مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

داستان سیستان؛ رضا امیرخانی

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۶ ب.ظ

در بین قفسه‌ها چشم می‌چرخانم. اولین‌بار است که چندین و چند قفسه کتاب را آزادانه، با اختیار، به راحتی، می‌بینم و در بینِ آن‌ها می‌چرخم. البته که در کتاب‌فروشی‌ها هم همین منوال است و می‌توان آزادانه چرخید و دید. ولی آنجا «فروشی» است و اینجا «آزاد». چند کتاب را دستچین می‌کنم. می‌گذارم روی میز و می‌روم اتاق‌های دیگر. وقتی که برمی‌گردم دیگر آن کتاب‌ها روی میز نیست. عجبا. بچه‌ها برداشته‌اند. هرچه نگاه می‌کنم به هیچکدامشان نمی‌آید که کتاب «صهیونیسم» را برداشته باشد یا علاقه‌ای به خواندنش داشته باشد! علاقه‌مندترین چهره به این کتابخانه، خرخوانی بود که او هم به سمتِ قفسه‌های درسی رفته بود. بی‌خیالِ آن کتاب می‌شوم و کتاب‌های دیگر را پاس می‌دارم. بیهوده روی صندلی چرخ می‌خورم که چشمم می‌خورد به کتابی که آشنا می‌آمد. «داستان سیستان. 10 روز با رَه‌بر». من در خاطره‌خوانی، سابقه‌ی درخشانی داشته‌ام. یازده ساله که بودم «دا» را یک‌هفته‌ای خواندم و همان حوالی، «پایی که جا ماند» را هم تمام کردم. آن زمان، فقط «نورالدین پسر ایران» دوهفته در خانه ماند و دستم نمی‌رفت به خواندنش! لعنت به تنبلی. 

داستان سیستان را نگاه کردم. ظاهر برای من اهمیت دارد. کتابِ خوش‌ساختی بود. از آنجایی که تا نخورده بود، حدس می‌رفت که تا به حال کسی آن را نخوانده است. تاریخ چاپش را نگاه کردم که زده بود 83. که به روایتِ مُهر، 84 به کتابخانه رفته. تعجب می‌کنم از این بشرِ دو پا که کتاب‌های مفت را نمی‌خواند و همینجور می‌گذارد خاک بگیرند!

تا به حال از رضا امیرخانی کتابی، نوشته‌ای یا داستان و روایتی نخوانده بودم. نقد و تکریم و تمجید و توهین و ناسزا به رمان «منِ‌او»اش زیاد شنیده‌ام ولی! ادامه‌ی جلد را می‌خوانم : یادداشت‌های شخصی. نمی‌دانم چگونه است. حدسی ندارم. اما یقین داشتم که گزارش‌گونه است، خط به خط، همراه با سفرِ رهبری. پا به پای رهبری. خط به خطِ سخنان رهبری. اما در واقعیت، طورِ دیگری بود. گزارش‌گونه نبود. توضیحی نبود. توجیه‌ای نبود. ملایم بود. کاملاً مردمی و ملموس.

همان روز اول قریب به صدوهفتاد صفحه‌اش را خواندم. راحت می‌شد در دو روز، همه‌ی سیصد صفحه‌ش را تمام کرد. به عمد طولش دادم. روایت‌نویسیِ امیرخانی را، با آنکه مرتبه‌ی اولین بود، دوست داشتم. روان بود. جایی مکثِ بیهوده‌ای نداشت. جملاتی چون «مومن در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد.» را تا آخرِ کتاب، جوری به‌کار برد که نه نمکش از دست برود و نه شور شود. خیلی از پاراگراف‌هایش اشک همراهی می‌کرد و خیلی از جاها، خنده‌ام می‌گرفت. نکته‌بینی و نکته‌نویسی‌ها هم جای توجه داشت. خط به خطش تأییدی بر این بود که سادگی، یا به عبارتِ امیرخانی، ساده‌گی، سر تا سرِ زندگیِ شخصِ اولِ مملکت را گرفته است. چیزی که شاید برای خیلی‌ها قابل تصور نباشد، اما برای من، جز این، انتظاری نمی‌رفت. 

+ با توجه به لزومِ هرچه بیش‌ترِ بازخوانیِ زندگیِ مسئولینِ مملکت، بازخوانیِ زندگی رهبری، بازخوانیِ زندگیِ صفِ اولی‌های نظامِ جمهوری اسلامی، سی برداشتِ مختصر از کتاب را، با ترتیب‌بندیِ ویژه‌ای نوشته‌ام. توصیه می‌کنم بخوانید. دانلود

نظرات (۱۱)

خیلی دوست داشتنیه این کتاب..
من یک روز کامل نشستم خوندم و شب نشستم گریه کردن :/ 
اینکه شخصیت های کتاب آشنا بودن.. خیلی مزه میداد :)
برای منم خیلی دوست‌داشتنیه. :)

