مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : فقط خدا ازمون بگذره...
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

سقوط اخلاقی جامعه 2

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ

ناظر همون کلاس بودم. همون مدرس. همون بچه‌ها. 

این‌بار از بچه‌ها خواست که یه تیکه کاغذ بردارن و مشکلی که هیچ‌جوری و هیچ‌جا نمی‌تونن بگن رو بنویسن. گفت مشکلی رو بنویسن که نمیشه و نباید بلند خوندش. اسم هم نزنن. اسمشون هم لو نمیره. 

همه نوشتن.

می‌خواست نوشته‌ها رو بخونه - بدونِ اینکه مشخص باشه برای کی هست و کی نیست - و درباره‌ش یکی دوجمله بگه. و هم اینکه بچه‌ها ببینن مشکلاتشون فقط برای خودشون نیست و دیگرانی هم مشکل‌دار هستن. من که ناظر بودم و حق ضبط نداشتم و اصلا دستگاه ضبطی نبود :دی به یکی از رفیق‌هام رسوندم که گوشی‌ت رو بذار رو ضبط. و ضبط کرد. برخلاف اکثر جلسه‌ها، کلاس فوق‌العاده بود. نتیجه فوق‌العاده‌تر. حیف و حیف که جنبه ندارید :دی وگرنه این صوت رو می‌ذاشتم براتون. پر بود از مشکلاتی که من می‌دونم هست، مدرس می‌دونه هست، حتی خودِ بچه‌ها هم می‌دونن که وجود داره و شاید شما هم بدونی که وجود داره؛ ولی هنوز درکِ دقیقی ازش نیست. به‌نظرم ارائه آمار و اطلاعات باید کاملاً مشهود و عینی باشه. اینکه من بیام بگم که: «بله عاغا! سال 93، دوهزار مورد مراجعه درباره‌ی مسائل جنسی و جنسیتی - نمی‌خوام بگم دقیقش رو! نوشتم ولی ویرایشش کردم. شاید درست نباشه گفتنش - در تهران بوده.» و هزاری هم پرونده‌هاش رو بالا بگیرم و اینجوری عدد و رقم بخونم، اون فایده‌ای که باید رو نداره. اون آماری تأثیر داره که عینی باشه. که من همین الان ببینم از چهل نفر، سی‌وهفت نفر مبتلان!‌ این تأثیر داره. این قشنگ نشون میده به کدوم جهنمی داریم میریم! 

و خوند برگه‌ها رو. و عجب مشکلاتی داشتن این بچه‌های اسکل! :))

از عشق و عاشقی - که حالا شاید زیاد اهمیتی نداره - نوشته بودن. از خودارضایی به‌جز چندنفر، همشون نوشته بودن. از خانواده نوشته بودن. از سخت‌گیری‌های بی‌مورد نوشته بودن. از اینکه حاشیه‌ها - از جمله حاشیه‌های جنسی - نمی‌ذاره درس بخونن نوشته بودن. از اینکه نمی‌تونن درست بخوابن و از درگیری‌های شدید ذهنی نوشته بودن. از بی‌علاقگی نوشته بودن. از احساس پوچی نوشته بودن. از بی‌خاصیتی و احساس اضافه‌بودن نوشته بودن. از سرخوردگی و اعتیاد و مواد و وابستگی به نت و امثالهم هم زیاد نوشته بودن...

قبل از اینکه بچه‌ها بنویسن، برای مثال یه برگه از کلاس‌های قبلیش - که از قضا برای تهران بود - برداشت که بخونه. نمی‌دونم بگم یا نه. خیلی موردِ بدی بود. یعنی فاجعه بود. من تا حالا همچین‌چیزی رو نشنیده بودم جداً. تقصیرِ خانواده هم بود شدیداً! به‌شدت تقصیر خانواده. یعنی من اون مادرش رو می‌دیدم، در محل ده‌تا فحش یکسره و یک‌نفس و دوتا سیلیِ آبدار هم بهش می‌زدم. سیلی‌ای که یکی از من بخوره و دوتا از زمین. واقعاً مستحقِ همچین چیزی هست. واقعاً ها! خب دیگه نمی‌گم چی بود :))

