مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : امون از اونایی که میگن، شهیدتون چقدر گرفته؟
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

همون شوهرخاله‌ی بی‌لیاقت و خاله‌ی بی‌شعور!

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۱۸ ب.ظ

این پست رو کسی یادشه؟! این پست، منظور همین شوهرخاله هستش.

پدربزرگِ مادری، یکی دو هفته هستش که دست و پاش شکسته و بستریه. خب نیاز به همراه داره. یه شب بابام موند. یه شب یه شوهرخاله‌ی دیگه‌ام. یه شب هم قرار بود این بمونه. فرداش من و مامانم رفتیم ملاقات. پیشش موندیم. همراهِ بیمارِ کناری - که خیلی زحمت کشیده برای پدربزرگم -، گفت که شب هیچکس پیش حاج آقا نبود و فلان و بیسار. یعنی چی؟! یعنی شوهرخاله‌ام نرفته. صدالبته به درک که نرفته. مامانم زنگ زد خاله‌ام ماجرا رو بهش گفت. اینم گفت که اگه نمیخواست بره حداقلش می‌گفت که یکی دیگه بره. حالا امروز بعدازظهر، دوساعت پیش، شوهرِ بی‌عرضه‌اش - که خونه‌ی خودش رو از همین پدرزنش داره -، زنگ زده به بابام و شروع کرده به فحش دادن. گوشی رو از بابام گرفتم و یه چیزی بارش کردم و قطع کردم. دوباره زنگ زد تهدید. که چی؟! که اگه مردی وایسا هفت دمِ درِ خونه‌تم. بابامو تهدید می‌کنه آشغال :|| مرتیکه‌ی عوضی -___- خیلی بی‌شعوریه حرکتش. داداشم قاطی کرده :دی داغه. ولی من داغی نمی‌خوام. زدنش برای من کاری نداره. اونقدری آدمِ قمه‌کِش - :| - می‌شناسم که کاری نداره واسم. - چه کنیم دیگه! مدرسه نیست که! همه‌شون روانی‌ان :دی -. من داغی نمی‌خوام. من سیاهی می‌خوام. سیااااهی! که تا آخرِ عمرش همراهش بمونه. کاملاً زیرپوستی. سعی‌م رو می‌کنم تا سال بعد نه خونه‌ش رو داشته باشه و نه کارش رو. تمام سعی‌م رو می‌کنم. ساعت هفت هم زنگ می‌زنم مأمور جمعش کنه. بقیه‌ی عمرش رو هم مأمورا باید از خیابون جمعش کنن :) 

+ ای کاش می‌تونستم همین امروز بزنم دخلش رو بیارم. دوماه پیش می‌تونستما. الان ولی... :/ 

++ می‌دونید؟ دردِ سختیه. سخته. هم خانواده‌ت، خانواده نیست. هم فامیلت، بی‌شعوره.

  • Mr. Moradi

فوامیل

نظرات (۱۳)

  • بهار پاتریکیان D:
  • ترسوندیمون پسر، 
    اروم باش صلبات ختم کن :|
    نترس بابا :| ترسو :دی
    یاعلی :/ 
    مرادی خوبی؟ 
    خودتو اذیت نکن فرزندم. واگذار کن به خدا.
    بد نیستم. 
    واگذار کردن به خدا درست! ولی نمیشه فحش رو خورد. داد رو خورد. و حرص هم نخورد :|
    من میگم داغی نخواه سیاهی هم نخواه به درک که بیشعوره بندازینش کنار:)
    گفتنش آسونه :| :))
    یعنی ساعت هفت میخواین دعوا راه بندازین؟آقا نتیجه رو اعلام کنین اینجاام:دی[پلاستیک تخمه هایش را می آورد!]
    چقدر مشتاق :)) 
  • ماهی کوچولو
  • ای بابا :( امان از دست این جور به اصطلاح آدما
    حیوان‌ها دیرتر رَم می‌کنن :| واقعاً نمی‌فهمم که چرا رَم کرد :|
    همینقد راحت فحش و تهدید؟؟!! O.o
    قمه؟؟!! :|
    چرا آخه مگه چیشده حالا؟!
    همینقدر رااااحت! اصلا صوتش رو گوش می‌کنم نمی‌فهمم چرا اینقدر فحش رو افتخار می‌دونه. واقعاً نمی‌فهمم!
    نه دیگه. خوب نخوندین :)) من قمه ندارم که. منظورم این بود که اگه به زدن باشه، من قمه‌زنش رو می‌شناسم و می‌تونم در صورتِ نیازِ ضروری، ازش استفاده‌ی ابزاری کنم :دی 
  • פـریـر بانو
  • ای بابا چه داستانی شده!
    خب الان یه چندساعتی از هفت گذشته و جا داره بپرسم: مسترمرادی خوبی؟ سالمی؟ 

