مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : بهترین میزبان عالم
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید
تصویر : میدان شهرداری رشت؛ رمضان 96

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۳۷ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

اینقدر لجم میگیره وقتی کسی با هیجان و شتاب صدات بزنه و مشخصه که میخواد یه چیزی بگه اما بعدش یه دفعه بگه هیچی! 

یعنی حتی اگه واقعا همون هیچی باشه و چیزِ مهمی نباشه اینقدر وسواس و کنجکاوی سر تا پای وجودم رو میگیره که تا نفهمم چی بود طرف رو ول نمیکنم! [معمولا در اینجور مواقع طرفت یه دروغی درست میکنه که ولش کنی :دی تو هم میدونی داره دروغ میگه ولی نمیتونی اثباتش کنی ....]

نمونه اش دیشب رخ داد:

من که میدونم چیزِ خاصی بود :دی 

ولی دیر رسیدم ... :/

الانم که 9 ساعته خودش آفلاینه! حداقل آنلاینم نمیشه ازش بپرسم خب چی بود؟؟؟؟

+امان از دستِ اینجور موقعیت ها .... 

++ببخشین دیگه ؛ در این ایام شهادت و اواخر ماه صفر ؛ پستی نداشتم بزارم  ؛ فقط همین موضوع به ذهنم رسید ...

  • Mr. Moradi

رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله  و شهادت امام حسن علیه السلام رو تسلیت میگم ...

+حتما  بینید ... کلیپ جام زهر از علی فانی :(( (کلیک)

++جهت تعجیل در ظهور ؛ صلواتی بفرستین ....

+++اللهم عجل لولیک الفرج

  • Mr. Moradi

ما یه دبیری داریم که نمیدونم چه گرفتاری ای داره که پسر بچه اش رو که دوم ابتدایی هستش رو میاره مدرسه! یعنی خطری که این بچه رو تو مدرسه تهدید میکنه ؛ راه رفتن تو وسط خیابون اون قدر خطر نداره :دی

مثل اینکه ایشون اصلا نمیدونن تو مدارس چه خبره! علاوه بر خطرات جانی فراوان؛ خطر های روحی و روانی داره ... 

یعنی از همین سن داره حرف های رکیک! و زشت [:(] و فحش های آنچنانی رو به صورت کامل یاد میگیره که این خیلی بده ... کلاً یه پکیج کامل از این موضوعاتِ مزخرف ....

به صورت یه کلاس خصوصیِ فوقِ حرفه ای آموزش انواع الفاظ توهینی و فحش های آنچنانی و همچنین آموزش انواع حرکات رزمی و شوخی های مزخرف که به هیچ وجه این ضررها قابل جبران نیست ؛ به هیچ وجه قابل جبران نیست ... :(

+به نظر شما کار ایشون اشتباه نیست؟؟؟

++باشد که رستگار شویم ...

  • Mr. Moradi

در این پست مقداری از درس هایی گفته بودم که معمولا به استعداد سرشار و ذوق فراوان نیازمندن .... مثل هنر ... 

6 روزی میشد که دستوری از جانب دبیر مربوطه صادر شده بود ... ولی خب امتحانای دیگه که قاعدتاً مهمتر از هنر تشریف دارن اجازه نمیدادن که ما به این هنرِ مظلوم! و تکالیف بسیارش واکنشی نشون بدیم ...

همه چی موکول شد به 5 ساعتِ باقیمونده به خوردنِ زنگِ روزِ سه شنبه! یعنی امروز ... دقیقا صبح امروز ...

به هر مشقّت و بی دقّتی ای که بود بالاخره یه چیزی از آب در اومد که بد هم نبود! ولی اونی هم که میخواستم نبود![سختی این کار اونجاش بود که همه چی باید طبق اعداد و ارقام بوده باشه و قاعده مند! و ریاضی گونه! باشه :)] دقیقاً سَرِ ساعت 11:30 حاضر شد!!! [که انجام شدنش خودش لطفی بود از سوی خدا که صدهزار مرتبه شکر بابتش]

نمیگم خوب شده و نمیگم که بد شده! ولی .... خودتون ببینید:

تبدیل اسم خود به اشکال هندسی یا همون آرم!

البته باید 30 تا طرح اولیه میکشیدیم! این طرحِ نهایی هستش ...

از قضا دبیر هم غایب بود! :))

ان شاالله تا هفته بعد بهترش میکنم .... یا یه چیزِ بهتر رو جایگزینش میکنم  :))

+ بعد از یه هفته که امتحانات مهمی گرفته شد و همشون عالی بود ؛ یه آرامش از نوع قبلِ طوفانش به وجود اومد ...

