مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

سقوط اخلاقی جامعه یا قبح‌زداییِ تدریجی

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ

توی کلاسی ناظر بودم. مدرس - که بعداً درباره‌ش می‌نویسم - یک سوالی پرسید. «کی می‌تونه همین حالا مرگ مادرش رو قسم بخوره که تا حالا خودارضایی نکرده؟»

نتیجه وحشتناک بود. فقط یک‌نفر دستش رو آورد بالا. و تا آخر هم پای حرفش موند. کاملاً مطمئن. کاملاً. و بقیه ساکت. ساکت. ساکت. می‌دونید مدرس چی گفت؟ بهش گفت تو بین پونصد نفر - هم پسر و هم دختر - که از صبح میان کلاس، تنها کسی هستی که دستت رو آوردی بالا! و من همینطور ناظر بودم. همینطور ناظر بودم. همینطور ناظر بودم. 

+ کلاس حدوداً چهل نفره بود. 

++ این یک چشمه از عمق فاجعه‌ست فقط! آمار همجنسبازی، روابط نامشروع - از جمله رابطه با محارم - و موارد مشابه بسیار ناامیدکننده‌ست.

  • Mr. Moradi

جامعه

سد مهتی

نظرات (۲۱)

  • بهــ ــار..
  • شتتتتتتتتت :////
    اوهوم. شتتتتت!
  • رضا فتوکیان
  • :( :(      :(
    فکر میکنی چرا....
    درباره‌ی چرایی و ریشه‌یابی‌ش هم حرف زد. افراد دیگری هم حرف زدن. ولی من دنبالِ راهکارم. راهکارِ بیرون رفتن از این فاجعه، چیه؟ این الان خیلی مهم‌تره. 
    وحشتناک و شوکه کننده...
    آره. وحشتناکه...

    خیلی وقته که الارم اعتقادی و فرهنگی به صدا دراومده و الان فقط داره تبعاتش رو نشون میده....همون وقتی که افسران جنگ نرم ما خواب بودند

    تقصیر اصلی از خانواده است به‌نظرم.
    حرف های نگفته ای دارم
    مثل هر آدمی که در شهر است
    مردمانی عبوس در بن بست
    اجتماعی که با خودش قهر است...

    جز تاسف خوردن برای نسلی که نمیتونم آیندش رو ببینم و برام در هاله ای از مه هست، جز نگران بودن برای بچه های خودم که نمیدونم قراره چی بشن و راهشون در این جامعه ی پر از گند و کثاقت چیه ، جز ناراحت شدن برای اینهمه جوون که به فنا رفتن و‌میرن و نمیدونن نیازهای جنسی رو‌چجوری سرکوب کنن و نه تربیت و نه خانواده و نه مملکت هیچکس هیچی بهشون یاد نداد و راهی جلوی پاشون نذاشت و دلی نسوزوند حرفی ندارم واقعا.

    میخواستم بگم نگران بچه‌های خودتون نباشید که به جملات آخرتون رسیدم و پشیمون شدم! یعنی چی که «نمیدونن نیازهای جنسی رو چجوری سرکوب کنن...»؟ سرکوب کنن؟ مگه با سرکوب کردن مشکل حل میشه؟ خودارضایی از همین «سرکوب کردن» پدید میاد اصلا!
    متاسفانه مطلع بودم وضع همینقدر فجیع شده؛
    اما در بین دخترا هم انقد؟؟ اینو اصلا باورم نمیشه!!

    + کار مدرس اصلا اصلا اصلا درست نبود. خیلی کار غلطی کرده که چنین سوالی رو با چنین قسم بزرگی مطرح کرده که عده ای مجبور بشن به گناهشون مقابل بقیه اعتراف کنن. واقعا بدم اومد.
    مگه پسرا چی از دخترا کم دارن که فجیع بودنِ وضعشون باورپذیرتره براتون؟ غریزه‌ی جنسی‌عه دیگه. هرمشکلی باشه، هر دو جنس رو درگیر می‌کنه :| 

