مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

آخرین مطالب
مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

انگار سحر ندارد این شب تار...

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۵۳ ب.ظ
نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم. شاید این بزرگ‌ترین دردِ همه‌ی عمرم باشد. هیچ‌وقت نمی‌دانستم از کجا باید شروع کنم.
+ اما هروقت شروع کنم، هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع شود. ولی مشکل همین پشت‌صحنه است. من همیشه منتظر یک واقعه برای شروع مانده‌ام. اینطور شده است که هیچ شروعی نداشته‌ام. 
  • Mr. Moradi
up