مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

مسابقه عکاسی دکتر میم

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ب.ظ

امیدوارم به طُرُق مختلف از مسابقه‌ی دکتر میم خبر داشته باشید، چون قبل از امروز حوصله‌ی معرفی و توصیه به شرکت‌کردن نداشتم :دی

به هر حال شرکت کردم. همون اول‌ها که مسابقه رو گذاشتن یعنی هیجدهم، با خودم گفتم کو تا بیست و چهار! بیست و چهارم هم رسید و هیچی نشد که نشد! این یعنی خرداد از رگ گردن به دانش‌آموزها نزدیکتره! بعله :دی 

چون لپ‌تاپ نیست و نمی‌تونم حجمِ تصاویر رو کم کنم، بارگذاری‌شون نمی‌کنم و صرفاً  لینک میدم :) 

تصویر اول : پارسال، تقریباً همین‌روزها بود، دبیر هنر گفته بود عکس بگیرید و منم در به در دنبال سوژه :دی از زمین و آسمون عکس می‌گرفتم و اتفاقا عکس‌های بدی هم نشدن. و همین کنجکاوی‌ها توی عکس گرفتن، خیلی چیزا رو دستم آورد. یکی اینکه عکس گرفتن با تبلت هفت‌اینچی به هیچ عنوان عاقلانه نیست :))) اون روزها شهرداری تازه این ستون‌های نوری! رو نصب کرده بود [اسمشون چیه آخه :|] و منم یک‌ثانیه مونده بود به ساعت هشت شبِ روز ششم اردیبهشت 95، این عکس رو ثبت کردم :دی ضمناً این عکس رو دبیر هنر هیچ‌وقت ندید :دی وقت نشد :)) 

تصویر دوم : عکس گرفتن از آسمون، قشنگی‌های خودش رو داره. آسمون‌های ابری و تیره، اونایی که هرلحظه دلشون می‌خواد ببارن، یه‌جورِ دیگه باید ازشون عکس گرفت. یه‌چیزی باید باشه پس‌زمینه‌ش. مثل این درخت نخل. یا فواره‌ی آب‌، که متاسفانه شلوغیِ جمعیت و ضعف دوربین مانع شد از اینکه به این ایده‌ام فکر کنم :دی قشنگ‌تر هم می‌شد اونجوری؛ سخت بود هرچند! پس‌زمینه شدنِ آب و اینا قشنگی خاصی دارن ولی. شما امتحان کنین ;) 

تصویر سوم : همون پارسال همین موقع‌ها، به‌گفته‌ی دبیر هنر، رفتم دنبال سوژه. از کنارش رد شدم. وایسادم و بالا رو نگاه کردم. اومدم عقب‌تر از زاویه‌ی تصویر نگاه کردم. با حسرت گفتم عجب عکسی می‌شد اگه دوربینش بود هاااا! تبلتِ گنده رو به سختی گرفتم و لرزش دستم رو کمتر کردم و دکمه رو زدم. کج بود مقداری. سمت چپش رو هم بریدم و میزانش کردم. بردم سر کلاس. از همه بیش‌تر روی همین عکس موند. گفت صد و هشتاد درجه بچرخه قشنگ‌تر میشه. و این عکسی که می‌بینید برعکسِ عکسی هست که من گرفتم. حقیقت اونجوری یه‌جوریه و این‌جوری هم یه‌جوری!! نمی‌تونم بفهمم اونطوری بهتر بود یا اینطوری! 

+ ما سفر نمیریم! و به طبع تصویری از طبیعتی مکانی جایی ندارم. عکس‌برداری از شهر هم سخته. من نمی‌تونم ازش تصویر بدرد بخور در بیارم آنچنان. برای همین از اونجایی که آسمون همه‌جا یه‌رنگه، ترجیح دادم تصاویری که انتخاب می‌کنم به آسمون ربط پیدا کنن :) امیدوارم خوب بوده باشن :) 

  • Mr. Moradi

چالش

نظرات (۱۷)

سلام 
عکس سومتون قشنگ بود منتها من سرم باهاش گیج رفت :|:)
چشمم رو  جوری هدف قرار داد که اشکش دراومد :)

امیدوارم موفق باشین چه تو امتحانات خرداد ماهتون چه تو این مسابقه :)

سلام
ممنونم :) 
ای بابا :/

بازم ممنون :) 
خبر بداشتیم عکس ن‌بداشتیم :) 

+ ما نیز مدتی در آسمان سیر میکردیم الآن رو زمین میچرخیم(خ میتونه حرف اضافه باشه😁) 
++ عکس سوم رو همون جوری که شما ثبتش کردین بیشتر دوست داشتم
اشکال نداره :)) 

