مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : فقط خدا ازمون بگذره...
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

یک دقیقه و نیم وقت اضافه!

چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۴۴ ب.ظ
1. خیلی دیر شده. الان دقیقه‌ی نود و یک شده و فقط امیدم به وقت اضافه‌ی بازی‌ای هست که خیلی وقته باختم. خیلی وقته. ولی می‌تونم امید داشته باشم به گل‌های دقیقه‌آخری که بتونه نتیجه رو جوری عوض کنه که بعد از تموم شدنش، بهم نخندن! حداقلش بهم نخندن. کی؟ هیشکی! همه‌ی عمر مورد خنده واقع شدم، ولی دیگه نه! 
2. خرداد نزدیکه. امتحانات هم که شروع شده. و من هیچی نخوندم. من توی دفتر و کتاب و هرجایی تاریخ میزنم! وقتی می‌بینم درسایی رو نهم بهمن درس داده و من هنوز بلد نیستمشون، واقعا دوست دارم سرم رو بکوبم توی دیوار. همه‌ی اینا حقمه. تقصیرِ خودمه. نود و شیش هم نتونست من رو تغییر بده. ولی دیگه نه! 
3. صبح بارون بود. خسته بودم از دست خودم. دلم می‌گیره توی هوای ابری. همیشه با دیدن هوای ابری و تاریک و گرفته و بارونی، یاد خونه‌ی گرم و نرمی میفتم، که محل آرامشه. البته آرامش، از نوعی که تعریفش فقط مخصوص خودمه. رسیدم به مدرسه، کیف رو گذاشتم کلاس و اومدم پایین. توی چهارچوب ورودی موندم و آسمون رو نگاه کردم و فکر کردم. ابرهای تیره رو نگاه کردم و فکر کردم. بارون رو نگاه کردم و فکر کردم. آدما رو نگاه کردم و فکر کردم. خودم رو عذاب دادم. عذابی که حقم هست. آقای ر. دید من رو، گفت چرا اینجایی؟ گفتم همین‌جوری. دارم میرم بالا. رفتم سر کلاس. دبیر زیست اومد. درس داد. ولی می‌تونم بگم هشتاد درصد کلاس حواسم به درسش نبود. آخرش برای اطمینان‌خاطر با خودم گفتم تو پارسال هم بخش گیاه رو نمی‌فهمیدی... اومدم پایین. خسته بودم.از خودم بدم می‌اومد. دوست داشتم بمیرم و دوباره زنده بشم،بخوابم و بیدار بشم و همه‌چی عوض شده باشه. دوست داشتم من، من نباشم! آقای ر. باز من رو دید. گفت مرادی؟ خوبی؟ گفتم اوهوم! گفت واقعا خوبی؟ مطمئنی که خوبی؟ والا؟ گفتم آره.. گفت آخه لبخند نمی‌زنی.. تظاهر کردم به لبخند. تظاهر کردم حالم خوبه، نه راستش تظاهر کردم حالم معمولیه. حالم بد بود، ولی دیگه نه! 
4. شنبه امتحان ریاضی دارم. احتمالا فردا توی تقویتی بچه‌ها نمره‌ی امتحان فیزیکشون رو می‌فهمن. منم شاید بفهمم. خیلی تنبلی کردم واسه درس خوندن. خیلی عقبم از همه‌ی درس‌ها. خیلی عقبم از زندگی. خیلی عقبم از رضایتِ خودم نسبت به خودم. میلیاردها سال نوری فاصله دارم تا رضایت خدا از من. دیگه نباید تنبلی کنم، دیگه نه! 
  • Mr. Moradi

نظرات (۱۲)

