مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : مدال فیلدز
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۳۹ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

دیگه داره تموم میشه...:(

روز هشتم محرم الحرام

روضه حضرت علی اکبر علیه السلام:

خاک بر معجر بانوی حرم میریزی

بر دلم بر جگرم آتش غم می ریزی

:(((((((

خانه ویران شده ام خانه ات آباد ببین

بر سر اهل زمین خاک عدم میریزی

:(((((((

بال و پرهای تو را جمع نمودم اما

حتم دارم که به یک آه به هم میریزی

:(((((((

می کشم در بغل خود بدنت را ببرم

صبر کن تا در خیمه پسرم میریزی

:(((((((

هر کجا می نگرم رد تو  باقی است هنوز

بس که از نیزه و شمشیر و سنان می ریزی

:(((((((

عمه ات آمده و گریه کنان میگوید

چه سرت آمده هر نیم قدم میریزی

                                         "مجید آقاجانی"

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا علی اکبر علیه السلام

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز هفتم محرم الحرام

روضه حضرت علی اصغر(ع) از زبان حضرت رباب(ع):

رفتی و غم برگ و برت در بغلم ماند

صدخاطره وقت سفرت در بغلم ماند

.......

خوابیده ای ای خواب زده در بغل خاک 

بیخوابی وقت سحرت در بغلم ماند

.......

بستی به نوک تیر دلم را و پریدی

شال عربی کمرت در بغلم ماند

.......

تیر سه پر آمد سپرت بند به مو شد

ای بی سپر من سه پرت در بغلم ماند

.......

آتش زده ولله مرا کاش ببینی 

قدری نم چشمان ترت در بغلم ماند

.......

سیراب شدی یا نشدی؟آب نخوردی؟

خشکی لبت با جگرت در بغلم ماند

.......

رفتی و شبم بی تو دگر ماه ندارد

خاموشی روی قمرت در بغلم ماند

.......

این تیر که نه! نیزه بی رحم تو را کُشت

یک تکه تنِ مختصرت در بغلم ماند

.......

تب کرده ز من رفتی و سر آمده ای آه...

گرمای تن شعله ورت در بغلم ماند

.......

هر بار که افتاد ز نی مادرت افتاد

برداشتمش باز سرت در بغلم ماند

.......

مادر بخدا آب دل سیر نخورده 

من مانده ام و داغ تو ای شیر نخورده

                               "سید پوریا هاشمی"

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا علی اصغر (علیه السلام)

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

به سخنان ارزشمندی از آقای رحیم پور ازغدی برخورد کردم،‌گفتم شما هم بخونید و در صورتی که تمایل داشتید به اشتراک بزارید...

استاد رحیم پور ازغدی:

قلاده میبندند به گردنشان و صداى سگ در میاورند و در کنار اسم اباعبدالله ، پارس میکنند. همین امسال عاشورا، در مشهد ما این کار شد. قلاده بستند و آن مداحى که بالا ایستاده بود گفت، " کنم عو عو ، دهم دست ولایت"، ... جمعیت یکمرتبه همه با هم صداى سگ! به مدت دو دقیقه....بعد میگوید ، " یک تکه استخوان امشب بس است ما را آقا!" ، ذکر اباعبدالله قاطى عوعو سگ!؟ ما باید از ساحت اباعبدلله دفاع کنیم ، ما باید یک عاشوراى فرهنگى درست کنیم و از فرهنگ عاشورا دفاع کنیم.
هیئت راه انداخته اند، همه لخت ، بعد شروع میکنند اداى مست ها را در میاورند و تلو تلو میخورند، فیلم اش هست، بروید ببینید، طفلک بچه هاى ناآگاه شیعه اند که خیال میکنند این کارها باعث تقرب به اباعبدالله است. تلو تلو میخورند و اداى مست ها را در میاورند، بعد مداحشان داد میزند که " ما گر زسر بریده میترسیدیم، در محفل عشاق نمیرقصیدیم" ، نامرد! محفل عشاق اینجا نیست، محفل عشاق زیر بمباران شیمیایى در شرق دجله بود، آنجا باید میامدى حسین حسین میگفتى و میرقصیدى ، ما آنجا رقص بچه ها را زیر باران آتش و خون دیدیم ، تو رقاصى!؟ ،میگوید "رقاصم و رقاصم ، رقاصه عباسم" ، عباسى که دستش قطع میشود، میگوید "والله ان قطعتموا یمینى ، انى احامى ابداً عن دینى" ، شما پیرو مکتب این عباس هستید؟ شماها اصلاً به مکتب کارى ندارید.