++ و چه لذتی داره زنگِ ریاضی باشه و دبیر هم بخاطر موضوعی ؛ از خاطرات دوران دانش آموزیش بگه :)) اونم چه خاطراتی :))

  • Mr. Moradi

به تجربه برام ثابت شده که من هرجایی میرم اون منطقه از برف محروم میشه! البته حرفم به اون معنی نیست که من برف سنگین و تعطیل کننده ندیدم! خوبشم دیدم ... اما آخرین بارش بر میگرده به اول ابتداییم ؛ شایدم دوم ابتدایی که سال 1386 هجری خورشیدی بود و من ذوق کنان خبر تعطیلی عظیم مدارس رو شنیدم ... احتمالاً یه دو ؛ سه هفته ای تعطیل بودیم خنده ..... (کلیک)‌(کلیک)

از اون روز به بعد دیگه برفی رو به چشم سَر مشاهده نکردم که مدرسه ای رو تعطیل کرده باشه ...البته نه اینکه سرد نباشه! اتفاقا خیلی هم سرد هستش .... صبح و شب هم بارون میاد که صدهزار مرتبه خدارو شکر

اما تا اینجانب (چند سال پیش) برای مدت محدودی (3 سال!) شهر خودم رو ترک کردم ؛ برف در شهر مقصد قطع و در شهر مبدأ (شهر خودم) شروع شد!!! (کلیک)

یعنی رسماً ننه سرما با شخصِ شخیصِ بنده قهر نموده و ایشون جن شده و منم بسم الله!!!! 

آخر یکی هم نیست که بگه : پروردگارا! عمو نوروز که هیچوقت ندید این حاج خانوم رو .... لااقل بزار ما چشممون به سردی ایشون منوّر بشه ....

+هعی ... روزگار ....

++البته خدا رو شکر میکنم که رحمت خودش رو بر این کشور نازل کرده ... بارون خیلی هم عالیه ... خداروشکر ... ولی متاسفانه هیچ وقت بارون نتونسته تعطیلمون کنه ....

+++به امید خدا و بارش برف تا الان تکالیف سنگین هنر رو انجام ندادم ... 

++++التماس دعا

  • Mr. Moradi

خیلی وقت بود میخواستم از انیمیشنی صحبت کنم که شاید بعضی ها بشناسنش ... 

هر چند این انیمیشن ساختِ 2008 هستش و الان دیگه قدیمی به نظر میاد تا به امروز این انیمیشن رو قابل رقابت با سایر انیمیشن های جدیدتر میدونم ... [البته این که گفتم ساختِ 2008 هستش نشونه ی بی کیفیتی نیستاااا .... اتفاقا از لحاظ کیفیت و گرافیک هم خیلی زیباست]

وال ئی اسمِ این انیمیشنِ زیبا؛ جادار و مطمئن هستش ... :)

به نظرم با این انیمیشن تونستن خیلی از حرفایی رو که نمیشه دربارش فیلم ساخت رو گفتن ... به بهترین شکلِ ممکن تونستن زمین و ارزشش رو تعریف کنن ....خیلی زیبا رابطه ها و رفاقت های خوب رو توصیف کردن .... مخصوصاً کلمه عشق رو خیلی خوب نشون داده بودن .... تونستن تفاوت زنده بودن و زندگی کردن رو با کیفیت فول اچ دی نشون بدن :دی ... یه مقدار هم تونستن بی ارزش بودن مادّیات رو که اینقدررر الانه مهم شده رو نشون بدن ... 

خیلی وقته این انیمیشن رو دیدم ... تقریبا میشه گفت سه ساله که دیدمش و هرسال حداقل 5 بار تکرارش کردم اما بازم خواستنی و دوست داشتنیه

:)

اصلا خیلی زیباست :)

+پیشنهاد ویژه میشود .... 

++دانلود از دانلود ها(کلیک)

  • Mr. Moradi

در این پست اهنگی رو معرفی کرده بودم که یکی از چندین آهنگی بود که دبیر بنده در دوسال پیش پخش میکرد ... 

یه چند تا آهنگ دیگه هم هستش که خیلی خاطره دارم ... قبلا ها که دنبالشون میگشتم اصلا نمیشد پیداشون کرد! نمیدونم چی شد که یهویی! پیدا شدن [مگه گم شده بود؟!]

چی از این بهتر؟؟؟ صدایی رو میشنوی که دوسالِ پیش بهت آرامش میداد! با اینکه میدونستی زنگه بعدش علوم داری و این آرامش ؛؛‌ آرامشه قبلِ توفانه! اما باز این زنگ آرمش داشتی! {زنگِ علوم که میگم ؛نمیدونید که منظورم رو :/ یه دبیری داشت که اصن قابل توصیف نیست ... از اون دبیرای بدِ روزگار بودش ....}

 دانلود

+ بخش موسیقی برتر رو  هم با همین موسیقی افتتاح کردم ... میتونید مشاهده کنید :))  [البته نمیدونم چرا واسه من آنلاین پخش نشد! برای شما هم همینطوره؟؟؟؟]

  • Mr. Moradi
up