    + من قصدم این بود که پست، مختصر و مفید و عینی و دقیق باشه و نمی‌خواستم توضیحات اضافه بنویسم. از همین جهت هیچکس از جوِّ کلاس، بچه‌ها و مسائل مطرح شده و مواردِ ذهنیِ بچه‌ها شناختی نداره. چی فکر کردین؟ فکر کردین چهل‌تا پاستوریزه‌ی از همه‌جا بی‌خبر نشستن توی کلاس؟ اینا همشون هم رو می‌شناسن؛ اصلا موقعیت و فضا طوری هست که همدیگه رو می‌بینن - و یا من اونا رو می‌بینم - قشنگ میشه تشخیص داد. اعترافِ شاقی در کار نبوده! ضمناً «عده‌ای» هم نبوده و تقریباً همه بوده! می‌تونم بگم هیچ‌کس توقع نداشت که اون یه نفر هم دست بلند کنه :)) و دیگه اینکه چون با جوِّ کلاس و فضای ذهنیِ بچه‌ها آشنایی ندارید گمان کردید که حالا با این قسم بچه‌ها موندن توی آمپاس! نه. این قسم یه‌جورایی عادی شده و برای محکم‌کاری اینطور محکم‌تر از قبل بیانش کرد. اتفاقِ خاصی نبوده...
  • یک دختر شیعه
  • باورش خیلی سخته...
    ...
    فاجعه‌ست ولی داره برام عادی میشه. هرساله توی مدرسه به وضوحِ حتی بیش‌تر از این، می‌بینم این موارد رو. 
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ****** *** *** ******* ** ****** ****** ***** **** ** ** **** ** ****
    + چرا انقد تند آخه؟ :) 
    با جو کلاس ها آشنایی دارم چون خودم تو همین کلاس ها و همین مدارس و همین جامعه و تو همین دهه درس خوندم. و خیلی با این بچه ها درگیر بودم تا بلکه بتونم خودمو سالم ازشون بکشم بیرون. اما در هرصورت اعتراف به گناه رو درست نمیدونم. هرچقدرم که قبحش ریخته باشه باز هم باز هم اجازه نداریم این سوالو با این قسم مطرح کنیم. شما دارید جو پیش رو و اون کلاس رو میگید، اما من دارم وظیفه ی اون مدرس رو میگم. اجازه نداشت چنین کاری بکنه. اطلاعات و آمارگیری از این معضلات رو هم میشه با شیوه های بهتر دیگه ای به دست آورد.
    + تند نبودم :)
    خیر. اصلا و ابداً با جوِّ کلاس آشنایی ندارین :)) کلاس دخترونه با کلاس پسرونه متفاوته. فضای فکریشون. نوع حرف زدن و موارد مشابه اونقدری فرق داره که شما حتی متوجه‌ی منظورم نشدین. من میگم اصلا اعتراف به گناهی وجود نداره! همه همدیگه رو میشناختن. همه از هم خبر داشتن. و همه توی صحبت‌هاشون با هم، در این‌باره - به شکل واضح‌تر و فجیع‌تری - صحبت کردن! قضیه‌ی قسم هم، عادیه. چیزی خاصی نبود یعنی! هیچکس حس نکرد که با این قسم توی معذوریته! فقط برای محکم‌کاری و عینی‌تر شدنِ قضیه، اینطور محکم بیانش کرد. فقط همین :) مدرس، بهترین و عینی‌ترین و دقیق‌ترین راه رو انتخاب کرد برای نشون دادنِ عمق فاجعه! وگرنه قبلش از مراجعینش به اندازه‌ی کافی گفته بود و آمار داده بود. هیچی مثل این کار، قضیه رو عینی و قابل مشاهده نمی‌کرد - با اینکه همه می‌دونستن، اما بیانش یه‌چیزِ دیگه‌ست - اونی که باید می‌فهمیده توی کلاس، فهمیده :)
    به قول رضا مارمولک [نقل به مضمون:] خیلی سفت بگیری که بره بهشت، از اون ور جهنم می‌زنه بیرون!
    سفت‌گیری‌ای در کار نبوده برای بهشت رفتن که بخواد از اون‌ور جهنم بزنه بیرون!
    طبیعیه وقتی امکان ازدواج نباشه.
    طبیعی که نیست! قدیم‌تر هم گاهی کسی شرایط ازدواجش فراهم نبود؛ ولی این‌طور نبوده که این مشکلات ایجاد بشه برای افراد. یه چیزایی بود به اسم اعتقاد. ارزش. حرمت. که داره کمرنگ میشه...
    ازدواج آسان و به موقع
    شاید این راه‌حل کلیشه‌ای به نظر برسه؛ ولی از اونجایی که این نیاز هم مثل نیاز به غذا خوردنه و از اونجایی که نمیشه به آدم گرسنه بگی گرسنه نباش و از اونجایی هیچ کدوم معصوم و امامزاده و بچه‌ی پیغمبر نیستیم، راهش همینه.
    اصلاً کلیشه‌ای نیست. کاملاً هم درسته...
  • آقای سر به هوا ...
  • خیلی چیزها اتفاق افتادنش دست من و شما نیست .
    خودارضایی خودش یه پدیده عجیب و برای امروز و دیروز نیست .
    خیلی اتفاق ها از سر کنجکاوی و خیلی هاش از سر فشارهای جنسی اتفاق میافته . ما خودارضایی رو تو افراد متاهل هم داریم ..
    همه‌چیز دست من و شما و ما هستش. همه‌چیز! خودمون گند زدیم :)

