مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : میگن کربلا هم گرم بود
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

خودآگاه‌ترین ناخودآگاه

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ب.ظ

کاملاً ناخودآگاه یک‌سری رفتارهای فوق‌العاده ضدونقیضی داشتم در این روزی که گذشت که مپرس! اصلا داغون. خداروشکر فامیل‌های باهوشی ندارم، وگرنه قشنگ سوژه می‌شدم. ولی خب، خودمونیم، شیوه‌ی رفتارم رو دوست دارم. حتی وقتی تهِ تهِ دلم آشوب هست، در ظاهر اصلا نشون نمی‌دم - یعنی می‌تونم نشون ندم و اینو امشب به خودم ثابت کردم. همون لحظه‌ای که دستم نلرزید -. خیلی دقت می‌خواد فهمیدنش از روی دومینوهای رفتاری که معمولاً هیشکی نمی‌تونه بفهمه. که خب هم خداروشکر و هم متاسفانه! شاید اگه یکی یه‌بار یه‌جوری می‌فهمید،... نمی‌دونم. فقط دلم پره. از خودم. از همه‌چی. 

+ خلاصه اینکه هیچوقت از روی واقعیت‌ها، رویاسازی و خیال‌بافی نکنید. چون نمی‌تونید جلوی واقعیت وایستید و بگید اونطوری جلو برو که من تصورت می‌کردم، نه اونطوری که بقیه دارن جلو می‌برن. اصلا نمی‌تونید و با دیدنِ این واقعیت، خیالاتِ مجازی‌تون میاد جلو چشمتون و هیچ کاری نمی‌تونید در برابرش انجام بدید! تحملش سخته. سنگینه.

  • Mr. Moradi

نظرات (۲)

و آیا میشه خیال نکرد؟
واقعا برای من نمیشه:(
حداقل میشه از واقعیت‌ها، رویا نساخت. بزرگترین اشتباهِ من همین بود که اومدم از واقعیاتی خیال ساختم که نمی‌شد تغییرشون داد.
تنها کاری که میشه کرد اینه که با واقعیت کنار بیایم و دوست باشیم . هرچند خیلی سخته !
کنار اومدن با دوست داشتنش، متفاوته. شاید بشه کنار اومد، ولی نمیشه دوستش داشت...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
up