مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : فقط خدا ازمون بگذره...
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

تظاهر، تصادف می‌‌آورد!

دوشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۳۱ ب.ظ

1. تظاهر به حال خوب، هیچ‌چیز را بهتر نمی‌کند. این را سال قبل به یکی از بلاگرها گفته بودم. در ادامه‌اش هم گفته بودم که باید برای خودش حال خوب درست کند و این‌طور نمی‌شود که دست روی دست بگذارد و منتظر حال خوبِ رویاها بنشیند. 

اما حقیقت همین است: که صرفاً تظاهر به حال خوب، هیچ‌چیز را تغییر نمی‌دهد. دو راه ایجاد می‌کند. یا همه‌چیز معمولی می‌ماند و یا اینکه گندش در می‌آید و حال بدِ غریبی به آدمیزاد دست می‌دهد. فکر نمی‌کنم تظاهر به هیچ حالتی، جز این دو را داشته باشد! سر کلاس‌هایی که صرفاً تظاهر به حال خوب و مساعد برای درس داشته‌‌ام، هردویِ این راه‌ها را تجربه کرده‌ام. کلاس‌هایی بوده - مخصوصاً ریاضی‌ها - که از فرطِ حالِ بدِ غریب و بغضی عجیب، نمی‌دانستم چجور شروع شد و چجور تمام. این روزها مثال‌های مدرسه‌ای زیاد به‌ذهنم می‌آید. لعنت به شهریور و عطر ماه مدرسه!

من هنوز همه‌ی تلاشم را نکرده‌ام. ولی مقداری برای حال خوب، برای بیرون آمدن از این نقابِ زشت، تلاش کرده‌ام و حقیقتش نتیجه‌اش را هم گرفته‌ام. چقدرِ «منِ واقعی‌ام» دوست‌داشتنی‌تر است! جداً چند لحظه‌ای، بعد از سال‌ها، خودم را دوست داشتم. 

2. شنبه، برای اولین‌بار با دوچرخه تصادف کردم. تصادف صحنه‌ی خوبی نیست. اولین تصادفم با دیوار بود؛ با پرایدِ خودمان در پارکینگ. که فقط یک لحظه حواسم از کلاچ پرت شد. ترمز زدم بدونِ کلاچ. و بدتر پرید. و بوم! سپر شکست و چراغ ترک برداشت. این ماجرای یکسالِ پیش است. بهتر بگویم یکسال و یک ماهِ قبل. البته زیاد مهم نیست. اثراتش مشهود نیست آنچنان. ولی این‌بار یک‌مقدار متفاوت است. هرچند دردسری نشد. ولی مدتی‌ست که راحت‌طلب شده‌ام و با ترمزهای خراب نمی‌سازم. ترمزم یک‌مقدار دیر می‌گیرد. قبلاً خیلی خوب با این حالت‌های معمولِ هر دوچرخه‌ای کنار می‌آمدم. ولی حالا نمی‌شود گاهی. سمت راست را نگاه می‌کردم که، بوم! انصافاً بد ترمز کرد. اولش نگاهم روی چراغش قفل شده بود. دقیقاً یک شکستگیِ مشهود که با بدنه‌ی آهنی دوچرخه موازی بود و ذهنم اینطور برداشت می‌کرد که من شکسته‌ام. همانطور که در حال تخمین قیمت بودم؛ رفت جلوتر و زد کنار. بعد جالبش این‌جاست یک کلمه هم با من حرفی نزد. نگاه هم نکرد :| اصلاً انگار هیچ‌کس کاملاً متعجب، نگاهشان نمی‌کند. داشت سپرِ ماشین و گلگیر را چِک می‌کرد :| آخر مرد حسابی! من با لاستیک دوچرخه با نهایت توان هم بکوبم به آن سپر، چه می‌شود؟! بعد هم سوار شد و رفت! اصلا کلمه‌ای هم نگفت. عجیب بود. من ولی پنج دقیقه تمام همانجا ماندم. انصافاً رانندگی‌ام خوب است ها! ولی لامصب هم بد ترمز کرد و هم من ترمزم اشکال داشت. هرچند زمان برخورد، کار از ترمز گذشته بود. اصل بر تظاهر به حال خوب بود. اصل بر حواس‌پرتی بود :دی

  • Mr. Moradi

دوچرخه

نظرات (۹)

خوب بود!!
چی خوب بود؟
نمی‌دونم چرا یاد علی افتادم.. علی فتاح.. علی فتاح من او.
منِ‌او رو باید بخونم :)
حواس جوونای مملکت کجا رفته؟ نه واقعا کجا رفته؟ :-"
وااااقعا کجا رفته؟! :|
  • هانیه شالباف
  • واکنش من موقع خوندن پست:
    [اوهوم...اوهوم... آره...]
    :)
    :))
    به شکل قابل توجهی کلا نگرفتم چی گفتین ولی به شکل قابل توجه تری لبخندهای بسیار ملیح به لبم اومد:)
    بر خلاف شما من سر کلاس ریاضی خیلی شنگول میشم(با دوستم مسابقه ساخت بیشترین شکلک با ماشین حساب برگذار می کنیم).
    مشکلی نیست :)
    تظاهر برای دیگران چیزی رو عوض نمیکنه. اما کنار اومدن با خودت و تظاهر برای خود خیلی هم بد نیست. بهش فکرکنید و امتحان کنید
    تصادف ماشین با دوچرخه و موتور میتونه وحشتناک باشه. خداروشکر چیزی نشده. عموم با موتور با ماشین بابام تصادف کرد و خیلی بد بود. پاش شکست.
    تظاهر برای دیگران نه. تظاهر برای خودم. زمانِ کمی جواب میده فقط :دی
    آره. تصادف موتور و ماشین وحشتناکه. البته این از پشت بود و من زدم. قاعدتاً سرعتی هم نداشتم :دی
  • פـریـر بانو
  • خداروشکر هیچیت نشد! واسه همینه خانوم باربارا پارک میگه وقت دوچرخه سواری کلاهشو بذارین :))
    ولی من بمیرم هم از این کلاه های مسخره استفاده نمیکنم :| 
    منم اولین تصادفم با دیوار بود . ولی خبری از وسیله نقلیه ای نبود . یعنی فقط من بودم و دیوار . حتی سرمم پایین نبود . یعنی میخوام بگم میشه نگاه کرد و ندید . البته هنوز معتقدم دیوار من و ندید
    خسته نباشی! :دی
    جوون! کجایی؟ حواست رو جمع کن جوون! دنیا دو روزه انقدر فکر و خیال نکن. اونم پشت فرمون دوچرخه!
    همین‌جام. در همین نزدیکی! :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up