مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : لطفا بدون تعصب بخوانید
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

روزِ شوک!

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۰۶ ب.ظ

صبح خیلی اتفاقی ، کسی رو دیدم که شیش سال ندیده بودم.

وقتی داشتم برمیگشتم بازم کسی رو دیدم که توقع نداشتم.

فروشنده اونطور که ازش خونده بودم ، نبود! نه مثلِ حرف‌های خوبش نه بدش!

وقتی داشتم بادیگارد رو می‌دیدم از کشته شدنِ حیدر شوک شدم.

ولی بعد از بادیگارد با خبری شوکه شدم که نظیرش رو نشنیده بودم :(

و حالا موندم امروز دیگه قراره چی بشه ...

خدا رحمت کنه جان‌باختگانِ آتش‌نشان رو ... خیلی سخته ...

و خدا لعنت کنه این فرهنگی رو که انگار هیچ‌وقت قرار نیست خوب بشه. چه توی یه روز عادی و چه توی بحران.

نمیدونم چی میشه گفت! ساختمون ، مثلِ یک تیکه کاغذ افتاد! جوری که انگار بمب ترکونده باشه ساختمون رو :| 

  • Mr. Moradi

نظرات (۱۲)

  • خانم انار
  • روحشون شاد
    خدا رحمتشون کنه.
  • ام اسی خوشبخت
  • خدا رحمتشون کنه. واقعا غم انگیز بود.
    اوهوم :(
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • روحشون شاد.
    خدا رحمتشون کنه.
    این مردم فیلم برداری میکنن که چی بشه؟ چه استفاده ای داره واسشون؟ اینکه ببینی کسی داره از بین میره یا ساختمونی یا جایی داره نابود میشه دیدن داره؟

    والا :|
    درمورد فروشنده باهات هم‌نظرم! :)
    بادیگارد چطور بود؟ ندیدم هنوز.

    واقعا اتفاق غم‌انگیزی بود :(
    فروشنده رو نه تنها نمیشه با خانواده دید ، بلکه حتی نیاز به هندزفری هم هست :| :))
    بادیگارد عالی بود.عالی! واقعا حسرت خوردم که ای کاش پولی رو که داده بودم واسه فروشنده، میتونستم بابت بادیگارد بدمش :دی

    اوهوم :(
    یعنی من نباید فروشنده رو میدادم خانواده هم ببینن ؟ =/ خواهرم هم دید که :دی پدرمم حتی گفت فیلم عالی یی بود ! :)
    بادیگارد عالی بود :) حتی پست نوشتم براش دیگه :دی

    خدا رحمتشون کنه :( 
    افسوس میخورم برا مردمم :(
    :))) 
    اوهوم ، عالی بود :))

    هعی :(
    حالا فک کن ما فروشنده رو پنج نفری نشستیم دیدیم! :/ خیلی حس بدی بود واقعا!! :))

    اوهوم :))
    "فروشنده رو نه تنها نمیشه با خانواده دید ، بلکه حتی نیاز به هندزفری هم هست :| :))"

    این حرف شما فقط به خاظر فرهنگ غلطیه که تو جامعه رواج پیدا کرده! پدر و مادر نمی‌تونن در مورد خودارضایی و روابط پرخطر و ... با بچه‌ها صحبت کنن، و بچه‌ها ناخواسته وارد این طور مسائل میشن، به خاطر عدم آگاهی! زیادن کسایی که خودارضایی میکردن در حالی که نمیدونستن خودارضایی چیه و این که عادت ماهانه دختران رو یه بیماری تلقی میکنن و رفتار زشتی در مورد این مطلب دارن و هزاران اتفاق دیگه، فرهنگ غلط فقط اونی نیست که شما بهش اشاره کردین!