+ صوت رو نمی‌ذارم. صدا هم آنچنان واضح و دل‌بخواهِ من ضبط نشده. حوصله‌ی ویرایشش هم ندارم :دی ولی خب، وضع خوب نیست. اینکه آدم، عیناً می‌بینه، واقعاً خیلی متفاوته با اینکه فقط از این و اون بشنوه یا از اینجا و اونجا بخونه. یه‌جوری باید درست بشه این وضعیت. 

  • Mr. Moradi

جامعه

سد مهتی

نظرات (۲۱)

من هنوز دیدگاهم نسبت به دخترا مثبته ولی :-"
برگه‌های دخترا رو وقت نشد بخونیم و بررسی کنیم :دی باید بپرسم درباره‌ی حرفاشون از مدرس. :دی
بپرس :-" بعد به ما عم بگو :-"
آره. اگه بپرسم حتماً می‌نویسم اونا رو هم. می‌خواستم این رو هم بذارم وقتی دخترا رو هم فهمیدم بعد بنویسم که دیگه گفتم دیر میشه از ذهنم می‌پره!
  • ماهی کوچولو
  • خدا به نسلای بعد که اینا تربیت میکنن رحم کنه
    اگه نسل‌های بعدی وجود داشته باشه، فکر کنم رسماً با هیولای واقعی و غیرافسانه‌ای طرف باشیم!
    منم حرف بهار. هنوز تو این مسائل به دخترا بدبین نیستم. انصافا دخترا هرچی هم باشن باز عاقلانه تر فکر میکنن :)
    چرا بی جنبه ایم؟! :|
    اصلا قبول ندارم. خودبرتربینیِ جنسیتی هم نداشته باشیدا =)) اسناد دخترانه‌ش هم موجوده واقعا. بدتر نباشه، خیلی هم بهتر نیست وضعشون. والا خب! البته همه و همه‌ی مشکلات جنسی و فکری و ذهنی و شخصیتی، خودارضایی هم نیست. ولی خب اینم هست.
    کامنت‌های پست لینک‌شده رو مرور کنید! سرِ یه قسم - که شما نیم‌ساعت پیاده راه بری ده‌بار می‌شنوی - یک‌ساعت بحث کردیم! توی این صوت پُره از قسم و شوخی. دیگه اینو بذارم که هیچی دیگه :))
  • פـریـر بانو
  • از این همه رازآلود نوشتن چه حسی داری؟ (شکلک چشمای ریزشده) همه اش رو گفتی خب دیگه نمیگم! یا نمیذارم! :))


    اوضاع از آنچه که می بینیم بدتر است...خیلی بدتر...متاسفانه...
    رازآلود نبود. یعنی قصدم این نبود. اتفاقاً میخواستم صریح باشه، و نه رازآلود :)) الان حاضرم صوتش رو پیاده کنم و مورد به مورد بنویسم - با حذفِ حاشیه‌ها - ولی صوتش رو نذارم چون پُره از شوخی و قسم و سخته سرشون بحث و حرف‌زدن. ضمنِ اینکه صوتش وضوحِ دل‌بخواهِ من رو نداشت کلاً. البته موضوعاتِ کلی‌شون رو توی پاراگراف نوشتم. این آخری هم که گفتم نمی‌گم، واقعاً گفتنی نبود. یعنی اونقدری حالم رو بهم زده که اگه آدرسش رو داشتم یا میشناختم طرف رو، همین بلاهایی که گفتم رو سرِ اون مادره می‌آوردم. 