البته برای من آنچنان آشنا نبودن. :)) به جز رهبری و امیرخانی، شخصیتی رو نمی‌شناختم.
منم سالای اول حوزه‌م بود که خوندمش. ظهر رسید دستم تا شب تموم شد. بعد اون هیچ کتابی از امیرخانی رو از دست ندادم. صاحب‌سبک،باهوش،خلاق،با نمک،روشنفکر واقعی... فقط حیف که مدتی زیادیه نمی‌نویسه.
هوم. آره. منم بدم نیومد ازش. به عنوان اولین کاری که ازش خوندم، خیلی دوست‌داشتنی بود... ان‌شاالله کتاب‌های دیگه‌اش هم توی کتابخونه‌ی انجمن باشه :|
من که دیدم چاپ 82 هست خیلی جا خوردم. فکر میکردم جدیدتر باشه. ضمنِ اینکه اصلاً فکر نمی‌کردم «منِ‌او» برای اواخر دهه هفتاد باشه. چرا نمی‌نویسه واقعا؟! خوب می‌نویسه که :))
این کتاب عاااالییه...محشر ...هیچ وقت موضوعش برام کهنه نمیشه...
ذوق و استعداد نویسنده یه طرف موضوعی که بهش پرداخته شده یه طرف ... 
این موضوعات هیچ‌وقت کهنه نمیشن. همیشه تازه‌ان. مثلِ روزِ اول...
:)
همون‌هایی که بچه‌ها بالاتر گفتن و اینکه تا به حال انقدر از امیرخانی حرف زدم که دیگه خجالت می‌کشم بگم چه‌قدر خوبه.

+ امیرخانی داره یه رمان جدید می‌نویسه اتفاقا... گمونم اسمش ره‌ش باشه. می‌گفت یکی از شخصیت‌های قیدار هم تو رمانش هست.
#انتظار
:)))
واقعا امیدوارم بقیه‌ی کتاب‌هاش هم توی کتابخونه باشه! وگرنه مجبور میشم بخرم برای چشیدنشون :|

+ :)
  • פـریـر بانو
  • نخوندمش. ولی نظر شما و دوستان میگه کتاب خوندنی ایه. تابستون امسال فرصت خوبیه برا خوندنش. ممنون بابت پی دی اف. میرم که بخونم :)
    کتاب خوبیه در کل :)
    کتاب خوبیه
    بخونیدش ایهاالناس!
    من پارسال خوندمش
    از چند تا از بخشای خوبش که خوشم اومده بود عکس گرفتم
    تهِ این پسته:

    http://nebula.blog.ir/post/937/937-نسرین-هم-در-هیچ-چارچوبی-نمی-گنجد
    در انتخابِ بخش‌هایی از کتاب، با هم هم‌نظریم در بیش‌ترِ جاها. مخصوصاً الان تصویرِ اولی رو که دیدم یه آهِ بلند کشیدم، چون این بخش رو جدی میخواستم بذارم ولی جا انداختم... اینجا اختصاصی‌تر میذارم :
    امروز برای نسل من، به‌ترین آزمونِ مسؤولانِ نظام، فرزندانِ آن‌ها هستند. اگر کسی در تربیتِ نزدیکانش موفق نباشد، چه‌گونه می‌خواهد مربیِ جامعه باشد؟ فاقد شییء معطی شییء نخواهد بود...
  • آرزو ﴿ッ﴾
  • منم پارسال بعد از خوندن پست شباهنگ خوندمش و از همونجا با امیرخانی آشنا شدم و چندتای دیگه هم ازش خوندم. علاوه بر مدل و موضوعات نوشته‌هاش، از اخلاق و تواضع خودش هم(طبق نوشته‌های افرادی که از نزدیک دیدن) خوشم میاد!
    اوهوم. منم نوشته‌هایی که درباره‌اش خوندم، حاکی از اخلاق خوب و تواضعِ مطلوبش بوده. :)
  • یک دختر شیعه
  • رضای امیر خانی عشق است عشق...
    :))
  • هانیه شالباف
  • خط‌به‌خط این پست رو خوب درک کردم :)
    من زمانی خوندمش که ذهنم پر از سوال بود... و قلم رضا امیرخانی...

    + من متاسفانه نمی‌تونم  از کتاب‌خونه کتاب بگیرم! باید کتاب حتمن برای خودم باشه :|
    خیلی هم خوب :)

    + والا منم اگه بودجه‌شو داشتم خریدن رو ترجیح میدادم :| :دی
    من کتاب رو میخورم:)

    تعریف امیرخانی رو زیاد شنیدم منتظر نمایشگاه کتابم:)
    :))
    خیلی دوست داشتم این کتابو..
    الان جانستان کابلستان و سرلوحه هاشو نخونده دارم. سرلوحه ها عین اینه که داری وبلاگ امیرخانی رو میخونی. خیلی شیرینه
    شایدم خوندید البته
    نه. تا حالا هیچ کتابی ازش نخونده بودم. امیدوارم کتاب‌هاش توی انجمن موجود باشه :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up