مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

سرآغازی که سخت، سخت می‌باشد :|

دوشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ب.ظ

باید اعتراف کنم غروب دیروز، تقریباً دردناک‌ترین غروبِ تعطیلاتِ نوروزانه‌ای بود که داشتم! واقعاً نوروز رو تلف کردم. یعنی تلف‌هاااا! :|

از همون اول کلاس خلوت بود. دبیر زبان درس که نداد. و امروز با این‌که خوابم نبرد سرِ کلاس ولی نزدیک‌ترین حالت به خواب رو تجربه کردم :دی برای اولین بار در دوران تحصیل.

زنگ‌های بعدی هم کم از بی‌کاری نداشتن. مهم نیستن. اصلاً :/ باید شروع کنم درس‌خوندن رو. و خوندنِ خیلی چیزهای دیگه‌ای که نخوندم. البته که امیدوارم فکر و ذهنم خالی بشه از این مزخرفاتی که فعلاً روش سیو! شده. می‌خواستم بگم ای‌کاش همه‌چی برمی‌گشت عقب که یادم اومد برگشته بود. شاید باورتون نشه ولی یه‌بار زمان برگشت عقب. همون موقع که این پست رو نوشتم. واقعاً انگار گذشته داشت تکرار می‌شد! وای من دیگه چه خنگی‌ام آخه :/ چرا هدرش دادم؟ :|

:::

حتی نهج‌البلاغه رو هم واسه آزمون نخوندم. و متن کنفرانسش رو ننوشتم :/ این نیز بگذرد :)) 

  • Mr. Moradi

نظرات (۱۱)

شاید نشه گذشته رو دیگه جبران کرد اشتباهاتو جبران کرد هدر دادنای فرصت هارو جبران کرد اما همیشه ی همیشه میشه از اول شروع کرد...هیچوقت دیر نیست...
من خودم به شخصه شاید در بعضی چیزها چیزها اشتباه کردم  و برمیگشتم راه دیگه رو میرفتم اشتباهاتی که دیگه سنم اجازه ی بازگشت و جبران نمیده اما یه جایی توو همون مسیرم گفتم به درک من همین راهو تا آخرش میرم و قسم میخورم هربار خواستم تونستم!
اوهوم. کاملاً درست میگین. امیدوارم فکرم خالی بشه و شروع بشه از یه‌جایی این پروسه :) 
دبیرم می‌گفت :« استادمون می‌گفت:«شما همه‌تون می‌تونین این درس رو پاس کنین، مگر اینکه قسم خورده باشید که پاس نکنین» شما همه‌تون می‌تونید، مگر اینکه قسم خورده باشید که نتونید» 
قبول دارم آدم اگه بخواد می‌تونه. اما یه‌جور وسواسِ فکری شاید، نمی‌ذاره به اون درجه‌ی «خواستن»، که از هر بی‌راهه رفتنی جلوگیری می‌کنه، برسم.
واسه خودت بهونه نساز..
به قول امام علی با سر برو تو دل ماجرا.
به تعویق انداختنش فقط امیدتو می گیره و خسته ترت می کنه.
چشم :)
:)
کاملاً درسته :) 
  • بــاهــ ــار .
  • *_*
    یاه یاه :|||
    یوهاهاها حتی :|
    امیدوارم به سلامتی و موفقیت بگذره 
    ممنونم. منم امیدوارم غبار غم و ناراحتی از دلتون بره کنار... 
    یه دفتر دارم متعلق به روزهای دبیرستانم. 
    هر روز توش نوشتم از امروز دیگه باید  بیشتر درس بخونم 
    چهار سال اینو به خودم میگفتم یعنی :)))))
    :))) 
    من هر روز نمی‌نویسم. ولی هروقت می‌نویسم اینو هم می‌نویسم که باید بیش‌تر بخونم :دی حدود هفت‌ماهی میشه که وضع همینه :دی
    آره بابا همه اینا بُگذَرد :|

    جمله بالا رو برای خودمم یه بار تکرار کنید :دی 
    آره بابا همه اینا بُگذرد :)) 
    یه وقتایی منتظریم یه اتفاقی بیفته تا شروع کنیم!
    مثلاً شنبه بیاد! یا مثلاً ماهِ جدید شروع بشه! یا حتی سالِ جدید! یا یه ساعتِ خاص!
    ولی اون زمانی که منتظرش هستیم هیچ وقت نمیاد!
    اون زمان همین الانه... پس بسم الله :)
    آره والا.  :) 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • ما باید هرسال آخرتعطیلات نوروز، ناراحتی که از کم کاری هامون داریم رو بنویسیم، که سال دیگه تعطیلات بگذاریم جلوچشممون،شایدعبرتی بشه!
    شاید شاید :)) 
  • آقای سر به هوا ...
  • آخ نگو برای من چهارشنبه سوری اینطوری بود لامصب !
    :) 
  • هانیه شالباف
  • ترجیح می‌‌دم راجع به درس چیزی نگم و بگم قالب نو مبارک؛ خوشگله :))
    ممنون :) 
    گاهی آدم گیج میشه تو همه چیز..حتی درس خوندن..گاهی نمیدونی دقیقا کجای جاده ی زندگیت داری میری..نمیدونی باید تند بری یا آهسته و با مراقبت..نمیدونی راست بری یا چپ یا جلو یا اینکه اصلا باید دور برگردون اول برگردی...خیلی بده..خدا کنه هیچوقت هیشکی تو این حالت نباشه..
    امیدوارم ک شمام کنکورتونو خوب بدین..
    من میدونم. ولی نمی‌تونم. واقعاً سخته! 

    ممنونم. دوسال دیگه کنکور دارم. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up