    متأسفانه...
  • פـریـر بانو
  • شوخی می کنم :)) 
    در کل درسته این مدلی نوشتی ولی خب ما فهمیدیم چی شد :/
    اون مادره... هومممم... یقینا حرکت افتضاحی زده که اینطور عصبی هستی از دستش... افسوس... 
    و خب آروم باش... هرچی بزرگتر شی اینطور اتفاقاتی بیشتر به گوشت میرسه... متاسفانه...
    لعنتی آدم بهش فکر می کنه همش باید آه بکشه و متاسف شه و... 
    بد نوشتم دیگه. حواسم نبوده. ولی خب، فکر کنم منظور رسیده با اون یه پاراگراف. ولی قصدِ من انجام نشده انگار - همون صراحت که نداره متن انگار -.

    اون مادره. در واقع دو مورده. یکی نوشتم به نمایندگی از جفتشون. حرکاتشون خیلی افتضاحه. 
    آرومم. عصبی و عصابی و متشنج نیستم. فقط این جامعه، دیگه جامعه نمیشه واسه من. واسه شما. واسه نسل‌های آینده. واسه کشور. همون تأسف و آه کشیدن...
    سلام...
     و جدای از اون آمار، آمار عینی رو خودِ مرد مطلعن، ولی غلطی نمی‌کنن یعنی عملن نمی‌دونن که چه غلطی باید بکنن. گاهی وقتا حس می‌کنم این زیاد پوشیده نگه‌داشتن و قایم کردن مسائل از کسایی بچه‌هایی که علم بالاتری نسبت به ما تو این قضایا دارن اشتباهِ محضی که باعث فاجعه شدن این اتفاقات می‌شه. 
      و فقط توان گفت بمیرید، بمیرید، بمیرید. :(
    سلام
    خودِ مرد مطلعن یعنی چی؟ مرد کیه؟ منظور مردم بوده شاید. مردم مطلع نیستن در این سطحو با این وضوح؛ مگر اینکه خودشون داشته باشن همچون مشکلی رو. نمی‌دونن چه غلطی باید بکنن چون کار باید توی خانواده‌ها صورت بگیره. 
    پوشیده نگه‌داشتن، فرق داره. قضیه از جای دیگه‌ای آب میخوره. از پوشیده نبودن گاهی حتی. از تنهایی. از نابسامانی در خانواده‌ها. از اشتباه در مدرسه‌ها و نظام آموزشی. 
    اسناد دخترانه ش هم موجوده :)))
    خودبرتربینی جنسیتی ندارم، مشکلات رو هم فقط اونی نمیدونم که شما میگید، ولی از خیلی از جنبه ها مشکلات دختر ها کمتره. از خیلی جنبه ها بیشتر. اینجا جاییه که کمتره :) 
    تقصیر شما بود که بحث اونطوری پیچیده شد، والا :دی
    :))
    به‌نظرم وضعشون توی مسائل ذهنی، فکری، شخصیتی و جنسی زیاد هم بهتر نیست. 
    شما پیچوندین بحثو! از کامنت آخرتون مشخصه که چقده پیچیده‌ش کردین :دی
    آره منظور مردم بود!!
      بارها و بارها حاضرم بگم که مردم می‌دونن. این‌قدر این مسائل زیاده که هرکسی حداقل از یکی‌ش خبر داره. و مگه همون یکی هم کم چیزیه؟‌ مگه همون یکی هم چیزه ساده‌ایه که قرار باشه ازش گذشت بشه؟!
      پوشیده نگه‌داشتن باعثِ حفظ حایل بین خانواده و بچه می‌شه. حایلی که بچه با خارج از خانواده نداره و خیلی راحت توی هر کوچه‌ای کلی فحش می‌شنوه که حتا جرأت نمی‌کنه یکی از اونا رو جلوی خانواده‌ش به زبون بیاره. وقتی چنین اشکالی پیش بیاد، وقتی به بچه تعرض بشه، وقتی بچه چیزی بشنوه که نمی‌تونه به خانواده‌ش بگه و این جدایی بزرگ‌تر بشه، عملن این اتفاقات بیش‌تر می‌افته. وقتی بشه بچه با خانواده‌ش در این مورد حرف بزنه، عملن خیلی از مشکلات حل می‌شه، نه همه‌شون. و شاید به قول شما از طرفِ دیگه‌ای مشکل پیش بیاد. من مطمئن‌م که وضعیت کنونی وضعیت درستی نیست. اما خب از یه طرف دیگه هم می‌تونه اشتباه باشه. 
      من پستِ قبلی که در این مورد نوشته بودید رو ندیده بودم، اما خب الآن که دیدم‌ش و کامنت‌ها رو هم می‌خوندم به این که در برابر ازدواج موقت ایستاده بودید (تا حدودی البته) رسیدم. و خب می‌دونی اشتباهه. ببین وقتی آدم داره از گرسنگی می‌میره، خوردنِ گوشت اسب‌م حلاله! و در ضمن به نظرِ من چیزی رو که خدا به عنوان راه برای مشکل قرار داده نمی‌تونه اشتباه باشه، و حتمن خیلی درست‌تر از روش‌های دیگه‌ست مثل خودارضایی. مثل فرض کن اگه یه بچه ازدواج موقت داشته به‌تر نیست از این که با اون نیازش، خود ارضایی کنه و به همه‌ی بدن خودش فشار بیاره یا به محارم خودش نزدیک بشه؟!
    یکی، اگه یکی باشه چیزی نمی‌کنه! دیگه نمیشه توقع داشت بین صدنفر یکی هم نباشه. بین هزارنفر ده‌تا نباشه. ولی توی جمع چهل‌نفره، سی‌وهشت نفر مبتلا خیلیه.
    یعنی باید توی خانواده فحش آموزش داده بشه که بچه توی خیابون بدترش رو نشنوه؟! به‌نظر من باید روی فکر بچه کار بشه. که وقتی رسید به پونزده، بتونه بین خوب و بد و درست و غلط تفکیک کنه. بدونه این غلطه و نباید برم سراغش و اون درسته و نباید ولش کنم! در این حد محکم. چیزی به اسم اعتقادات و ارزش‌ها و قواعد اخلاقی - یا هر اسمِ دیگه‌ای که روش میذارن -.