    + خودارضایی در متأهلی - یا مثل بچه‌بازی -، مطمئناً یه بیماری روانی محسوب میشه. منظور بیماران روانی نبود در اینجا.
  • قاسم صفایی نژاد
  • شهید مطهری در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» در فصل ازدواج موقت میگن که نوجوان 15 ساله تا حدود 25 سالگی که شرایط ازدواج براش فراهم میشه نیاز به ازدواج موقت داره که هم به گناههایی مثل همین موردی که اشاره کردید نیفته و هم زیر بار مسئولیت زندگی نره. البته ازدواج موقتی که خانواده‌ها در جریان هستن و بعضی حدود رعایت میشه و اگه مشکل خاصی نداشته باشن بعد از چند سال منجر به ازدواج دائم میشه.
    اما در جامعه ما برعکسه و بیشتر متأهل‌ها سمت ازدواج موقت مجدد میرن! در صورتی که اون به شدت نهی شده در اسلام مگر در موارد خاص.

    سعی کردم اطلاعات حشو ندم که باعث ابهام و گمراهی نشه. خود شهید مطهری خیلی تأکید میکنند در این کتاب به «نظام» بودن این قضیه و اینکه نمیشه فقط یکی از مولفه‌ها رو بررسی کرد. همه چی از ازدواج موقت و دائم و طلاق و مهریه و ... رو باید کنار هم دید که در مورد نظر اسلام به اشتباه نیفتاد.
    پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونید. اینجا معرفیش کردم و لینک دانلود هم گذاشتم:
    http://safaeinejad.ir/1395/06/15
    بعد اون دختر چی میشه؟ مگه همینجوریه که یکی بگه یه ازدواج موقت می‌کنم و بعدش جدا میشم؟ شاید از لحاظ جسمانی آثار رفع بشه، ولی از لحاظ روحی و روانی مخصوصا در بلندمدت آسیب‌های شدیدی ایجاد میشه.
    اگر اسمش موقته و قراره به دائم تبدیل بشه، آیا نمیشه جوان 18 تا 25 ساله شغلی داشته باشه و از اولش مثل آدم زندگی تشکیل بده؟ به عبارت دیگه آیا دوازده سال درس خوندن و نیمکت‌نشینی نباید یک بازده‌ی حداقلی - یعنی اشتغال - رو در برداشته باشه که شرایط اولیه‌ی مستقل شدن و تشکیل خانواده رو فراهم کنه؟ 
    اینا رو هم باید درنظر گرفت! ضمنِ اینکه توی جامعه‌ای که در حال حاضر هست، نه شرایط اشتغال فراهمه و نه شرایط ازدواج موقت!
  • میرزا مهدی
