی نمکی تبدیل کن یا حداقل عملکردم را شور کن! واقعا بی نمک است! لیله الرغائب است! درخواست های زیادی دارم! اما نمیدانم چرا هیچوقت حاضر نمیشوم این خواسته ام را ، خواسته اصلی ام قرار دهم! شاید هم از بی عرضگی خودم اطمینان دارم :| اما خدایا! خودت که میدانی چرا اینقدر زوم میکنم!حتما مرض دارم دیگر!!! [ستایش مخصوص خداست! نیایش با خدای مهربان]

4- دعای اصلیتون رو ظهور آقا قرار بدید ... مطمئن باشید حاجت روا تر میشید وقتی دعای فرج صاحب الزمان رو اصلی تر قرار بدید :) 

5- تو این مسابقه شب آرزوها هر نوع آرزویی دیدم جز آرزوی ظهور :| یه خورده خدایی‌تر لطفا :)

6- چقدر مطالب چند موضوعه به آدم کمک میکنه در نوشتن حرفاش :)

+ اعمال مخصوصه رو دوست دارم انجام بدم ... ان شاالله که میتونم:)

بعدا نوشت: کامنت خانوم ف.ن رو بخونید :)

  • Mr. Moradi
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Mr. Moradi
    up