مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

آخرین مطالب
مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

صالحی نیست که بخواهد صلحی باشد

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ب.ظ

من درباره میانمار هیچ نمی‌دانم. درباره مسلمانان آنجا، درگیری‌های ‌اخیر، نسل‌کشی‌ها، وحشی‌گری‌های بدتر از جاهلیت، هیچ نمی‌دانم. اصلا تابِ دانستنش را ندارم. مطهری خوب می‌گوید. می‌گوید بی‌خبری‌، درست است که درد ندارد، درست است که آسایشِ تن را به‌همراه دارد، اما انسانیت در آن دخلی ندارد. دیگر بزرگی و انسانیت و حتی شرف نیز، در آن ذره‌ای جا ندارد. شفاف است. قبولش داشته‌ام. و دارم. مسئله این نیست. بی‌خبر بودن، درست نیست. غفلت از این مسائل، شرف آدمی را لکه‌دار می‌کند. خود را به ندیدن زدن، وجدان‌درد دارد. من این‌ها را هم نمی‌خواهم. اما خسته شده‌ام. از شنیدنِ سکوت‌ خسته‌ام. از این همه سکوت، واقعا خسته‌ام. از سکوت آن بی‌شرف‌هایی که به خواندن یک بیانیه‌ی لعنتی کفایت می‌کنند خسته‌ام. از سکوت آن بی‌وجدان‌هایی که پاریسی‌ها را آدم‌تر از یمنی‌ها می‌دانند متنفرم. از سکوت خیلی‌ها ناخشنودم. از آن‌ روشن‌فکرنماهایی که انسانیت‌شان فقط برای چشم‌آبی‌ها گل می‌کند و دم از صلحِ خیالی‌شان میزنند، منزجرم. از آن راحت‌طلبانی که حاضرند برای لغو یک کنسرت، پخش نشدن ربنا، زنانه‌نبودنِ ورزشگاه‌ها، دفاع از آشو‌ب‌سازها، ساعت‌ها افاضات کنند و قلم نجس‌شان را بچرخانند، اما وقتی به این فجایع تاریخی می‌رسند، دهانشان را تار عنکبوت می‌بندد، متنفر در متنفرم! از آن‌هایی که دم از صلح می‌زنند و می‌خواهند همه را با همان صلح و سازشی که بطلانش را دیده‌اند خفه کنند و تلویحاً و گاهاً صریحاً مرگ یمنی و فلسطینی و لبنانی و افغانستانی و سوری و هندی و... را بر حق می‌دانند و برای خودشان توجیه می‌آورند، حالم بهم می‌خورد. از دیدن این‌ها مور مورم می‌شود. این‌ها، چندش‌ترین‌ها نباشند، یقیناً یکی مانده به چندش‌ترین انسان‌های روی این زمین‌اند. این خشونت‌ها، فقط با یک‌راه پایان می‌گیرد. با یک خشونتِ بزرگ‌تر، علیه ظلم و ظالمانی که احمق‌ها را با واژه‌های صلح و سازش خفه کرده‌اند و خودشان در این راه، جز آدم‌کشی نمی‌کنند. 

  • Mr. Moradi

میانمار

نظرات (۵)

نسل کشی از هر لحاظ بده
فرقی نداره
چه کافر، با دین را بکشد
و چه با دین، کافر را
تنها یه نکته به نظرم می رسه، انسان چه قدر باید حقیر باشه که جان و زندگی یک انسان دیگه براش مهم نباشه.
هر روز بیشتر به این جمله شک میکنم: انسان اشرف مخلوقاته :/
با دین، کافر را نمی‌کشد، الّا به دفاع. و دفاع، حتی اگر شدید باشد، درست است! - جمله آخر، نظر خودمه. -

انسانی که خودش و راهِ خودش را نشناخته است، اگر جانِ دیگری برایش مهم باشد جای تعجب دارد.
انسانی که معنویات و ارزش‌های انسانی را در خودش تقویت کرده باشد، اشرف مخلوقات است. انسانیت، از انسان بودن جدا است و این‌گونه نیست که هر انسانی، انسانیت داشته باشد.
  • سوشیانت زرتشتی
  • مرادی جان:

    انسانم آرزوست
    انسانیتم آرزوست.
    به نظرم
    دیگه 
    وقتشه
    :(
    وقت ظهور؟ ایشالا.
  • مصطفی مرادی
  • سلام واقعا همین ظوری است
    :)
    درود بر این فریاد و لعنت به هرچه سکوت  در برابره ظلمه... آفرین به قلمتون...
    ممنون.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up