  • جوابتون به بیست و دو رو دوست دارم. ببینید یه خمیر و وقتی بگیرید تو مشتتون و بفشاری تا لای دستهاتون پنهانش کنید، با همون شدت فشار به شکلهای زشت و زننده از لا به لای انگشتاتون میزنه بیرون. راهشو پیدا میکنه. این مسئله هم همینه. سرکوبی هم اگر در برنامه ها باشه، مقدور نیست و غیر ممکنه. به هر شکلی راهشو باز میکنه و میزنه بیرون. یکیش خود ارضاییه. که همین هم انواع مختلف داره.
    اون مشت لامصب که خمیرو داره فشار میده باید از میزان فشارش کم کنه. همین. واقعا ساده به نظر میاد. امیدوارم که شدنی باشه.
    اون مشت لامصب، توی این جامعه و این شدت و حدت، نمی‌تونه باز بشه. 
    مطلع هستم متاسفانه. نمیتونم مثال بزنم وگرنه میگفتم از عمق فجایعی که تو این فضا ها دیدم.
    اما مستر مرادی عزیز، شما الان دارید این رو از دید یه ناظر در یک کلاس، یا نه، کسی که در بین این بچه ها هستید و کاملا میدونید اوضاع چطوره میگید. ولی من دارم بحث رو از جانب اون شخص مدرس مطرح میکنم. 
    فرض کنید من مدرسی بودم که وارد یک کلاس میشدم و میخواستم چنین سوالی رو بپرسم؛ آیا من از وضعیت کلاس تو این مسائل به طور کامل آگاهم؟ درسته شاید طبق اون چیزی که تو جامعه دیده میشه و یا محقق ها میدونن به طور نسبی بدونم که اوضاع خیلی افتضاحه، اما آیا میدونم تو این کلاس همه ی بچه ها هیچ رودربایستی با هم ندارن؟ میتونم این اطمینان رو به خودم بدم که هیچ استثنائی وجود نداره؟ نباید به این فکر کنم که برای مثال از میون هزار کلاس، یه کلاس ممکنه اینطور نباشه؟ یا اصلا از میون هزار دانش آموز، هیچکسی وجود نداره که وجهه ش مقابل بچه های کلاس خوب و موجهه اما شاید این گناه رو مرتکب شده باشه؟ قطعا باید علم غیب داشت تا اینو فهمید. که خب نه من و نه اون شخص مدرس این علمو نداره. پس حتی اگه این احتمال نیم درصد باشه، واسه اون نیم درصد حق نداشته این سوال رو به این شکل، یعنی با قسم مطرح کنه. (نهایتا میتونست سوالو بدون قسم بگه نه اینطور) 
    شما هرچقدم که بگید هیچکس ابایی از گفتن اینکار نداره و همه با هم راحتن، باز هم استثناء محال نیست. حتی برای وجود یک نفر بین تموم این بچه ها تو کلاس های مختلف، حق پرسیدن این سوالو نداشت.

