مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : زندگی...

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

هستی چه باشد؟ آشفته خوابی!

يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۴ ب.ظ

اولش یه بیت بنویسم :

از هجر و وصلم، حاصل همین بود:

یـــا انـــتظاری، یـــا اضـــطرابـی

"رهی معیری"

یه بیتِ دیگه هم :

دریایــم و نیست باکــم از طوفـــان

دریـا همه عمـر خـوابش آشفته است

"شفیعی کدکنی"

فکر کنم کافی باشه و بهتر هستش که برم سراغ روزانه‌نویسی‌ِ خودم!! دیگه حال و حوصله‌ی مبهم‌نویسی رو ندارم :دی فقط همین که بگم «هوا بس ناجوانمردانه ابری‌ست» ، کافیه! :)

:::

صبح خوب شروع نشد! با استرس ، با دیر بیدار شدن و با سردی و ابری بودنِ هوا و خیلی چیزهایِ غیرخوبِ دیگه!! زنگ اول فیزیک بود. دل تو دلم نبود ببینم چه کردم توی ترم! نسبت به ورقه حس خوبی داشتم و حس میکردم خوب نوشتمش. ولی مستمر رو نمیدونستم چیکار کنم! به هر صورت کار از کار گذشته بود و فقط می‌شد منتظر موند و تماشا کرد. 

دبیر فیزیک اومد. مثل‌اینکه در دفتر بسته بود و معاون نیومده بوده انگار! یا یه همچون چیزی! نمره‌ها رو توی دفتر نمره ننوشته بود! گفت به نمره‌ی رو ورقه اضافه کرده، به همه. خیالم از ورقه راحت بود ، راحت‌تر شد! ولی مستمر؟!‌ نمیدونستم هنوز! گفت برو تخته پاک کن و وسایل رو بیار ؛ رفتم ، معاون پرورشی توی راهرو بود، گفتم کسی دفتر هست؟ برم وسایلو بیارم. گفت برو بردار. رفتم و دیدم ورقه‌ها هم همونجاست :دی اومدم بالا گفتم ورقه‌ها توی قفسه بودناااااا :دی گفت خب فعلا بذار بمونه ، چارشنبه قشنگ بررسیشون میکنیم. گفتم باشه! درس رو شروع کرد. یه ربع بیست دقیقه مونده بود به زنگ که گفت برگه‌ها رو بیار. رفتم دفتر. معاون پرورشی بود. گفت احکام بودی؟ گفتم نه. نهج البلاغه. گفت مطمئنی؟ احکام بودیاا. گفتم نه! گفت برو نگاه کن. رفتم نگاه کردم و اومدم گفتم نهج البلاغه هستم و فلانی احکامه! گفت منابع رو دادم بهتون؟ گفتم نه! جا خورد :| تاریخش چندمه؟ تا میخواست فکر کنه که دوباره باید برم نگاه کنم ، گفتم دوشنبه یازدهمه. دیروز تاریخش رو خونده بودم. گفت باشه ، زنگ تفریح بیا بهت بدم. گفتم پس من ورقه‌ها رو میبرم. راستی دبیر میتونه ورقه‌ها رو بده؟ گفت که ترم اول مال دانش‌آموزه. بستگی به دبیر داره که بده یا نه. ورقه‌ها رو بردم. داشت میخوند میرفت جلو. رسید به مال من ؛‌ «آفرین، بیست شدی» خداروشکر. گفت اعتراضی داری رو ورقه!؟ خندیدم گفتم ورقه که نه. مستمر چی؟ گفت اونم بیست دادم. ممنون گفتم و نشستم! تخت اولم! مسیرِ طولانی‌ای نبود :دی انصافاً خیلی به بچه‌ها کمک کرد. بعد از ریاضی ، دیگه سراغ نداشتم کسی اینجوری روی نمره ورقه کمک کرده باشه‌:| دستش درد نکنه :)) امتحانش به‌نظرم کاملاً آسون بود!

زنگ بعد عربی داشتیم. نسبت به عربی هم حس خوبی داشتم :دی یه‌کم درس داد ؛ بعد درباره‌ی سوالاش گفت! اینکه چه سوالای خوبی داده بوده و از اینکه چقدر دبیرهای کشور توی گروه از سوالاش تعریف کردن و ازش خواستن فایلِ سوال رو بهشون بده که از همین برای تیزهوشان امتحان بگیرن:دی از اینکه شیراز و بجنورد و یه‌شهرِ دیگه از این سوالا برای تیزهوشان استفاده کردن :دی و میگفت اگه بالای پونزده شدین یعنی زرنگید :دی من که خیلی تعجب کردم! همین سوالات؟ همین سوالاتِ ترم؟ سوالاتِ خوبی بودن ولی اینقدر کاربردی که چندتا شهر استفاده کنن ازش؟ :)) عربی رو هم بیست شدم. به بقیه گفت که ببرن خونه و امضا بزنن ، یه نمره بهشون میده:دی اگه هشت‌تا باب رو هم بتونن درست صرف کنن ، یه نمره‌ی دیگه :))) قشنگ میشه گفت دو نمره به همه یا اکثریت اضافه میکنه :دی

