مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : بهترین میزبان عالم
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید
تصویر : میدان شهرداری رشت؛ رمضان 96

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

تلخ و بیهوده

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۲۵ ب.ظ

1. دبیر خوبیه ؛ اما لحظه‌ای که بدونِ جواب دادن به سوالِ هیچکس ، رفت توی دفتر نشست، از ته دلم حس کردم پتانسیل مزخرف بودن رو داره :| دبیر زیست رو میگم. در حالی که با یک اشاره کوچیک می‌شد یک نمره رو درست‌تر بنویسم ، ولی با راهنماییِ ناقصِ معاون که آخرش گفت من دیگه جواب رو گفتم و من که خودم جواب رو نمیدونستم لبخند زدم و گفتم بعله! ممنون! و یه چیزایی رو با توجه به چیزی که شنیدم نوشتم ولی بیرون که اومدم بچه‌ها سوال رو به جوابی مرتبط می‌دونستن که اصلاً سر امتحان بهش فکر هم نکردم! واسه همین میگم با یه اشاره‌ی کوچیک حل میشد! در هر صورت نمی‌دونم چقدر نمره‌ش رو میده!؟ یا اینکه چندتا غلطِ دیگه دارم؟! اصلاً مشخص نیست! و احتمالاً باید غرغرهای احتمالی برای بدخط بودن رو هم تحمل کنم :| ولی اصلاً دیگه دوست ندارم بهش فکر کنم! نمیشه واقعا صد درصد سوالایِ همچین امتحانایی رو درست نوشت! نمیشه واقعا :/

2. خیلی تلخ و بیهوده‌ست وقتی به این نتیجه میرسی که دیگه چیزی نمونده که حسِ خوبی داشته باشه! نمیدونم چرا دارم ازش زده میشم! میدونستم پایدار نیست حسِ خوبش! ولی نمیدونستم تا این حد ناپایدار هستش.

3. بودنِ توی این دنیا داره تصویر جدیدی برام پیدا می‌کنه! کم کم دارم به این فکر میفتم که باید بودنِ موثرتری رو برای خودم داشته باشم ؛ بودنی که دیدنی باشه نه فقط خیالی! ولی کو راهِ حلش؟! زهی خیالِ باطل باز!

4. دوشنبه امتحان عربی دارم و فکر نمیکنم خوندنش برام سخت باشه! :) 

5. میخوام برم مدرسه راهنمایی‌ـم [متوسطه اول :|]؛ بینِ اسامی‌ای که احتمالاً توی راه‌رو برای امتحانات و شماره صندلی و اینا زدن بگردم ، ببینم آشنا به چشمم میاد یا نه! میدونید؟ من دوسال پیش ، از الان هم احمق‌تر بودم! تنها فرقش این بود که اون موقع وجود خارجی داشت و الان نه! همین فقط! منشأ هردوتا یکیه! هردوتا حماقت از یک‌جا نشأت میگیره! 

  • Mr. Moradi

نظرات (۸)

  • آندرومدا :)
  • اشکال نداره حالا بیخیال ^^
    راجع به مورد سوم هم فکر کنم همه نوجوونا همینطور فکر میکنن =/ برام سوال پیش میاد من دقیقا توی دنیا چی کاره بیدم ؟
    :)
    ۱. خب مث همیشه بهت میگم که خیلی روی نمره فکوس نکن... یاد بگیری کافیه.
    ۲. چی؟!!
    ۳. یعنی چی؟!!
    ۴.عربی امسالتون آسونه :)
    ۵. چقد حال داری!!! :))))))
    1. :)) نمیشه مثل همیشه!
    2. خیلی تلخ و بیهوده‌ست خب! :دی
    3. دیدِ آدم تغییر میکنه خاب! یا میخواد تغییر کنه :)
    4. آره زیاد سخت نیست :)
    5. نه اصلا حال ندارم :))
    زندگی آنگونه که فکر می کنیم تلخ نیست ! بلکه ایده نداشتن است یک ایده زندگی افراد را از این رو به آن رو می کند
    :)
  • פـریـر ...
  • جدیدا یه موج مزخرفی خاصی معلما رو گرفته :/ چرا واقعا؟ :|

    :: غیر منتظره ها همیشه تو زندگیمون هست...

    :: این ینی یه دید تازه و تغییر! درسته؟ یا ن؟ :)

    :: من چشم دیدن مدرسه راهنماییمو ندارم :/ کلا چشم دیدن مدرسه رو ندارم :دی
    برای من فقط این یکی یه مقدار سر جلسه بازی در آورد! دبیرای دیگه ، پاسخگو بودن اکثراً :) نمیدونم چرا بعضی‌ها اینطوری میکنن :/

    اوهوم، همیشه هستن :)

    نمیدونم! فقط یه‌جور دیگه دنیا رو دیدن شاید بشه گفت :)

    مدرسه‌ها فقط اون‌موقع که دارم توشون درس میخونم برام درست‌داشتنی نیستن :دی بعدش تبدیل میشن به دوست‌داشتنی و خاطره! :دی
    همیشه درسی که نمره ی کم میاوردم همین عربی بود.
    اشکال نداره :)
  • N ـــــــ
  • 2.  منم اخیرا ‹بیگانه› رو خوندم .... واسه همین کاملـا حسش می کنم -___-

    3. چه خوبه که همچین حسی داری :) من همیشه عذاب آورترین درسم عربی بود

    :)
  • آقای سر به هوا ...
  • به نظر من همه اینها میتونه مقطعی باشه ...
    زندگی هم همیشگی نیست و مقطعی هستش :)
  • פـریـر ...
  • هوممم خوبه پس! ما دبیر ادبیات اختصاصیمون این شکلیه :/

    اوهوم :)

    همون میشه دیگه! دید متفاوت :))

    خوبه پس :)))))
    هعی :/

    :)

    بله :))

    اوهوم :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up