مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : مدال فیلدز
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

اصولا زندگی خیلی بازی در میاره!

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۵ ب.ظ

1. اصولا من دوتا مورد هست که نباید بهشون فکر کنم. یکیش سر تا پا ضرره، و اون یکی وقت‌گیره و هیچ سودی نداره. مرز تشخیصشون به اندازه‌ی یک تار مو هست. و من خیلی وقت‌ها نمی‌تونم بیرون خط قرمز بمونم. خیلی‌‌ها نمی‌تونن. 

2. اصولا قرار نیست کار خاصی کنم تا یادش بیفتم. مثلا حتی کلاس ریاضی و مبحث آمار و احتمال و مثالاتش، من رو می‌تونن دقایقِ متوالی‌ای پوکرفیس کنه. اونقدر تاثیر داره که دبیر هم بفهمه. البته نمی‌فهمه، یعنی نمی‌فهمه حال من چه ربطی به مثالش داشته. هیچ‌کس نمی‌فهمه. احتمالاً خودم هم نمی‌فهمم. می‌دونید؟ این مرز خیلی باریکه.

3. اصولا دبیرهایی که دوستشون دارم، دوستم دارن. حتی شده دبیرهایی که دوستشون نداشتم، دوستم داشتن. ولی در وهله‌ی اول وقتی دوستشون دارم، اونا هم باهام خوبن. سعی می‌کنم درس‌هاشون رو بخونم، ولی امسال و پارسال و پریسال، یه فکرهایی وقتم رو می‌گرفت. طوری که امسال هیچ‌کدوم از امتحانات شیمی رو صددرصد آماده نبودم. هیچ‌وقت نشد فارسی رو خوب بخونم. هیچ‌وقت نتونستم با آمادگی سر کلاس ریاضی و فیزیک حاضر بشم. ولی این دلیل نمی‌شه دبیر شیمی نیاد الکی نمره‌م رو نپرسه و من نگم نوزده و هفتاد و پنج و اون نگه بیست گذاشتم. درحالیکه خیلی راحت می‌تونست یه‌نمره کم کنه. 

4. اصولا یه آهنگ‌هایی یه‌حسی به آدم میدن که هیچ آهنگی اون حس رو نداره. حتی همون آهنگ ممکنه هیچ حس مشابهی به فرد دیگه‌ای نده. ولی عمیقاً حس می‌کنم یه چیزی پشتِ صدای زندوکیلی هست وقتی میگه: «چرا هر غباری رو پس میزنم، یه‌تصویری از تو فقط پشتشه...» می‌دونین؟ یه تصویر مبهم و کمرنگی از جلوی چشمم رد میشه. یه تصویر خیلی مبهم ولی محسوس و ملموس، که نشونه و ردی از اونی داره که توی بند یک گفتم. دقیقا خارج از خط قرمز. دقیقا بدون خطر. دقیقا بدون ضرر. آخه می‌دونین؟ «من از تو به هرچی به‌جز تو رسیدم»، چه خوب و چه بد. 

5. اصولا امروز نباید اینطوری می‌شد. یعنی می‌تونست بهتر باشه. 

6. اصولا اصلِ زندگی رو به فنا دادم. دیگه چیزی ازش نمونده. جز چندتا موضوع فرعی و حاشیه‌ای،  مثل درس، مثل نفس کشیدن. 

  • Mr. Moradi

نظرات (۱۰)

(-:اسم اهنگو میشه بگین؟
(-:به نظرم خاصیت کلاس های درس اینه ادم از خط قرمزهاش عبورکنه،منکه داخل کلاس از هرچی خط قرمز دارم فکرم عبور میکنه به خودم میام چند،دقیقه مات تخته بودم،،،
(-:اصولا داخل دوره مدرسه هیچ دبیری دوستم نداشت حتی دبیر ریاضی یکی از پایه های تحصیلمو دیدم چند روز پیش سلام کردم اول یکم نگاهم کزد ویندوزش بالا اومد بعد اخم کرد سرشو تکون داد رفت((-:
آه سرد از زندوکیلی :) 
هومممم. البته این خط قرمز فرق داره :دی

ای بابا :// عجب دبیرایی هم پیدا میشنا :)) 
اصولا حس عجیبی داشت پستت :)
قصدم همین بود که حس عجیبی داشته باشه. خداروشکر که محقق شد :) 
من این پستای اینجوری شما رو خیلی دوست دارم.
یه مدل خوبیه.. یه طور مخصوص به خودت.
چه خوب که اینطوره ^_^
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • علوم انسانی بخون مسترمرادی تو دانشگاه، درسته بازار کار نداره ولی تو می تونی نویسنده خوبی بشی :)
    چیزی که بازار کار نداشته باشه که بدردم نمی‌خوره... پسرجماعت،درآمد لازم داره! نمی‌تونه بره دنبال هرچی که علاقه‌ش بود. 
    مورد شیشم از بس شور و شوق و امید داشت خفه‌م کرد :/
    :))) 
  • هانیه شالباف
  • این پست، مثل یه شعر می‌مونه؛ هیچ وقت‌نمی‌شه منظور شاعر رو فهمید؛ اما هرکی برای خودش یه تعبیر جدا می‌کنه ازش و این باعث می‌شه اون شعر برای همه جذاب بشه؛ چون حرف دلشونه...

    حالا این پست هم همین بود؛ انگار دردِ دل خیلی‌هاست ... :)

    برای بخش 6 نوشته‌ت: زود نیست برای نا امیدی؟ اونم انقدر زیاد!
    هومممم. تعبیر جالبی بود :) 
    ممنون :) 

    ناامیدی که نیست. بالاخره اتفاقاتی هستش که رخ داده. زود؟ نمی‌دونم، دیر نشده باشه، فکر نمی‌کنم زود باشه. 
    اصولا تو خیلی نوسان داری
    :)) 
    ۴. یه آهنگی هست، شاده... خیلی شاده... همه باهاش میرقصن، ولی من گریه میکردم باهاش!!! روزی که آهنگای غمگینمو پاک کردم اونم پاک کردم!!!! راس میگی... اون حسی که هر کس به یه آهنگ داره، یه آدم دیگه شاید نداشته باشه!!
    اوهوم :) 
    منم دانش آموزام دوست دارم، بهشون منتقل می شه یعنی؟ :)
    صد در صد منتقل میشه :) 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • دختر جماعت هم پول نیاز داره، راست میگی، پشیمون شدم که خودم تاریخ خوندم، علوم انسانی اکیدا نخون:)
    پول که همه نیاز دارن. ولی دخترا مسئولیت کمتری دارن. اگه دیفالتِ یه زندگی معمولی رو فرض کنیم دخترا مسئولیتشون کمتره. ولی خب، مجبوریم ماها :)) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up