مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : مدال فیلدز
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

بازی وبلاگی : دستی‌های ماندگار

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۷ ب.ظ

چندی پیش همونطور که مستحضر هستید و یا نیستید و اصلا مهم هم نیست که در جریان هستید یا نیستید! هولدن یک بازیِ وبلاگی راه انداخته به اسم : گاهی به کتاب‌هایت نگاه کن. همونطور که در کامنتِ خودم در ذیل پست شفاف‌سازی کرده بودم که این مسئله‌ی دست‌نوشته‌ها از هرکسی و هرجایی و هرطوری و به‌هرشکلی برام جالب هست، پس قرار بود که بازیِ جالبی رو شاهد باشم. نه قصدِ شرکت داشتم و نه قصدِ شرکت! همینطور در حینِ فکرت بودم که من که یه دست‌نوشته بیش‌تر ندارم و اینا؛ که دیدم «ملتِ یک‌دست‌نوشته‌دار» شروع کردن به پست گذاشتن و شرکتِ انتحاری در بازی. باز هم برام قانع کننده نبود و نمی‌تونستم تنها به تنها دست‌نوشته‌ای که داشتم اکتفا کنم. اما شخصِ هولدن در پاسخ به کامنت مذبور، علاوه بر دعوت و تبلیغِ بازی - :|‌ -، گفت که میخواسته نوشته از خودش برای خودش هم بذاره که جا نشده. - الکی میگه! جا قحطی نبود که! حالا یه عکس بیش‌تر :دی - به ذهنِ خلّاقِ من هم خطور کرد که خب یکی هم خودت برای خودت بنویس، میشه دوتا و دیگه در معذبیت هم قرار نمی‌گیری. والا خب. 

در تشریحِ تصویرِ سمت راست، باید عرض کنم که از قبل با حسین اخوان، آشنا شدید - اینجا - پارسال بعد از عید، یکهو هوس کرد که بهم یادگاری بده و ازم یادگاری خواست. اصلا دوست ندارم از هدیه ایراد بگیرما. ایرادی هم وارد نیست :دی ولی  همونطور که در تصویر می‌بینید جلد سومِ کتابی هست داستانی و چاپ 1384 :)) خب من دو جلدِ قبلی رو از کجا بیارم؟! :دی قابلِ ذکر هست که یادگاریِ من بهش، آشنا کردنش با بلاگستان بود که ناکام باقی موند متاسفانه و نشد که بشه و این اخوانمون هم بشه بلاگر. :دی

در تشریحِ سمتِ چپِ تصویر، منم یکهو هوس کردم که خودم برای خودم یادگاری بنویسم و داستان رو به خودم تقدیم کنم. بقیه‌ی خطم رو اگر خوندید که هیچی و اگر هم نه، اشکالی نداره ولی من ترجمه‌اش نمی‌کنم :دی

+ همتون دعوتید در کل؛ ولی حریربانو ، علی.ج ، فاطمه.ح ، هانیه شالباف و احمدرضا، از طرف من دعوتن به این بازی. توجه داشته باشید که به‌جز علی.ج، سایر اسامیِ مذکور، مختار و آزاد هستن که دعوت رو نپذیرن. که البته در این صورت تبعاتِ رد دعوت رو به‌صورتِ خودکار پذیرفتن :دی :))

  • Mr. Moradi

اخوان

بازی وبلاگی

نظرات (۲۰)

چرا هیچوقت هیچکی‌منو دعوت نمیکنه؟:(
هوم. شما به صورتِ اختصاصی و جایگاهِ ویژه، دعوتید :دی
  • ام اسی خوشبخت
  • بازی جالبیه اما چون من همون یه دونه رو هم ندارم پس نمیتونم شرکت کنم :)
    خودتون برای خودتون بنویسین :))
    چه فایده آدم خودش بگه بعد دعوت بشه؟ هییییی روزگار:(
    من که دلیلِ موجه‌ای داشتم :دی
  • الیــــ ــــوت
  • هدیه ـش نابودم کرد! البته اسب پیش‌کشی دندونشو نمیشمرن آقا :)
    ما یه دونه‌ام نداریم بوخودا. یعنی یکی داشتیما گم شده همینجا میگم فقط. نوشته بود:
    دوستت دارم هایت را باور میکنم درست مثل امضای آخر نامه‌هایت که میگویی خون است اما طعم آب‌انار میدهد.
    (آقا طرف پسر بودا)
    بله دیگه دندونش رو نمی‌شمرن ؛ گاهی هم دندون نداره کلاً :دی
    :)))
  • منِ مجازی
  • مرسی که من اختیار ندارم قبول نکنم :|
    اینه آزادی ؟ اینه آزیِ بیان ؟ اینههه ؟ :((((( :|
    شکنجه میدی ؟ :||||

    :آیکن_زار_زدن :|
    بدو. بدو برو خاک وبلاگتو بگیر :| 
  • BaHaRiSm ‌‌‌‌
  • من نسبت به دعوت نشدنم واکنش جدی نشان خواهم داد. تَکرار می‌کنم که جدی‌ام.
    :||||
    تو هم دعوتی خب :|
    بعد چرا همه توقع دارن که من باید دعوتشون کنم؟! :| چرا اینقدر اعتماد به نفسا پایینه؟ خودتون، خودتونو دعوت کنین اصن! والا :))
  • BaHaRiSm ‌‌‌‌
  • الان دیگه فایده ندااااااره ندااااااره -_-
    اعتماد به نفسا چرا اینقده پایینه؟ خودت، خودت رو دعوت کن. حرف هم نباشه :| 
  • BaHaRiSm ‌‌‌‌
  • نه حالا صبر می‌کنم ببینم واقعاً کسی دعوتم نمی‌کنه یا فقط یه شوخی بوده. بعد اگه کسی دعوتم نکرد مثل بقیه ی چالشا شرکت نمی‌کنم D:
    فقط یه شوخی بوده. :)) ایشالا دعوت میشی. :دی
  • حسین اخوان
  • چند تا مسئله:

    اصلا ول کنید مسئله رو؛ اول بگم که بنده همون اخوانم😊



    خب بریم سراغ مسئله:
    ۱_ هولدن کیه؟
    ۲_ از کجا با من آشنا شدید؟
    ۳_ ناکام بودن وبلاگ با من مرتبط نبوده و مربوط به مستر مرادی خودمونه. بهش گفته بودم که گم کردم رمز و... ، یادش رفته بود پرفسورمون D:
    بله ایشون همون اخوانه :|

    1. یه وبلاگ‌نویسه :| دو بار پرسیده تا حالا. روی لینک‌ها هم کلیک نکرده :دی
    2. از همون لینکی که گذاشتم.
    3. آخه پروفسور من رمز تو رو از کجا بیارم؟! حالا رمزت رو که دارم. نام‌کاربریت یادم نیست ولی :|
  • پـــــر ی
  • تقدیم به خودم 
    با همه ناروایی های که در حق خودم روا داشته ام :)
    خداییش کامنتمو تایید کن بقیه هم بفهمن چی نوشتی :)
    "ناروا هایی" نیست. البته اینم میتونه باشه, ولی موقع نوشتن "نامردی هایی" مدنظرم بوده، حالا میم مشخص نیست یه مقدار و دال هم پیوسته نوشته شده و شبیه واو به نظر میاد :)
  • پـــــر ی
  • خب اون دیگه مشکل از خوندن من نیست 
    مشکل از دست خط شماست :)
    تازه ناروایی بیشتر به متن می خورد که:)
    خیر، نامردی ها منظورم رو بهتر میرسونه. دستخطم هم خیلی خوبه :))
  • هانیه شالباف
  • مرسی مستر :) 
    حتمن شرکت می‌کنم. 

    + چه‌قدر اون همشهری‌داستان جذابه! تا حالا کتابی رو به‌خودم تقدیم نکرده بودم!
    + حسین اخوان کیه؟ 
    خواهش میکنم.
    ممنون.

    + خب من که به طور غیرمستقیم هرکتابی خریدم به خودم تقدیم کردم. ولی این تقدیم نامه رو همین امروز نوشتم :دی
    ++ رفیقمه، در دنیای غیرمجازی.
  • آقای سر به هوا ...
  • کل بلاگستان شده این بازی :|
    خب پست های دیگه ای هم هست!
  • פـریـر بانو
  • من ندیدم این پستو. الان دیدم اسم منم هست(شکلک خجالت) 
    مرسی دعوتم کردین ^_^ 
    تا الان افسردگی گرفته بودم که چرا هیشکی منو دعوت نمی کنه آخه :))

    :: آقا حسین قشنگ میخواسته شما رو کتابخون کنه. اول سوم رو داده که مجبور شین اول و دوم رو هم بخرین و بخونین :)))
    خواهش می‌کنم. ممنون که شرکت کردید. :)

    :))

    + چاپ 84 رو از کجا بیارم من؟! :دی :))
  • פـریـر بانو
  • ممنون از شما که دعوت کردین ^_^

    :: کتابخونه ها دارن. تازه اگه نداشتن اینترنت داره :دی :))
    خواهش می‌کنم. :)

    + کتابخونه‌های اینجا که هیچ :| اینترنت هم یادمه پارسال سرچ کردم نداشت :دی یعنی نسخه‌های دیگه‌ای داره، این نیست :))
  • פـریـر بانو
  • :)

    عججججب ینی هیچی هیچی؟ من چاپ سال 1335 رو از نت پیدا کردم. واسه همین گفتم لابد می تونین از نت پیداش کنین :]
    :)

    آره کتابِ قدیمی هست توی نت. ولی خب این کتاب و این سال چاپ و انتشارات رو ندیدم. :) اشکال نداره. هرچه از دوست رسد نکوست :| :دی
  • פـریـر بانو
  • البته این کتاب نه منظورم یه کتاب دیگه بود -__- :))
    بله متوجه شدم :))
  • احمدرضا ‌‌
  • سلام مستر مرادی جان :)
    مطلبت رو خوندم ولی یه سری کارایی بود ؛ وقت نکردم زودتر شرکت کنم :)
    ما هم شرکت کردیم :دی
    سلام :)
    اشکالی نداره. همینکه شرکت کردی خیلی خوبه :دی
  • احمدرضا ‌‌
  • دوستتون جلد سومو داده که هر وقت کتابو دیدید یاد اخوان ثالث بیفتید :)))
    جان!؟ اخوان ثالث؟! =)) عمراً به این چیزا فکر کرده باشه چرا که منم به این چیزا فکر نکردم :دی
  • هولدن کالفیلد
  • بیست هزار فرسنگ زیر دریا ... هععععععععععععی یادش بخیر
    نخوندمش هنوز :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up