    :: اینطور مسائلی تو هر خانواده ای ممکنه پیش بیاد. پس شما سعی کن صبوری کنی و بذاری بزرگترا خودشون مسائلو حل کنن. خدای نکرده یه وقت به خودت یه چیز درشت میگن و اوضاع بدتر میشه! اونوخ بیشتر از اینا ناراحت میشی و حرص میخوری از دستشون :(
    آره. زنده‌ام :))

    + نه دیگه. بزرگترا خودشونو حل کنن چیه؟! الان به من گفتی بچه؟! =) نه. موضوع طوریه که خودِ بزرگترا هم نمی‌تونن دخالتِ مستقیمی کنن. ولی مطمئن باش طوری بشه، من نمیشینم نگاه کنم. بلد نیستم حتی در نهایتِ ترس - که الان ترسی ندارم - ساکت بمونم در برابرِ یه بی‌وجود.
    اینم بگم : حالا درسته اسمِ مسلمون رو یدک کشیدم تا حالا، ولی اونقدرا هم مؤمن نیستم. اولاً که وقتی به بابام درشت گفته، دقیقا انگار به من گفته. دوماً اگه فحش به من بده، من نمیشینم نگاهش کنم که؛ منم درشت بارش می‌کنم. ماشالا اینقدر فحش‌های به‌روز و کاربردی توی مدرسه یاد گرفتیم که راحت از پسش برمیام از لحاظ فحش. - البته اینجور حرف‌زدنِ من، باعث سوءتفاهم میشه. منظورم این نیست که آدمِ بددهنی هستم. نه. به کسی فحشِ درشت نمی‌دم. ولی خب، ساکت هم نمی‌مونم که طرف هرچی توی دهنش هست به من یا خانواده‌ام بگه... -
  • احمدرضا ‌‌
  • خدا اینطور آدمی نصیب گرگ بیابون هم نکنه.
    بیچاره پدربزرگتون؛ بفهمن چقدر مملکنه دلشون بخاطر یه همچین آدمی بکشنه.
    نمک میخورن و نمکدون میشکنن
    چی بگم والا. پدربزرگم همین رفتارها رو از اینا دیده که بهشون خونه رو مفت داده. ولی درسِ‌عبرت نشده واسشون. -_-
    تو خودتو خراب نکن این وسط
    من به عنوان یکی ک همسن و سالته و داریم همچین بیشعورایی و مشابه ش خیییلی پیش اومده،حقو بت میدم! ولی نکن! خیلی وقتا من خواستم چیزی بگم خود همین مامان بابام گفتن به تو ربطی نداره خودمون درستش میکنیم
    از دور یکی میبینع نمیگه مرادی حق داش .شوهر خالش بیشعور بود
    میگن این پسر بزرگتر نداش که اون اومده حرف میزنه؟!
    میدونم میییدونم الان چیا میگی
    حرفای خود منم هست
    ولی آرامشتو حفظ کن:دی 

    من خراب نمیشم که. :|
    نه خب. بد برداشت شده. من که چیزی نمی‌گم هویجوری!! بقیه میگن اگه لازم باشه. ولی ببینم دارن به خانواده‌م توهین می‌کنه، نمی‌تونم ساکت بمونم. یا حداقل، بعد از واقعه، حسابش رو میرسم...

    بابا من هیجده سالمه. :| بچه کوچولوی مهدکودکی نیستم که بشینم و شاهدِ توهین باشم که. هرکی هرچی میخواد بگه. والا.

    + من آرامشم رو از همه بهتر حفظ کردم. در حدی که مامان فکر می‌کرد من عینِ خیالم نیست و من رو به‌عنوانِ الگوی خونسردی به داداشم معرفی می‌کرد :)) درحالیکه من بدتر از بقیه حتی، حرص می‌خوردم و جواب داشتم واسشون :) من ظاهرم رو تا جایِ ممکن، حفظ می‌کنم!
  • פـریـر بانو
  • خب خداروشکر :))

    نه نمیگم بچه ای که =) منظورم از بزرگترا پدر و مادر و خاله و... هستن. اونا در برابر ما بزرگترن دیگه :))

    پسرمون غیرتی شده پس! هییمممم...نهایت نصیحت خواهرانۀ من اینه که سعی کنی به اعصابت مسلط باشی و فحش اول رو ندی! که با خوندن جواب کامنت قبلم ظاهرا اینکارو نمی کنی شکر خدا. می فهمم چرا حرص میخوری چون به هرحال خانوادۀ آدم شوخی نیست که هرکی از راه رسید یه چیز بهش بگه. منتهی طوری عمل کن که در نهایت ضررش بهت نرسه. میدونی که چی میگم؟

    حالا ایشالله که همه چی ختم به خیر میشه. چون اکثر آدمایی که فحش میدن و تهدید میکنن فقط ادعا دارن و حرف میزنن و در عمل ضعیفن...

