مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

همچون آسمانی که در انتظار سپیده‌دم می‌لرزید!

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۹ ب.ظ

1. رفتن به مدرسه، دقیقاً مثل این می‌مونه که بدون یادگیریِ هیچ کارِ عملی‌ای، عمرمون رو تلف کنیم. هیچ‌کس هم نیست یه‌راه بهتری ساخته باشه! همه پشت سر هم، داریم روی یک خط صاف حرکت می‌کنیم. بدونِ اینکه فرقی داشته باشیم! 

2. باید اعتراف کنم که آدم حسودی‌ام. حسادت و حسرت دوتا صفت رذیله‌‌ی فراگیره که باید یکجوری از چنگشون خلاص شد. صبح و زنگ‌های بین کلاس، همینطور راه می‌رفتم و حسادت و حسرت رو به هم می‌پیچوندم و می‌خوردمشون! چرا این‌قدر بعضیامون گرفتار یک راه‌های اشتباهی شدیم و نمی‌تونیم و نمی‌دونیم چیکار باید کرد؟ 

3. سوتی‌ها و شوتی‌های جهانگیری دیروز خیلی زیاد شده بود! 

4. درس رو باید خوند. حرف رو باید زد. قصه رو باید شنید. ولی نمی‌دونم با زندگی چیکار باید کرد!

5. نمی‌دونم. اول باید عادی بشم. بعد برم سراغ دونستن. دونستنِ راه. راه‌بلد می‌خوام. راه‌بلدی که گم نشه. که گم نکنه منو... 

6. داشتم میومدم خونه. یکی صدام زد. برگشتم. شناختمش. حرف زدیم تا رسیدیم به اینکه گفت آقای ر. دبیر ریاضی خیلی ازت تعریف می‌کنه. گفتم واقعا؟ چرا مثلا؟ گفت : «ازش پرسیدم مرادی رو میشناسین گفت عالیه، بیسته بیست. ر. از کسی تعریف کنه، یعنی واقعا تعریف داره» تعجب کردم. من واسه این دبیرمون هیچ‌کاری نکردم. فقط همون امتحان اول رو نوزده و نیم شدم. حتی ترم اونقدری بد شدم که حتی روم نمی‌شد ازش نمره بپرسم. اونقدر سرِ امتحان آخر ازش سوال پرسیدم که واقعا دیگه نمی‌دونم چیکار کنم که خودم از خودم راضی بشم. باور کنید من نه تنها به دبیرم، که به خودم هم بدهکارم. من واقعا به تغییر نیاز دارم. 

7. شاید تنها راه تغییر، کناره‌گیری باشه مثلا! چقدر اراده دارم واسه انجامش؟ هیچ‌قدر! 

+ عنوان جمله‌ای تغییریافته از کتاب مائده‌های زمینی، نوشته‌ی آندره ژید. 

  • Mr. Moradi

دبیر ریاضی 1

مدرسه

نظرات (۸)

  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • اه منم حسودم و حسرت بخور:/
    کلی هم راه انتخاب کردم واسه ترکش ولی بیفایده بوده
    برای مدرسه هم که جبره دیگه
    ولی خداییش من فکر میکردم تو درس و به خصوص ریاضی خیلی خوبی
    چون اگه مثلا کسی ازم بخواد این وبلاگ رو توصیف کنم
    قطعا بهش میگم مستر مرادی دانش آموزه و نگران نتیجه ی ریاضیش:دی
    :)) 

    خیلی خوب نیستم. ولی خیلی بد هم نیستم توی درس و اینا :دی

    :دی
    1.نمیدونم وخیلی عجیبه که خب، ما هنوزبرای نظام آموزشی بی نهایت مزخرفمون انقلاب نکردیم !

    هوم .. انگار این روزا ثبات و آرامشو از خیلیا گرفتن 

    + بله .. ناتانائیل !
    هعی و هعی و هعی... 

    + :) 
    . رفتن به مدرسه، دقیقاً مثل این می‌مونه که بدون یادگیریِ هیچ کارِ عملی‌ای، عمرمون رو تلف کنیم.
    + داداش هنرستان و فنی حرفه ای رو گذاشتن واسه همین دیگه :||

    هر چند اونا هم به درد نخور تر و بی سواد ترن -____- :|||||||||
    از وضع هنرستان‌ها و فنی‌حرفه‌ای‌ها خبر داری دیگه :دی :)) اونجا علاوه بر اینکه کار عملی یاد نمیگیرن همین درس رو هم نمی‌خونن :دی
  • بهار پاتریکیان D:
  • با فراغ بال چرت و پرت بگم یا مراعات کنم؟ :/
    مراعات کن =))) 
  • ام اسی خوشبخت
  • خیلی خوبه که میخوایید تغییر کنید, اولین قدم همین تصمیمه, سن خوبی برای تغییره :)
    زندگی رو باید زندگی کرد, مجموع همین درس و کار و عبادت و سیاحت و ... میشه زندگی, دنبال چیز خاصی هستید؟
    امان از تصمیم‌های بی‌عمل... سخته آدم تصمیمش رو نتونه اجرا کنه... 
    عبادت رو خوب گفتین. یاد خدا حلقه‌ی گمشده‌ایه توی زندگی‌های این دوره زمونه... 
    دنبال چیز خاصی که چی بگم. می‌دونم اشتباهه. می‌دونم غلطه. ولی هرچی تلاش می‌کنم قانع نمیشم که همه‌ی اینا یعنی زندگی، نه فقط اون‌چیزی که مدنظرمه! :) 
  • پری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • چقدر زندگی رو سخت میگیری مستر 
    فک‌کردم فقط من اینجوری ام:)))
    خب شما سخت نگیرین :)) 
  • آقای سر به هوا ...
  • چه روز هیجان انگیزی :دی
    :) 
  • نرگس نورعلی وند
  • اینکه شاید تنها راه تغییر کناره گیری باشه رو خوب اومدی...
    البته توضیح ندادم که کناره‌گیری از چی... :)) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up