کارنامه‌های آزمون پیشرفت تحصیلی رو هم دادن. توی مدرسه اول شدم. میدونم چیزِ مهمی نیست و اساساً با 136 تا غیرآماده‌ی خونسرد امتحان دادن ، رقابت به حساب نمیاد! والاع! ولی ادبیات رو 93 درصد زدم! فقط یه سوالاش رو خالی گذاشتم و اتفاقاً همون گزینه‌ای که بخاطر شک ، نزدمش درست بود :دی حیف شد :)) زبان رو هم فقط یکی رو نزدم و بقیه رو درست زدم! الکی مثلاً زبانم خوبه :دی ولی این یکی رو هم میشد زد ، بازم دقت نکردم و نزدمش :)

ولی فردا :| نمیدونم ورزش چند میده بهم :/ هنوزم مقاله‌ای واسش ننوشتم. واسه آزمایشگاه هیچ گزارش کاری ننوشتم و اصلاً معلوم نیست روش نمره‌دهیش! خدا کنه سخت نگیره :/ 

+ و دیگر هیچ ...

  • Mr. Moradi

نظرات (۱۰)

:)

آففرین.. همین طوری قوی و خفن باش.
:))
ممنون.
  • بهار پاتریکیان D:
  • ولی خاب ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ، موجیم که آسودگی ما عدم ماست :)))
    حتی نمیدونم چه ربطی داشت به پستت :/
    بقیه غر زدنا رو هم پست میکنم ^_^
    والا :دی

    :))
    وقتی تو این دوران بودم همه بهم میگفتن این نمره ها هیچکدومشون اهمیتی ندارن من هیچوقت به حرفشون گوش نمیدادم و یادمه یه عالمه هم براشون گریه میکردم :دی حالا منم میگم اینا هیچکدومشون اهمیتی ندارن هیچجا ثبت نمیشن هیچوقت باهاشون قضاوت نمیشی فقط دروس پایه رو خوب یاد بگیر همین مهمه :))
    :)))
    سعی میکنم واسشون کمتر حرص بخورم :) و دروس پایه رو بهتر یاد بگیرم :)
    واااای خدا من چقدر حرص میخورم وقتی میبینم اینقدر بهتون اضافه میکنن -___- 
    برای ما حتی 0.25 به مستمر هم اضافه نمیکنن ://// 
    حرص نخورین ؛ ارزش نداره که :)
    منم همونقدر ناراحت میشم که اونجا اونقدر کامپیوتری! نمره میدن! :|
    من همچنان رو موضع خودم هستم در مورد درس و کنکور و ... :))
    موضعِ شما رو چرا یادم نیست :دی ولی خب فکر کنم یه چیز توی این مایه ها باشه که : این نیز بگذرد و مهم نیست و درس رو باید فهمید و نمره اهمیتی نداره :دی :))
  • یک دختر شیعه
  • منم همیشه پیشرفت تحصیلی ها رو تو مدرسه اول می شدم😄
    خیلی هم خوب :))
    اوهوم دقیقا همینه ^__^
    :)))
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • آفرین چه نمره های خوبی
    من یه چیزو نفهمیدم، احکام و نهج البلاغه چیه؟ اسم کلاستونه؟
    :| اسم کلاس؟! :))) نه! مسابقه است! مسابقات قرآن و عترت که هرساله توی اکثر مدارس برگزار میشه :)
    به به چه نمره هایی!!! چشم نخورین! :)) جدی میگم! :)) همینجوری به اشتراک میذاری عواقب داره! :))
    شوخی میکنم! ایشالا همیشه موفق باشین...
    فقط اینکه از کی تا حالا برای ورزش مقاله می نویسن؟؟؟!!! والا من خعلی پیر نیستم ولی یه زمانی ورزش کلا درس محسوب نمیشد! :/ بعد الان از شما مقاله میخوان؟
    از ما همه اش دراز نشست می خواستن:)) خیلی سخت تر از مقاله نویسی بود فکرکنم! :))
    :))
    ممنون.
    از ما مقاله نمیخوان! من واسه نمره میخواستم مقاله بنویسم. امتحان‌های ورزش رو خوب ندادم! 
    از ما هم بارفیکس و انعطاف گرفتن که من کامل نتونستم انجام بدم. دراز و نشست و دوـیِ 540 متر هم برای ترم دوم :| 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • آهااااا، خب در جریان نبودم. زمان ما از این چیزا نبود یا اگه بود من شرکت نمی کردم. در هر حال نمی دونستم ماجراش رو :)
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up