مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : میگن کربلا هم گرم بود
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

بروم دلم می‌ماند و نروم هم دلم می‌ماند!

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۳ ب.ظ

یک کار سه‌روزه‌ای پیش آمده که لازم است بروم تهران. چهل روزی ولی، منتظر مانده بودم برای این روز. وقتی جمعه به من گفتند سه‌شنبه عصر، تنها سکوت جوابش بود. می‌گویند هیچ‌وقت آینده را پیش‌بینی نکنید. بارها برایم اتفاق افتاده است. انتظار هرچه را داشته‌ام، نرسیده‌ام. اما این‌بار، دوگانه‌ترین حالت است. بیش‌تر دلم می‌خواهد نروم، تنها به‌خاطر چند ساعت! اما می‌خواهم بروم، تنها به‌خاطر چند ساعت! نمی‌دانید چه تضاد لعنتی‌ای‌ست! هم می‌خواهم بمانم و هم بروم. جالبش این‌جاست که هم رفتن و هم نرفتنش، تنها به یک علت وابسته است. یک علت که هم موافق می‌شود و هم مخالف. 

  • Mr. Moradi
up