    من در برابر ازدواج موقت نایستادم. اولاً که کلاً شرایطش وجود نداره بینِ خانواده‌ها. اگه از این هم بگذریم؛ این برام سوال بود که اون دختر - که باید تقریباً هم‌سن باشه دیگه - مثلا پونزده، مثلا بیست، مثلا بیست‌ودو ساله آینده‌اش چی میشه؟ آیا بعضی اثراتِ ازدواجی که موقت بوده ازش رفع میشه؟ آیا بهتر نیست شرایط دائمش رو فراهم بیاریم؟ - با یه ایجاد اشتغال ساده برای پسر -؟ خب اینا مسائلی هست که جوابی ندارم براشون. وگرنه ازدواج موقت اشکالی نداره. مخصوصاً اگه شرایطش باشه!
    من تا خودم نبینم یا کسی از منبع موثقی نشونم نده باور نمیکنم! شما هم میتونید اسنادتون رو رو کنید :))

    :دی

    پیوست کامنت میم عزیز؛
    من چیزی که بیشتر تو اطرافم دیدم بی اطلاعی خانواده ها نبوده، اما میدونید مشکل کجاست؟ اینجاست که خانواده ها فکر میکنن این مشکلات فقط واسه بچه های مردمه! به خیالشون وقتی میگن جامعه فلان شده بچه اونا جزئی از این جامعه نیست و یه تافته جدابافته ست. (البته هستن کسانی که اینطور فکر نمیکنن اما اکثریتی که من دیدم همین بودن.) خصوصا بین خانواده های مذهبی و معتقد_حالا در حد کم یا زیاد_ چون غالبا فضای داخل خونه متفاوته و حرفی از این چیزا زده نمیشه، پدر و مادر ها هم به گمونشون یه بچه از چنین خانواده ای همچین کاری نمیکنه که! اینا مال فلان و بهمان خانواده هاییه! گاهی پدر و مادر ها انقددددرررر مشکلات بقیه رو میبینن که غافل میشن از بچه های خودشون. 
    مشکل دوم هم که عدم شناخت و دونستن راه حل، بعد از اطلاع از مشکله. برخورد تند و غلط میتونه بدترش بکنه. که متاسفانه بیشتر هم همین برخورد اتفاق میفته..
    من که به «برابری» رضایت دادم. شما ادعا کردی دخترها عاقل‌ترن! شما باید سند بیاری مبنی بر این مورد! من سندم همون پست قبل‌ـه. از کسی هم نقل کردم که لزومی یا حتی احتیاجی به دروغ گفتن یا خالی‌بستن نداشته. 

