بماند بقیه اش... :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

سروده‌‌ای از شاعر متعهد کشورمان آقای محمد رسولی:

کوتاه کن کلام... بماند بقیه‌اش
مرده است احترام... بماند بقیه‌اش

:(((
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیه‌اش

:(((
شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام
شد سنگها تمام... بماند بقیه‌اش

:(((
گویا هنوز باور زینب نمی‌شود
بر سینه امام...؟ بماند بقیه‌اش

:(((
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیه‌اش

:(((
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام... بماند بقیه‌اش

:(((
رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول
یافاطمه! سلام... بماند بقیه‌اش

:(((

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش
خون علی‌الدوام... بماند بقیه‌اش

:(((
سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام... بماند بقیه‌اش

:(((
بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو
من می‌روم به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها
از سنگ پشت بام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن
از روی پشت‌بام... بماند بقیه‌اش

:(((
قصه به «سر» رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام... بماند بقیه‌اش

:::::::

-------

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام...

++در بین شعرایی که این روزها میشنویم به نظرم این شعر متفاوت تر از بقیه است...

+++التماس دعا

۶ موافق

نظرات ( ۲ )

سلام

فوق العاده بود ...، بماند بقیه اش!

سلام و بماند بقیه اش...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up