    کلا من عقیده ام اینه که میشه با رفتار خوب طرفو شرمنده کرد از کارش. منتهی اینطور که از پست پیداست شوهرخاله جان از این شرمنده شدن ها تو کارش نیست :))
    تازه شروع شده ماجرا! حالا اونطرف حرفش رو زده. اینطرف باید جوابش رو بفرسته :)) :|

    بابا این بزرگترای نامبرده، خودشون رو نمی‌تونن جمع کنن. البته این دلیل نمیشه نوه یا فرزند، دخالت نکنه.

    :| الان شما توی خیابون داری راه میری با پدرت، خدای‌ناکرده یکی بیاد بهش فحش بده. شما هیچ واکنشی نشون نمیدین؟ یه «با کی بودی» که میگید حداقلش :))
    نه؛ فحش اول رو نمیدم. البته در برابرِ این شخص که همینجوری دهن باز کرد شروع کرد به فحاشی، هیچوقت فحشِ ما، فحشِ اول محسوب نمیشه :)) ضرری بهم نمیرسه :)

    ایشالا

    نچ. اصلا این یارو تو کارش، خجالت و شرم و حیا نیست. واقعا نیست هااا. -__-
  • פـریـر بانو
  • یا خدا :))
    فکر کنم پست جدید در همین مورده نه؟ هنوز نخوندمش!

    آره منم میگم می فهممت دیگه! موافقم آدم اینطور مواقع عصبانی میشه. البته اگر یکی تو خیابون به بابا فحش بده چنان جوابی می گیره که تا پدرجدش بسوزه :))) من اصولا اینطور مواقعی فقط می ترسم که خدای نکرده نزنن همدیگه رو نکشن :دی خیلیم می ترسم! T_T 

    :: خلاصه ما دعا می کنیم اوضاع خیلی فیتیله پیچ نشه و ماجرا زودی تموم شه :)

    :: یاد یه دیالوگ از پسرخالۀ کلاه قرمزی افتادم. اونجا که می گفت:
    بدی آدم نمک نشناس اینه که وقتی یاد کارایی که براش کردی میفتی بیشتر از اون از خودت بدت میاد...
    آره. در این مورد هست. یه مقدار هم کلی‌تر.

    همین. دقیقا همین! شما نمی‌‌تونی سکوت کنی در برابرش. و کاملاً واکنشِ طبیعی‌عه. و منم همچین واکنشی دارم :))
    آره. این ترسِ منم هست که مثلاً مرگِ الکی اتفاق بیفته. یعنی مثلا  یکی هل بده و یکی سرش بخوره به دیوار و زمین. خب این خیلی اتفاق می‌افته. و امیدوارم که کلاً درگیری فیزیکی رخ نده.

    باتشکر :)

    آره. خیلی درد داره اینجوری. هرچند در این مورد ما کارِ خاصی برای این یارو انجام ندادیم ولی خب، موارد مشابه زیاد بوده واسمون.
  • פـریـر بانو
  • بله خوندم...

    البته من سکوت می کنم! :| عصبانی میشما ولی خب سکوت می کنم چون به نظرم کسی که فحاشه ارزش نداره نگاش کرد چه برسه جوابشو داد. اینطور آدمایی باید بهشون بی محلی کرد تا قشنگ بسوزن :| اونی که جواب میده باباس! :دی

    :: دقیقا. مثل این فیلمای ایرانی :/ وحشتناکه... من کلا دعوا میشه تن و بدنم میلرزه :|

    :)
    :)

    حالا منم همچین واکنشِ درخوری نشون ندادم تا حالا. ولی خب، سکوتِ محض نمیشه. بابام هم بنده خدا وقت نکرد جوابشو بده. همش داداشم رو گرفته بود :))

    منم تن و بدنم میلرزه. کسی از دعوا خوشش بیاد که آدمِ نرمالی نیست. ولی دفاع، یه‌چیزِ دیگه‌ست!
    فامیل بیشعور رو خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
    واقعا واقعا ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up