    آره. اینم هست. مگر اینکه گندِ بچه‌ی خودشون هم در اومده باشه و باهاش درگیر باشن.
    من دلیل دارم به علاوه مشاهدات خودم و اطرافیانم. نمیگم الا و بلا حرف و مشاهدات من درسته، نه. امکان داره من بخش متوسطی از دختر ها رو از نظر این مشکلات دیده باشم و واقعیت چیز دیگه ای باشه. ولی تنها به چیزی که شما تو این یه مورد دیدید هم نمیتونم اکتفا کنم. چون منم کم ندیدم. 
    همه نمیان صاف و پوست‌کنده از همچون‌چیزی حرف بزنن. اون چیزایی که توی این تیکه کاغذ نوشتن، حرف‌هایی بود که عمراً نمی‌شد با یک مشاهده‌ی معمولی فهمیدشون و عمراً به دوست و آشنا و همکلاسی نمی‌گفتن.
    + دلیل آوردن برای این مسئله که دختر عاقل‌تره، فقط تعصب روی جنسیت رو نشون میده :)) 
    ++ نگفتم تنها به چیزی که من دیدم اکتفا کنید. اما ادعای عاقلانه‌تر عمل کردن دختر در برابر پسر، نه عینی هست و نه قابل اثبات. دیگه مشاهداتتون از یک مشاوره تخصصی حوزه نوجوان با هیفده‌سال سابقه که عمیق‌تر نیست. این آقا هم ندیدم  از عاقلانه‌تر بودنِ وضعیتِ یک جنسیت نسبت به جنسیتِ مقابلش حرفی زده باشه...
    آآاااه چرا من به چی می‌گم این یه چی دیگه می‌شنوه خدایا؟! صرفن به هم‌این دلیله که کامنت نمی‌ذارم! بی‌خیال دیگه کامنت نمی‌ذارم :دی

    من راه حل ارائه ندادم که بیاید به هم فحش بدیم. گفتم این مشکله. لطفن از چیری که من می‌گم برداشتِ دل‌بخواه نفرمایید.

    اگه ازدواج خیلی موقت باشه آرع رفع می‌شه :دی هیچ‌کس نگفته که ازدواج موقت قراره راه‌حل دائمی‌ای باشه‌ها! صرفن تا زمانی که یاد بگیریم مملکت رو از این ...دونی در بیاریم!
    نه آقا. کامنت بذار :))

    نه خب! بچه میره توی خیابون فحش می‌شنوه و نمی‌تونه - و نباید - توی خونه ازش صحبت کنه که مشکل نیست. مشکل اینه که بچه - مثلا پونزده‌ساله - هنوز قدرت تفکیک و انتخاب بین غلط و درست رو نداره. 

    ازدواج خیلی موقت هم داریم پس :)) ولی باز به‌نظرم یه‌چیزایی رفع نمیشه... خب منم همینو میگم. بهتره مملکت رو از این وضعیت در بیاریم :دی
    آقا من دیگه بحث نمیکنم با شما :|
    خیلی تند میرید ها، خیلی..
    تند نرفتم که :| کجاش تند رفتم؟!
    + اینکه میگید دخترا عاقلانه‌تر رفتار می‌کنن، بهم برمیخوره! من هیچ برتری‌ای در این زمینه نمی‌بینم برای جنسیتی و اونی که برتری ببینه فقط تعصب داره روی جنسیتش. 
    برای خانم لب‌خند :)) خنده‌م گرفت! چون خوندم‌ش لب‌ِ خند:
     ممنان.
    :)
    شما یکمی عجولانه صحبت می کنید :)
    من تعصبی ندارم. اما نمیدونم چرا یه چیزی میگم شما کلا یه چیز دیگه میگید.

