مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : امون از اونایی که میگن، شهیدتون چقدر گرفته؟
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

سی‌سی‌یو خیلی بده؟

جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۰ ب.ظ

می‌خواستم بیام بنویسم مامانی حالش خوبه. چیزی نبود. عمه الکی بزرگش کرده بود. فقط فشارش افتاد بود و اینا. که نیست ... 

ساعت سه تا پنج پیشش بودیم. بعد چندین سال بعضیا رو دیدم. لامصب طوری شده که واسه رفتار با فک و فامیل هم باید سیاست داشت :| یعنی هر حرکتِ هرکسی برای بقیه یه معنی داره. کسی حتی جلوی تخت زانو هم نزد :دی مامانم سیاست بلد نبود. هی زیرلب تیکه مینداخت. بابا بیخیال :))) 

حالش بد نبود. یعنی خوب هم نبود. فشار و ضربانش هی بالا و پایین میشد. تب‌دار شد. هوشیاریش خوب نبود. دلم میسوخت. هم واسه مامانی. هم واسه خودمون. ما پتانسیلِ «خوب بودن» رو داشتیم و نشد. ما فرصتِ «خوب بودن» رو داشتیم و نشد. نامردی کردن. نمی‌گذرم از اونا. رفتار یکیشون واقعا چندش بود :| مامانی، حالش خوب نبود. اومدیم خونه. یکساعت پیش عمه زنگ زد که بردنش سی‌سی‌یو. ان‌شاءالله طوری نشه. 

+ خدایا؟ مامانی حیفه ها. بذار تعداد بنده‌های خوب و دوست‌داشتنی‌ت کم نشه. بذار یه‌خورده امید زنده باشه. همین! 

  • Mr. Moradi
up