مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

در دایره قسمت ما نقطه‌ تسلیمیم

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۰ ب.ظ
1. حتما تا به حال، بارها برای همه‌مان پیش آمده است که به همه‌ی راه‌های ممکنِ یک هدف و یک مقصد فکر کرده‌ایم، اما به‌گونه‌ای دیگر به آن رسیده‌ایم. حتما برایمان پیش آمده است که ناگهان از طریقی که اصلا به ذهنمان خطور هم نکرده بود، به جایی رسیده‌ایم و یا اتفاقی برایمان افتاده‌ است. بارها برایم پیش آمده. چه گوارایش و چه ناگوار. به همین‌خاطر همیشه این اطمینان را دارم که راه‌های بسیاری هست که نه دیده‌ایم و نه حتی از آن کوچکترین اطلاعی داریم! 
2. پارسال، دقیقا در همین روزها بود که دبیر جغرافیا، برایمان حرفی زد که تا یکسال، حداقل هر یک هفته یک‌بار به آن فکر کرده‌ام. مضمونش این بود که هر حرف ما قراردادی‌ست و ما پای حرف‌هایمان مسئولیت داریم. ما مسئول عواقبش هستیم. هر حرفی که می‌زنیم همانند یک قرارداد تا ابد با ماست و ما باید عواقبش را بپذیریم. یکسالِ تمام ذهنم درگیرش بود. یکسال در بخش یادآوری امور شخصی پنل مدیریت، جلوی چشم‌هایم بود. یکسال فکر کردم. یکسال خودم را مقصر می‌دانستم یا حداقل نیمه‌مقصر! 
3. اما نه! شاید به عقل و ذهن من نرسد، ولی بی‌شک راه‌حل بسیار بوده است. آنقدر راه وجود داشته، که اگر خدا می‌گفت باش، می‌بود. آنقدر راه بوده و آنقدر حکمتش در زندگی‌ها جاری بوده، که سرنوشت و آینده را به یک حرف و یک نه و یا آری بند نکند. که اگر اینطور بود، هزاران نه در برابر آری، و هزاران آری در برابر نه گفتیم و هیچ‌چیز تغییر پیدا نکرد. پس کلا نمی‌خواست و نمی‌خواهد. که اگر می‌خواست، نه و آریِ من، راه‌بند یا راه‌گشا نمی‌بود. نمی‌خواست و در این نخواستن، هیچ‌کس مقصر نیست. نمی‌خواست و راستش می‌دانم که چرا نمی‌خواست. این معمای یکساله، همان روز اول جوابش مشخص بود. 
+ در دایره قسمت ما نقطه‌ تسلیمیم * لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی... 
  • Mr. Moradi

دبیر جغرافی 1

نظرات (۴)

  • °° مریم °°
  • سلام
    چقدر این نوشته خوب بود. 
    من هم مدتها درگیر همین فکر بودم. خیلی احساس مقصر بودن شدیدی به آدم می دهد که نفس آدم بند بیاید. اینکه اسیر بشوی در یک کلمه ای که در یک زمانی به یک دلیلی درست یا غلط گفته ای و قرار باشد تا ابد آن را به دنبال خود بکشی، خیلی بد است. واقعا همه چیز به دست ما نیست و خدا هر طور خودش بهتر میداند کارها را پیش می برد. شماره 3 هم چه فکر آرامش بخش خوبی بود.
    سلام
    :) 
    اوهوم. خیلی بده. 
  • امید چِرَوی
  • خیلی خوب بود 👍
    :) 
    سلام :)
    حرف معلمتون قابل تعمل ...
    سلام :) 
    قابل تأمل که هست، ولی جداً نمیشه تعمیمش داد. من یکسال تعمیمش دادم و الان حس می‌کنم که اشتباه بود این تعمیم دادنش. 
  • مــاهان (ف.چ)
  • نه دیوانه. ما نقطه پرگاریم.
    نقطه پرگار کجاست حالا؟ هرچند اون تسلیم رو هم من نگفتم که :)) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up