    میم: :)
    شما نگفتید دخترا عاقلانه تر رفتار میکنن؟! 
    بله در این موارد و در این سن گفتم که عاقلانه تر رفتار میکنن و این نظر منه. اما تعصبی درکار نبوده و نیست. عرض کردم دلیل دارم.
    بیخیال شیم :) 
    دلیل آوردن برای اثبات یک مسله عینی، تعصب رو نشون میده :)) اون چیزی که هست عاقلتر بودن جنسیتی رو نسبت به جنسیت مقابل نشون نمیده...
    بنده به طور مطلق نگفتم که در همه موارد دخترها عاقل تر از پسر ها هستن. این حرف مشخصه درست نیست. اما اینکه در یک سن خاص و مسئله ای خاص عاقلانه تر رفتار کنن تعصبی بودن رو نشون نمیده. کما اینکه آقایون هم ممکنه در سنی و در موضوعی خاص، رفتاهای عاقلانه تری رو نسبت به خانم ها داشته باشن که دارن.
    نبوده خب! عاقلانه تر نبوده. اسنادش؟! :))
    حالا شما برو دانشگاه، بعدشم برو سربازی، بعدشم وارد اجتماع شو، تازه می‌بینی این چیزا در برابر اون یکی چیزا اصلاً سقوط اخلاقی نیست؛ مسائلی مثل روابط نامشروع زن شوهردار و امثالهم که دیگه بقیه‌شون رو نمی‌تونم بگم...
    همه‌شون با هم، سقوط اخلاقی‌ان دیگه...
  • سوشیانت زرتشتی
  • سلام
    1- لطفا یه موضوعی رو مطرح نکن یا کامل بگو، اگر قرار باشه اینجا توی فضای عمومی هم خودمونو سانسور کنیم که چه فرقی با واقعیت داره، اینجا تو فضای مجازی شما نظر مخالفت رو میدی ولی محکوم نمیشی، اونجوری که دوست داری حرف میزنی و........ حالا شما هم این حرفهایی رو که تو واقعیت هست رو باید بگی که بقیه بدونن، خودم من شاید واقعا خیلی چیزا ندونم
    2- من نمیدونم شغل یا رشته شما چی هست ولی ای کاش این حرکات اموزشی یا کلا هر چیزی از یک نسل قبل تر شروع می شد، الان نه اموزشی به این پدر مادرهای نسل بعد داده شده نه جایی توی جامعه در موردش کارگاه آموزشی گذاشته میشه بصورت علنی، بعد دم از همه چیز بعنوان بهترین و بالاترین میزنیم، چه دین، چه سیاست، چه.....این نسل جدید تربیت و آموزشش رو از شبکه های مجازی یاد میگیره حداقل مطالب اونها رو باید مفید کرد

    سلام
    1. بایدی وجود نداره. کامل‌تر می‌گفتم، به‌تر بود. فقط همین.
  • سوشیانت زرتشتی
  • سلام دوست عزیز
    منظور بنده باید نبود، اگر سوء برداشت شده عذرخواهی میکنم
    نه. سوبرداشتی نیست. نیازی هم به عذرخواهی نیست ;)
  • نیمه سیب سقراطی
  • با مترسک موافقم ... 
    راست راستش اینه که بدبختانه اوضاع افتضاح تر و وخیم تر از ایناس ... 
    اگه میخوایم ده سال دیگه زندگی داشته باشیم، باید متوقف بشه این وضعیت. یا حداقل رو به کاهش بره. چیزی که به نظرم میرسه اینه که رو به افزایشه :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up