بعد هم میگوید بگذار مسخره مان کنند، ما سگ خانگى شاهیم، بعد داد میزند، " خرابم و مستم ، مست و خرابم، من سگ خانگى بى بى ربابم" ، بعد دوباره صداى سگ..، بعد میگوید " والله صد قدح بشکست ، حضرت شراب،حسین!" ، به سیدالشهداء میگوید حضرت شراب! این محبت و عزاى اهل بیت است؟! البته اینها کمتر از ده درصد هیئت ها هستند اما فیلم اینها را وهابى ها برداشته اند و در شبکه هایشان پخش کرده اند که سى دى اش را براى من آورده بودند. مرتیکه وهابى بعد از پخش فیلم میگوید، خب! شما بینندگان بگویید که آیا حسین عاقل تر بود ، یا یزید؟!!!
تو دارى آش وهابى ها را هم میزنى، تو دارى هیزم میگذارى زیر دیگ آنها.

+واقعا این اعمال چه معنی میده؟؟؟؟ چرا اینقدر احمقانه رفتار میکنیم؟؟؟

++تخریب تشیع نباید گسترش پیدا کنه...تشیع انگلیسی نباید فراگیر بشه...یه فکری بکنید...

+++دانلود فیلم سخنان استاد رحیم پور ازغدی

++++التماس دعا
.

  • Mr. Moradi

روز ششم محرم

روضه حضرت قاسم ابن الحسن(علیه السلام)

از زیر تیغ و نیزه مرا جمه می کنی

می بوسی و زخاک بلا جمع میکنی

:((((((

قولم بده اگر که توانستی ای عمو

یکبار هم مرا به عبا جمع می کنی

:((((((

در پنجه های قاتل من ریخت کاکلم

موی مرا برای حنا جمع میکنی

:((((((

منت گذاشتی و مرا رو دامنت

مثل بقیه ی شهدا جمع میکنی

:((((((

حتما برای دلخوشی نجمه هم شده

از من هرآنچه که مانده به جا جمع میکنی

:((((((

از این یتیم بوسه به طعم عسل بگیر

چون اکبرت بیا و مرا هم بغل بگیر

:((((((

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا قاسم ابن حسن علیه السلام

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز پنجم محرم الحرام،

روضه حضرت عبدالله بن حسن(ع):

دردی به سینه هست که خاکسترم کند

در دستهای محکم تو مظطرم کند

***

خشکم کند به شعله ی این داغ ماندنم

با ابرهای اشک بیاید ترم کند

***

آه ای خدا به عمه چه گویم که لحظه ای 

بالم دهد، رها کُنَدَم، باورم کند

***

من می پرم خدا کند او تیغ خویش را

جای عمو حواله ی بال و پرم کند

***

قیچی زد و برید و مرا تکّه تکّه کرد

اصلا اراده کرد گلی پرپرم کند

***

حالا که من به سینه ی زخمش رسیده ام

بگذار، دست های کسی بی سرم کند

                                      "علیرضا لک"

+السلام علیک یا اباعبدلله الحسین

++السلام علیک یا عبدالله ابن حسن

+++لعن الله علی قوم الظالمین

++++التماس دعا

  • Mr. Moradi

سروده‌‌ای از شاعر متعهد کشورمان آقای محمد رسولی:

کوتاه کن کلام... بماند بقیه‌اش
مرده است احترام... بماند بقیه‌اش

:(((
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیه‌اش

:(((
شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام
شد سنگها تمام... بماند بقیه‌اش

:(((
گویا هنوز باور زینب نمی‌شود
بر سینه امام...؟ بماند بقیه‌اش

:(((
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیه‌اش

:(((
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام... بماند بقیه‌اش

:(((
رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول
یافاطمه! سلام... بماند بقیه‌اش

:(((

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش
خون علی‌الدوام... بماند بقیه‌اش

:(((
سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام... بماند بقیه‌اش

:(((
بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو
من می‌روم به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها
از سنگ پشت بام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن
از روی پشت‌بام... بماند بقیه‌اش

:(((
قصه به «سر» رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام... بماند بقیه‌اش

:::::::

-------

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام...

++در بین شعرایی که این روزها میشنویم به نظرم این شعر متفاوت تر از بقیه است...

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز چهارم محرم

روضه طفلان 

حضرت زینب...

جز این دو میوه قلبم ثمر نداشته ام

ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته ام

***

برای اینکه شبیه تو بی کفن باشند

برای ایشان کفن از خانه بر نداشته ام

***

مصیبت علی اکبر قد مرا خم کرد

مگر نه دست به روی کمر نداشته ام

***

بیا دو تا  پسرم را خودم فدات کنم

که دشمن تو نگوید جگر نداشته ام

***

بخاطر تو زخمیه نیامدم بیرون

وگر نه هیچ غمی در نظر نداشته ام

***

حسین غصه نخور،مادر شهید شدم

تو فکر کن که از اول پسر نداشته ام

***

هزار مثل پسر های من فدای سرت 

ببخش که اگر پسر بیشتر نداشته ام

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

  • Mr. Moradi
up