    من نمی‌فهمم چه اصراری دارید روی چیزی اصرار کنید که ازش شناخت ندارید! شما مگه مدرس رو دیدید؟ شما مگه فضای کلاس رو دیدید؟ شما اگه این بچه‌ها رو دیدید؟ یه پیش‌فرضِ نادرست برای خودتون درست کردید و همونطور تکرارش می‌کنید :| بله مدرس کاملاً به شرایط کلاس آگاهی داشته و جلسه و تجربه‌ی اولِ کلاس‌داریش نبوده. کاملاً بچه‌ها رو می‌شناخته. فضای کلّیِ حاکم بر کلاس رو کاملاً درک می‌کرده. و کاملاً این اطمینان وجود داشته که هیچ رودربایستی‌ای در کار نیست و تا جایی که از ناظر همکارم شنیدم همون جلسه‌ی اول اعلام کرده که قراره کلاسِ بی‌تعارفی داشته باشن - البته منظورش فقط مسائل جنسی نبوده و اصلا مسائل جنسی جزو اهداف کلی کلاس نیست ولی جزو بحث‌های روانشناختی و نوجوان و اینا میشه -. 
    نیازی به علم غیب نیست. وجهه‌ی خوب و موجه، شکسته نشده اصلا. بله بینشون دانش‌آموزی رو می‌شناسم درسخون و معدل بالا. این هم دستش رو بالا نبرد ولی من اصلا نظرم درباره‌ش تغییری نکرده. اصلا فضایی که در مدارس و بین بچه‌ها هست، اصلا اینطور نیست که کسی بگه: « اینو می‌بینی که نمره‌ش خوبه؟ اینم گناه می‌کنه هاااا» :| نه بابا! اصلا اینطوری نیست. این پیش‌فرضی هست که برای خودتون درستش کردین :))
    من فکر میکنم مشکل از اینجاست که بچه ها وقتی میرسن به سن هجده سال یا همین حدود، تقریبا "هیچ" مهارتی برای اشتغال ندارن. و همینطور فهم و درک درستی هم از زندگی و اهدافش. درصورتی که هجده سال واقعا سن کافی برای به دست آوردن این توانایی هاست. بیشترین مشکل از جانب تربیت غلط خانواده ها (از نظر فهم و درک) و خصوصا آموزش و پرورش (به لحاظ مهارت و اشتغال) هست. که اگه این دو حل شه جوون با سن پایین هم میتونه تشکیل زندگی بده و این مشکلات پیش نمیاد.
    این «هیچ» مهارتی نداشتن، تقصیرِ نظامِ غلطِ آموزشیه. دوازده سال نیمکت نشینی باید یک بازده‌ی حداقلی که همون اشتغال باشه، داشته باشه که نداره متأسفانه. فهم و درک درست هم حتی اگر در خانواده پدید نیاد، مطمئن باش به مرور به‌دست میاد و این مشکلِ خاصی ایجاد نمی‌کنه. بله از جانب خانواده‌ها هم مشکلات فراوانی به‌وجود اومده.
  • محسن رهیافت
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    البته الان که اینترنت در دسترس اکثر دانش آموزها هست و مخصوصا در تلگرام کانال ها و گروه های مستهجن فعالیت می کنند عده ای از دانش آموزها وقتی متنی رو درباره خودارضایی می خونند یا مطلبی رو مثل فیلم یا عکس می بینند کنجکاو میشن و از اون جایی که شیطون هم همیشه کنارمون هست *** ***** ** **** ** **** **** ** *** **** *** ** ****** ** ***** *** ***** **** ** *** و این میشه همون پوک اول سیگار که تا مدت زیادی بهش اعتیاد پیدا می کنیم.
    به نظرم بهترین کار اینه که اولا این واقعیت رو در حال حاضر قبول کنیم و دوما اینکه دانش آموزها مشغول کاری بشوند که انقدر روحیه شون رو بالا ببره که دست به این کار ضدارزش نزنند.
    خانواده ها الان انتظار دارن که مدرسه کار تربیت فرزندانشون رو به نحو احسن بی هیچ عیبی انجام بده و این فکر باعث کم کاری تربیتی در خانواده میشه.
    مدرسه به شدت روحیه دانش آموزها رو خسته می کنه و دانش آموزها کنجکاوند تا راهی رو پیدا کنند که این روحیه زنده بشه. خوب مطالب شهوانی چیزهایی هستند که هم دانش آموزها تو این سنشون قبول می کنند که میخوانش و هم جذابیت هایی داره که ظاهرا روحیه بچه ها رو سرزنده می کنه (البته ظاهرا)
    پس بهترین کار فعلا اینه که بچه ها مشغول یه کاری بشن که روحیه شون رو افزایش بده
    مثل باشگاه ورزشی سالم که دغدغه شون بشه!
    یه مطلب دیگه هم اینکه اگه بچه هامون رو به تفریحات سالم آشنا کنیم، اکثرشون قید این تفریح جذاب که خودارضایی اسمشه یا نگاه کردن به فیلم مستهجن هست رو میزنند!
    اینطور که شما تشریحش کردی و آموزشش دادی، فیلتر می‌شدم اگه فیلترت نمی‌کردم :)) 