    "و خدا لعنت کنه این فرهنگی رو که انگار هیچ‌وقت قرار نیست خوب بشه"
    هرچند دوست ندارم توی وبلاگم صریح جوابتو بدم ولی انگار راهِ ارتباطی‌ِ دیگه‌ای هم نذاشتی :)
    اولا خودارضایی و عادت ماهیانه‌ی دخترها ، با تجاوز خیلی فرق داره! توی یک زندگیِ عادی ، با یک روندِ معمولی ، کسی قرار نیست مورد تجاوز! قرار بگیره :| توی تجاوز دونفر لازم هست! و این یادتون باشه ، توی یک زمان عادی ، نفر دوم خود به خود پیداش نمیشه! این فقط یه فیلم بود که طرف در رو باز گذاشت و دقیقاً همون لحظه ، یک متجاوز! وارد شد :| این از این!!
    دوماً پدر و مادر کارِ اشتباهی می‌کنن در اون موارد ، مخصوصاً عادت که یک امرِ طبیعی و قطعیه [بر خلاف خودارضایی که اصلا طبیعی و قطعی نیست!] با بچه‌شون حرفی نمیزنن! اما این اشتباهِ خانواده [که توی خانواده فقط پدر و مادر هم نیست و احتمال وجودِ برادر و خواهر و حتی خاله و دایی و عمه و عمویِ نزدیک هم وجود داره!!] دلیل نمیشه که ما بیایم یک‌فیلمی مثل فروشنده رو خانوادگی بشینیم و ببینیم و وسط‌های فیلم درباره‌ی موضوعاتی بحث کنیم از قبیل : متجاوز چجوری اون همه وسیله‌هاش رو جا گذاشت یا اینکه تجاوز چرا اینقدر سریع و خونین انجام شد و یا حتی اینکه متجاوز با اون سنش، چجوری اون همه پله رو دوید و از کوچه و خیابون هم بدون ماشین و با پای خونی جوری دوید که کسی ندیدش! :| متوجه شدید که یک اشتباه دلیل نمیشه همچین کار مسخره‌ای انجام بشه؟ و نیازی نیست بچه‌ی کوچیک و مرد شصت ساله ، بشینن و با هم این فیلم رو ببینن؟ 
    تراژدی پلاسکو زنگ خطری بود برای زلزله تو تهران؛ اگه یه پاساژ، تهران رو فلج کرد، قطعاً زلزله تهران، ایران رو فلج می‌کنه...
    اوهوم :( اصلا فاجعه میشه:/ خدا کنه هیچوقت اتفاقی برای هیچ جایی نیفته! چون مسئولینش که هیچوقت آماده نیستن!
  • حجت الاسلام والمسلمین اسلام اسکندرپور
  • سلام اقا شرمنده باز مزاحم شدم راستش تو وبلاگمون یه صفحه مستقل ایجاد کردیم برای پاسخگویی به سوالات شرعی ولی بقولی جایی نیست برای نوشتن یا مثلا نظر دادن که کسی بنویسه و ما جواب بدیم
    بطور کلی یه کد میخواستیم که هم بشه مردم بنویسن و ما هم بتونیم جواب بدیم همچین کدی از کجا میشه پیدا کرد
    تشکر
    سلام
    همچنان دقیق نمی‌فهمم منظورتون رو!!! خب فقط میدونم که باید نظرات رو باز بذارین! کد نمیخواد :|
  • حجت الاسلام والمسلمین اسلام اسکندرپور
  • اقا شما به این وبلاگ سر بزنیدhttp://howzeh-meshkin.blog.ir/ بعد برید به قسمت سوالات دینی صفحه سوالات دینی که مرور کنید میبینید که نه جایی است برای سوال نوشتن ونه جایی برای پاسخ دادن
    برای اون یه راه چاره ای هست
    تشکر
    خب شما نظرات اون صفحه رو بستید :| همونجایی که صفحه رو ایجاد کردین ، توی ویرایش صفحه ، امکان ارسال نظر رو توی بخش تنظیمات ارسال نظر فعال کنین.
  • حجت الاسلام والمسلمین اسلام اسکندرپور
  • اقا درست شد خیلی خیلی ممنون
    تشکر بابت اینکه سوالات ما خارج از مطالب شماست با این حال شما جواب میدهید
    خیلی ممنون

    خواهش میکنم :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up