  • ام اسی خوشبخت
  • موفق باشید. شما میتونید, کافیه بخوایید و یکم تلاش :)
    امیدوارم که بشه... :) 
    موفق میشید اگه بخواید! :)
    ان‌شاالله ‌:) 
    من همچنان دوست دارم یه پسر مثل شما داشته باشم
    ایشالا خدا بهتون بده :)) فقط عواقب و عوارضش رو هم باید بپذیرینااا :دی
    سخت نگیرید راه برا جبران هست هنوز :)
    ایشالا که هست! 
    من با این حال شما نگرانم به نیهیلیسم برسین
    @_@
    به چی چی برسم؟ @_@
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • بسم الله بگو و بلند شو! هنوز وقت هست:)
    امیدوارم... :) 
    ما تو دانشگاه یه هفته قبل امتحانا، که به عنوان فرجه تعطیل میشدیم، تازه به فکر میوفتادیم ببینیم خب استاد چی درس داده این ترم! :)))
    عمومیا که شب قبل تا صبحش فقط وقت میذاشتیم! :)))
    البته خب نمره‌ها تعریفی نبود!
    دیر نشده... شروع کن.
    هدف بذار واسه خودت... انگیزه پیدا کن
    همون. نمره‌ها تعریفی نبود :))) الان دبیرستانم، باید نمره‌هام تعریفی باشه :دی

    هیچ هدف و انگیزه‌ای ندارم. :|
    سلام :دی

    1. توی کامنت های بالا یکی نگرانتون بود که به نهیلیسم برسین! گفتم جوابتونو بدم چون هم اون شخص کلمه رو اشتباه نوشته بود هم شما معنی اش رو نمیدونستین...نهیلیسم یعنی هیچ انگاری و پوچ گرایی! یک مکتبه که در هر واقعیتی شک داره و در واقع همه چیز رو نفی میکنه! برای اطلاعات بیشتر ر.ک. به آقای نیچه:)

    2. میگم من و شما خیلی شبیه هستیم...واقعیت داره...این دقیقا حس منه که خیلی عقبم و 2ماه دیگه کنکوره و چه و چه! شما جا برای جبران داری من ندارم آخر خطم! البته مامان بابام و مشاورم میگن اوضاع خیلی هم بد نیست اما اگه کل دنیا هم بگن بد نیست وقتی ته دلت راضی نیست یعنی واقعا بده:( هنوز به مطلوبم نرسیدم:(

    3. در مورد زیست گیاهی هم این نوید رو بهتون میدم که همه یاد نمیگیرن:) باور کنین:) من زیستم رو توی آزمون ها بین 80-100 میزنم آزمون گیاهی دوره قبل 12 شد:/ جمعه هفته بعد هم آزمونم گیاهیه! :/ 
    پ.ن: رتبه یک کنکور95 زیست رو 87 زده...الان مثلا من خیلی خوب و شاخم

    موفق باشی..به قول شاملو: غصه نخور دیوونه کی دیده شب بمونه؟! استفهام انکاری طور!
    سلام
    1. نه دیگه. ان‌شاالله به این حد نمی‌رسم :)) 
    2. ان‌شاءالله به مطلوبتون و اون چیزی که می‌خواین برسین :) 
    3. آفرین :)) چه خوب میزنین زیست رو :)) 
    ممنونم... شما هم موفق باشین.
    آره خب، شب نمی‌مونه :) 
    شات...منم خرداد نزدیکه و الکوفتم نخوندم براش :/


    از همین امروز شروع کنین! 
    دانشگاه
    شغل
    آینده
    اینا هدفت نیستن؟؟؟؟
    شغل چرا... 
    ولی نمیشه... کنکور پونصدهزارنفری ترسناکه. اونم درس‌هایی که نصفشونو نمی‌فهمم :/
    بله کامنت بالا معنی شو بیان فرمودند و غلط تایپی رو اصلاحش کردن: )
    :) 
    نه بابا اینطورام نیست... اکثرا بچه‌ها بی انگیزه شدن و درس‌نخون!!
    دختر دایی خودم تیزهوشانه... راهنمایی و دبستانشو عین چی درس میخوند، الان بی خیال میخوابه فقط!!
    یه ذره تلاش کنی موفق میشی :)
    امیدوارم بتونم :) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up