مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

آخرین مطالب
مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

سحر ندارد این شب تار...

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ب.ظ

تناقض همانطور که گاهی شیرین است، بعضی اوقات هم، به‌اندازه‌ی زهرِ مار، تلخ و گزنده است. آنقدری حجمِ این توده‌ی حس‌های متناقض، زیاد و مبهم است که نمی‌دانم از کجا باید شروعش کرد. از کجایش نوشت. از کجایش ننوشت. چگونه تمامش کنم. و به راستی مگر پایان‌پذیر است؟

+ کم‌کم باید برویم که داشته باشیم یک‌سالِ دیگر را. یک‌سالِ تحصیلیِ دیگر و یک‌هوار دردسرهای جدی‌ترِ درسی و فکری. این را هم نمی‌دانم از کجایش باید شروع کرد و کجا به پایان برد. می‌دانید؟ دلخوشی برای همین زمان‌ها خوب است. باعث می‌شود دیگر این‌مقدار از ابهام و تناقض وجود نداشته باشد. دلتان خوش!

  • Mr. Moradi
up