اتلاف و ابطال زمان ، عمر و زندگی :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

1. من استادِ از بین بردنِ زمان‌های اضافه‌ام!! البته هنوز از کلمه‌ی "اضافه" مطمئن نیستم و احتمالا اواخر پنج‌شنبه و در نقطه‌ی اوجِ خودش در پایانِ جمعه مطمئن میشم که این زمان‌ها "اضافه!" نبوده! بلکه کاملاً نیاز می‌بوده و باید استفاده می‌شده! داشتم می‌گفتم که من استادِ از بین بردن و هدر دادنِ وقت هستم! یعنی کافی هستش که شما ده به توان منفیِ یاده از یک ثانیه رو به من بدید و در عرضِ ده به توان منفیِ یازده ثانیه بعدش من بهتون سه چهار ساعت وقتِ تلف شده‌یِ خالص تحویل بدم :|

2. یه تصمیمی از خیلی زمان‌ها قبل من رو قلقلک می‌داد برای اجراش و البته خودم هم این تصمیم رو قبول دارم و یک‌روزی اجرایِ اون رو برای هرکسی که خسته‌ست از هرچیزی که اسمش خستگی‌ـه ، لازم میدونم. و اما اینکه چه تصمیمی هست ، باید روش فکر کنم تا بفهمم که چی هست! بله، دقیقاً به اندازه‌ی همه‌ی پست‌های مبهمی که نوشتم ، این تصمیم هم برام مبهم هست و نمیدونم که چیکار باید بکنم و تصمیمم چی هست! یه‌چیزی شبیه کناره‌گیری شاید ، یا حتی ... ولی هرچی که هست ربطی به وبلاگ نداره! ولی وبلاگ مسیرِ اجرایِ تصمیم رو در خودش ثبت می‌کنه حتماً! ثبت می‌کنه ، بدونِ ابهام و مِه‌گرفتگی! :)

3. این دوهفته‌ی باقی‌مونده امتحانات که تموم بشه ، فکرام رو روی هم میریزم ، هرطور شده خودم رو می‌کِشم بیرون! نه اینکه توی امتحانات بخوام درگیرش باشم! نه! ولی فرصتِ بیرون اومدن ندارم! بیرون اومدن از چی؟ از خیلی چیزها! از استرس! از وسواس. از فکر و خیال. از این محدودیت. از ابهام. از فکرِ تویِ لعنتی. حتی فکرِ مصداق‌های لعنتی‌ترت.

4. باز فکرِ انتخاب رشته‌ی دانشگاهی اومده سراغم! اینکه من چرا واقعاً هیچ علاقه‌ای به رشته‌های تجربی ندارم؟! مثلاً پزشکی چه جذابیتی برای من میتونه داشته باشه؟! یا دندون؟ یا داروسازی؟ تازه کنکورِ لعنتی‌تر و سخت‌ترش هم مسئله‌ی جداگونه‌ایه! رتبه آوردن یا نیاوردن مسئله‌ی جداگونه‌تر! دارم فکر می‌کنم روی زندگی‌ـم ریسک کنم یا نه؟ بمونم و سه سال دیگه ، به قیمتِ تحملِ زجر و استرس و درسِ عظیمِ کنکور ، ریسک کنم یا همین خرداد ، همین تیر ، همین چند ماهِ دیگه ، به قیمتِ تمام زندگی‌ـم ریسک‌ِ بیش‌تری رو پذیرا باشم!؟ :| یا چطوره که اصلاً بی‌خیالِ ریسک بشم و زندگیِ دوست‌داشتنی‌ـم! و رشته‌های دوست‌داشتنی‌ترِ! تجربی رو ادامه بدم؟! :|| [نه اینکه تجربی بد باشه هااا! ولی به ازای سختی و سنگینی‌ای که دروسش داره نمیدونم چقدر می‌تونم بهش علاقه‌مند باشم :| ]

۴ موافق

نظرات ( ۷ )

این رشته تجربی آمدنمان هم قصه ایه ها :/
اوهوم :/
1. چه تفاهمی =)))))
:دی

4. من که هر روز دارم بهش فکر میکنم و کلافه میشم -___-
1. :)))

4. نچ! من به موردِ خیلی خیلی متفاوت‌تری فکر میکنم که مطمئنم هیچ‌کدومشون ، نه ریسکِ اولی و نه ریسکِ بزرگ‌ترِ‌ دومی رو ، هیچکس نمیتونه حدس بزنه :))) خیلی خفن‌طور :دی
به هنر فکر نمیکنی احیانا؟موسیقی؟:)
باید بگم که...همزادپنداری شدید من با شماره یک:|
رشته ارتوپد بهتون میاد...دوست نداری؟فیزیوتراپیست؟
نه! هنر جای کار نداره! فقط میشه در آینده دلی هنر رو پیگیری کرد! و اگر هم رشته‌ی هنر رو میزدم موسیقی نمیرفتم :دی عکاسی رو ترجیح میدادم :))
:))
به این رشته‌ها فکر نکردم! بد هم نیستن ولی خب حوصله میخواد :))
سلام خدا قوت..
یه سوال کد صلوات شمار رو باید کجا وارد کنم تا توی وبلاگم نشون بده؟؟؟؟
سلام
اول باید امکان جاوااسکریپت رو خریداری کنید بعد از کد رو جای مناسبی توی بخش ویرایش ساختار قالب فعلی قرار بدین.
سلام
برو عکاسی :)
سلام
:)
سلام به نظرم شما خیلی آدم باهوشی هستید 
و قطعا بارها شده حس خود برتری از دیگران را بهتون غالب شده و احساس میکنید در خیلی از چیز ها استعداد زیادی دارید اما ترس از شکست نمیذاره شما جلو برید 
بهترین انتخاب اینه که شما یه زمان به خود اختصاص بدید و اینده خودتون رو ببینید 


دانلود مقاله 
سلام 
ممنون :)
از نظر من(کسی که دقیقا همین راه شما رو رفت،کلی تردید داشت که ول کنم یا نه که اخرشم خودمو بچه گانه گول زدم که من پزشکی رو دوس دارم که بالاخره سراب و پوشالی بودن خودشو نشون داد) اگه به قیمت هر چی که دارین تموم بشه هم ول کنین تجربیو و برین دنبالش الان نرین بعدا میرین (البته اگه مث خیلی های دیگه تو روزمرگی مزخرف غرق نشین) حیفه الکی عمرتونو جایی تلف نکنین که همش میتونه رنج باشه:)
من منظورم رو درست نگفتم احتمالاً! قضیه ول کردنِ تجربی نبود. اونی که در قالبِ ریسک در سه سال دیگه بهش اشاره کردم مربوط میشه به انتخاب رشته دانشگاهی و توی هر رشته‌ای که باشم امکان‌پذیر هستش انتخاب اون مورد. اما اونی که به عنوان ریسکِ بزرگ‌تر ازش یاد کردم ، اصلاً به درس و مشق و رشته و اینا مربوط نمیشه و کاملاً متفاوت هست. :) متاسفانه من به هیچ‌کدوم از رشته‌های دیگه اعم از ریاضی و انسانی و شغل‌های مرتبطشون علاقه‌ای ندارم!! :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up