مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : میگن کربلا هم گرم بود
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

ویران‌شده

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۱۲ ب.ظ

بر آنم که خجالت چندین نوع جلوه‌گر می‌شود. بیش‌تر خجالت را به کز کردن و سکوت و سر به زیر افکندن می‌شناسند. خجالت را در سخن نگفتن و با صدای پایین صحبت کردن می‌دانند. خجالت را در سرخ شدن گونه‌ها می‌دانند و تعریق و لرزیدن دست‌ها و خیسِ آب شدنشان را هم دیگر نشانه‌ای می‌بینند برای خجالت. اما شما می‌دانید بدترین نوع خجالت کدام است؟ بدترین نوعش آن است که آدم زل می‌زند به روبه‌رو. قلبش می‌خواهد بایستد. زبانش بند می‌آید. چشم‌هایش می‌لرزد. نمی‌داند باید پس برود یا پیش. داد بزند یا زمزمه کند. زار بزند یا ناله کند. خلاصه‌اش بهت است. مبهوت شود و خودش هم نداند که چه باید بکند. از خودش ناامید شود. خجل شود. و عرق شرم بر پیشانیِ آدم درونش بنشیند! و چقدر سخت است. چقدر سخت است. بی‌چاره‌گی چه‌قدر سخت است. نجات‌غریق این دنیا کجاست؟ می‌گویند حسینعلیه‌السلام کشتی نجات است. بر منکرش لعنت. بر راه‌بلدانِ نجات، کشتی آشکار است. اما ما نابلدان خطاکار به کدامین سو برویم؟ چگونه؟ آخ. که چقدر انسان ضعیف است. و چقدر اراده‌اش در چنگِ بی‌ارادگی اسیر است. آخ خدایا. راه را نشانمان بده و ما را در مسیر خویش یاری فرما. 

  • Mr. Moradi
up