مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

در خواب‌ها مانده‌ام...

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ب.ظ

اینکه هرچه بگردم و نیابم، اینکه هرچه فکر کنم و نفهمم، آزارم می‌دهد. اذیتم می‌کند. تحملش را ندارم. خدایا می‌دانی که چند ماه مانده به دوساله شدن آن خواب؟ آن خوابی که اگر بگویم همه‌ی خواب‌های عمرم بی‌معنیست این‌یکی معنی‌ دارد. خدایا چرا هرچه در نشانه‌هایش بیش‌تر غرق می‌شوم، هیچ آشناییتی در آن نیست؟ لطفاً نگو که آشناییتش را در جمکران نشانم دادی و من نادیده‌اش گرفتم. این را نگو. نگو که در همین اربعین، انتظار می‌رفت. این را هم نگو. آهِ حسرتش رهایم نمی‌کند. رهایم نمی‌کند. 

+ البته همین حالا یک خواب دیگر یادم آمد که آن هم معنی‌دار بود. راستش حالا که به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم که خدا از هیچ هشداری فروگذار نکرده بود. آن خواب هم یک هشدار مبرهن بود که من نادیده‌اش گرفتم. دیدگان تارِ امروزم، نتیجه‌ی نادیده‌گرفتن همان اخطار است. 

++ توهماتم، به‌تازگی امید جدیدی را نشانم می‌دهند. نمی‌تواند همان باشد. اما نمی‌دانم چرا توهم در من اینقدر قوی شده است! وحشتناک است: واقعیت‌هایی را می‌سازی که حقیقی نیستند. اما دیگر نمی‌توانی رهایشان کنی. و با همان واقعیت‌های خودساخته، خواهی مُرد. 

  • Mr. Moradi
up