+ :)) 
++ خیلی هم خوب :) 
عکس اول قشنگه، دومی باابهته، سومی هم جالبه! :))
منم عکاسی از آسمونو دوست دارم البته بخاطر ابرا!
ممنون :))
خیلی هم خوب :) 
  • ام اسی خوشبخت
  • و هیچکس نمیتونه با آسمون شما رقابت کنه :)
    سومی خیلی جالب بود.
    هوممم... هیچ‌کس نمی‌تونه با آسمونِ خدا رقابت کنه :دی
    ممنونم :) 
  • ام اسی خوشبخت
  • یه چیز جالب دیگه این بود که ما هم.سفر نمیریم و عکس ارسالی من برای مسابقه دکتر میم آسمون بود :)
    چه جالب :)) 
    خیلی هم خوب :) 
    هر سه تا عکس جالبن :)

    ما هم مسافرت نمیریم! من عکسای ۱۳ بدر رو فرستادم :|
    ممنون :) 

    ما سیزده‌به‌در هم نرفتیم و نمیریم کلاً :))
  • نرگس نورعلی وند
  • اتفاقا منم قبل از اومدن داخل وبلاگ شما، آگهی این مسابقه رو تو وبلاگ خود دکتر دیدم. منم چند تا عکس توپ همین تعطیلات نوروز انداختم. امیدوارم رقابت خوبی داشته باشیم:)
    خیلی هم خوب :) 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • به به چه عکسایی!
    اینجور که معلومه رقیبا قَدَرن:)
    ممنونم. لطف دارید :) 
    دم معلم هنرت گرم ... عکسُ با اجازه دخیره کردم بعد ۱۸۰ چرخوندم که اورژینالش ببینم دیدم پیشنهاد دبیرت لایکش بیشترِ...
    خب تا حالا یک به یک :)) یه‌نفر گفته اورجینالش بهتره و شما هم گفتین که اینجوری بهتره :)) 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • عاقا من ربط دردانه نوشت رو به متن نفهمیدم :(
    ربطی به متن نداره. دردانه‌نوشت یک بخشِ جدای از پست هست. به‌واقع محلی هستش که نوشته‌هایی که دوست دارم رو لینک می‌کنم تا بقیه هم بخونن :) 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • آهاااااا 
    روش که کلیک کردم فهمیدم :)))) 
    :)) 
    به و به و به :)
    ممنونم :) 
    عکس سوم واقعا عالی بود! آفرین :)
    ممنون :) 
    اول ممنونم بابت دنبال کردن:)
    دوم عکس ها خیلی عالی بودن;)
    سوم بالاخره وبلاگم امروز درست شد مشکلش
    چهارم من هم زیاذ مسافرت نمیرم اما علتش مشغله ی برخاسته از درس و کنکوره چون امسال پشت کنکوری شدم:((( البته خیلی هم بد نشدا
    ولی تابستون یه سر رفتیم اصفهان آسمونش یه طور خاصی بود خیلی قشنگ! اما مثل سهر خودمون بود بی هیچ تفاوتی ولی نمیدونم بقیه چی میدیدن توی عکسا که میگفتن فرق داره :|
    خولهش می‌کنم :)
    ممنونم :)
    خداروشکر :) 
    امیدوارم کنکورِ خوبی داشته باشین امسال :) 

    خیلی هم خوب :)  
    فواره ها هست قبل سعدی، یک کیلومتریش هم که راه میرم باز هم انگار بارونه :| قطره های آب تو هواست همش :) 
    آره :)) مخصوصاً اگه هوا بادی باشه خیلی قطره‌هاش بیش‌تره :دی
    سلام
    عکسای اول و دومت خیلی ساده و بی معناس ، درکل فکر میکنم فقط خواستی از یه چیزی عکس بگیری.
    عکس سوم رو اگه کسی واقعا بخواد به هرچیزی فکر کنه که انتهاش برسه به خالقش ، باید چرخش 180 بدی ، میدونی چرا ؟
    چون اینجوری انگار داری میوفتی توی آسمون ولی اگه چرخش داده بشه میرسی به آسمون...
    به ابتدای راه نگاه نکن ، انتها را نظاره کن...
    موفق و موید ان شاالله
    سلام
    اتفاقا اون نخل خیلی هم با معناست :دی 

    فلسفه که نیست. قشنگی تصویر مورد بحثه. که اینجوری یه‌جور قشنگه و اونجوری هم یه‌جور دیگه. :)) 

    شما هم موفق باشین :) 
    وای چه جالب
    داشت اشکم در میومد.
    :) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up