    با تجربه بهت میگم که مشغول شدن و سرگرم شدن به کارهای دیگه، به هیچ وجه فرد رو نمی‌تونه کاملا از این مسئله جدا کنه. ضمنِ اینکه با کار کردن و بالا رفتنِ روحیه کار، کسی از انجام این کارِ به قول شما ضدارزش، فراری نمیشه. اون چیزی که تا حالا کسی رو از اینکار واداشته، اعتقادات بوده و نه مشغول شدن به کار. 
    مدرسه در این انزوا و افسردگی بچه‌ها و خرخون شدنشون، به‌شدت مقصره. 
    باشگاه ورزشی سالم ندیدم خودم :))) ولی این هم نمی‌تونه کسی رو نگه داره. چه بسا مکمل‌هایی که از طریق باشگاه باهاش آشنا میشن و بالاخره ازش استفاده خواهند کرد، به‌شدت روی غریزه‌ی جنسی و افزایشِ میل جنسی تأثیر داره...
    تفریحات سالم :))) شما غریزه رو با اشتغال و تفریح و خوشگذرونی نمی‌تونی کنترل کنی. اینو دیدم که میگم. 
    شما فعلا آروم باشید قانع کردن من در مرحله بعده! داریم آروم حرف می زنیم چقد زود داغ می کنید :)
    الان شما از پشت مانیتور یا صفحه گوشی دیدید که من عصبانی شدم؟ دیدید که من داغ کردم؟! :)) نه قطعا! من در کمال آرامش تایپ کردم جواب‌هاتون رو، منتهی به‌صورت جدی! و کسی که «جدی» جواب کامنت رو نده، یعنی برای کامنت‌دهنده ارزشی قائل نیست و من خوشم نمیاد که جواب کامنت‌هایی که با زحمت برام نوشته شدن رو به‌صورت «غیرجدی» و از روی فان و سرگرمی بدم.
    + این کامنتتون خیلی اصلاح‌طلبانه بود و ازتون بعید!‌ :دی
    برای مثال شما این قسمت رو ببینید :
    « من نمی‌فهمم چه اصراری دارید روی چیزی اصرار کنید که ازش شناخت ندارید! شما مگه مدرس رو دیدید؟ شما مگه فضای کلاس رو دیدید؟ شما اگه این بچه‌ها رو دیدید؟ یه پیش‌فرضِ نادرست برای خودتون درست کردید و همونطور تکرارش می‌کنید »
    جدی بودن با تند بودن متفاوته جناب مرادی :)

    ما همه اصلاح طلبیم! :) :دی
    فقط در صورتی می‌تونید ادعای تند بودنِ من رو داشته باشین که توهینی در کار باشه. در غیر این‌صورت صرفاً در مقام جدیت قرار می‌گیره. در اینجا هم، کاملاً جدی، بهتون گفتم که شما پیش‌فرضی ساختید و روش اصرار دارید، در حالیکه اون شناختی که باید رو از کلاس و مدرس و بچه‌ها و فضای حاکم ندارید :) هیچ تندی‌ای در کار نبوده.

    :دی
    این منطق از شما بعید بود!!
    اتفاقا تند بودن منحصر به این نیست که شما فحش بدید یا توهینی کنید. خیلی اوقات میشه با محترمانه ترین کلمات، بدترین لحن نوشتن رو داشت. میشه در استفاده از کلمات ظاهرا ادب داشت، اما در یک لحظه، هنگام صحبت با طرف فاتحه شخصیتش رو خوند!
    من همچین عملی انجام ندادم. پیچیده اش نکن...
  • قاسم صفایی نژاد
  • خیلی ممنون از بیان که پاسخ به نظرات رو فعال کرد و متوجه شدم پاسخ دادی به نظر بنده :D

    عرض کردم. بحث به صورت نظام‌وار هست و نمیشه یه گوشه‌اش رو عرض کنم. بهتون پیشنهاد می‌کنم حتما این کتاب رو بخونید. اصلا از اینایی نیستم که تند تند کتاب شهید مطهری رو سفارش میکنند به مطالعه. من همین یک کتاب از ایشون رو توصیه می‌کنم. 

    موفق باشید
    این امکان خیلی  خوبه :دی :))

    سعی میکنم در اولین وقت بخونم کتاب رو. 

    متشکرم. موید باشید.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up