مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : امون از اونایی که میگن، شهیدتون چقدر گرفته؟
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

ما راه را گم کرده‌ایم

شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۲۹ ب.ظ

بسم الله...
ما انسان‌های بی‌دل، یک‌روزی باید به‌خودمان بیائیم. یک‌روز باید بفهمیم که چگونه همه‌چیز را از خودمان پس گرفتیم و برای خود هیچ باقی نگذاشتیم. یک‌روزی باید برسد که خودمان بفهمیم که چه به خود بد کردیم و چه دل‌ـمان تهی شد از هرچه که قبل از آن داشت.
این‌روزها، شاید روزهایی باشند برای شروع دوباره. شاید تغییرِ اعداد، انگیزه‌ای باشند برای تغییر احوالاتی که بر هریک از ما غالب است و ما بی‌اختیار، مغلوبِ آن‌ها شده‌ایم. نمی‌دانم دقت کرده‌اید یا نه. ولی این روزها فرقی ندارند با روزهای دیگر. وقتی یک‌نفر مثل من، نشسته است و منتظر است تیرِ غیب بیاید و یا خلاصش کند یا آرامشش دهد، قطعاً این روزها برایش مزخرف می‌شوند. حتی اگر روزهای خوب هم همین‌قدر بیست و چهارساعته باشند.
نادانی‌ست که بگویم تقصیر عید است! یا تقصیرِ سالِ جدید! و از آدم‌های جاهلی می‌شوم اگر بگویم امسال نیز خوب نخواهد بود. این بدترین فکری‌ست که ممکن است یک‌نفر به خودش تلقین کند. که سعی کند با این تلقین، خودش را بی‌مسئولیت و بی‌اختیار جلوه دهد. این از حماقتِ یک انسان است و جز این نیست. حتی خرافه‌پرستان هم تبصره‌هایی قائل‌اند برای خرافاتشان. ولی بعضی از انسان‌ها، مِن جمله‌ی خودم، ناخودآگاه می‌خواهند تقصیر را ارجاع دهند به مقصری ساختگی. و هیچ‌کس بهتر از خودشان نمی‌تواند درک کند که مقصرترین انسان در این عالم، فقط و فقط خودشان هستند. که لعنتی‌تر از آن‌ها نیست.
نمی‌دانم این اعتراف چه کمکی می‌کند ولی حداقلش می‌تواند به خودم این مهم را ثابت کند که من می‌دانم. و این دانستن کمکی به اوضاعِ نابسامانِ فکری‌ام نمی‌کند. تنها چیزی را که نمی‌دانم این است که دقیقاً چه می‌شود کرد برای این اوضاع نابسامان که پدیدآورنده‌اش خودم بوده‌ام. البته که ما انسان‌ها می‌توانیم دروغ‌گو و دروغ‌نویس‌های عظیمی باشیم. آنقدر عظیم، که گاهی خودمان باورمان شود. در همینجا من آنقدر با عظمت دروغ گفته‌ام که خودم هم کم کم باور کرده‌ام که نمی‌دانم راه‌حل چیست. من حتی می‌دانم که چرا دروغ بافته‌ام به متن. فقط و فقط برای این که سخت است. اصلاح سخت است و ما راحت‌طلب شده‌ایم. این‌ها اعترافاتی هستند که به هیچ تغییری کمک نمی‌کنند. ولی شاید بتوانند به‌خودم ثابت کنند که می‌دانم. که می‌دانستم و باز هم به دروغ‌بافی‌های خودم برای خودم، ادامه دادم و آنقدر به‌دروغ، خودم را فریب داده‌ام که حال، چاره را یا نمی‌دانم یا در دروغ‌های واهیِ خودم می‌بینم. در راحت‌طلبی. و این فاجعه‌ای‌ست که آینده‌ی ما را تهدید می‌کند.

  • Mr. Moradi

مبهم نویسی

up