مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : برابری یعنی برابری!
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

تقصیر من بود!

شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۳ ب.ظ

بعضی اوقات حال آدم بده و میخواد بنویسه تا آروم بشه ... من الان اونقدر حالم افتضاحه که دارم می‌ترکم ... نمیدونم چی بنویسم؟ از کجا بنویسم؟ 

ورقه که گرفتم حس کردم که گیج شدم! نمی‌فهمیدم سوال‌ها رو ... چیزی حدود بیست‌دقیقه روی سوال اول موندم ؛ بیست و پنج دقیقه روی سوال دوم!! همش 12 تا سوال بود و معمولاً برای امتحان ریاضی ترم این تعداد کم محسوب میشه! ولی این 12 تا هوشِ من رو پروند! خیلی بده سر امتحان اینجوری شدن ... 

بذارید از دبیرم بگم!! دبیر من عالیه! باور کنید عالیه! من سعی کردم سوال‌های مهم ازش بپرسم اما تقریبا سرِ همه‌ی 12 تا سوال ازش سوال کردم :| من سر جلسه از بیش‌ترِ سوال‌ها هیچی نمی‌فهمیدم فقط بخاطر اینکه گیج شده بودم ؛ اگه راهنمایی‌های دبیرم نبود ، چهار پنج حتی شیش نمره از دست می‌دادم چون اصلاً سوال رو نفهمیدم که بخوام جوابی بنویسم ... مثلا بهم می‌گفت جواب این سوال ، تانژانتش میشه منفی سه چهارم ، بعد من می‌گفتم تانژانت کجایِ سواله؟! :|||| آخر جلسه درحالی که دست و پام میلرزید از استرس و واقعا سرم گیج بود ، ولی وقتی دیدم همه‌ی سوال‌ها رو نوشتم حس رضایتی بهم دست داد .. اما این احساس رضایت زیاد طول نکشید ...  اونقدر ورقه‌ام خط خطی بود که واقعا روم نمیشد همون رو تحویل بدم ، واقعا روم نمیشد :( ازم پرسید امتحان چطور بود؟ میتونستم بگم خیلی سخت بود ، میتونستم بگم هیچی از هیچکدوم از سوال‌ها نفهمیدم ولی خودم بهتر از همه میدونستم که امتحان خیلی آسون بود و تقصیر من بود که گیج شدم و نفهمیدم ... گفتم خیلی آسون بود ولی من گیج شدم ... خندید و به دبیری که داشت باهاش حرف میزد گفت :«مرادی امی بهترین دانش‌آموزه‌» ... مرادی بهترین دانش آموز ماست ... واقعا؟ معلومه که بقیه‌ی دبیرها هم اسم من رو زیاد گفتن وگرنه نمی‌گفت امی/ما ، میگفت می/من ... برای اینکه اینطور به‌نظر برسه که نشنیدم تا بیش‌تر از این شرمنده نشم ، الکی یه سوال پرسیدم که درست نوشته بودم ... اومدم بیرون ، واقعا دوست داشتم همونجا روی پله‌ها بشینم و بزنم زیر گریه!! از بس بچه‌ها گریه‌شون گرفته بود ، فضا شبیه مدارس دخترونه شده بود! ولی اونا میگفتن امتحان سخت بود و من میگفتم تقصیر خودم بود ، امتحان آسون بود :| تازه همین‌جاها بود که احساس رضایتم ناپدید شد ... تازه همینجاها بود که فهمیدم من چقدر خنگم!! که فهمیدم اگه دبیر همونجا پاسخ‌نامه رو هم میداد دستم بازم اشتباه رونویسی می‌کردم!! که من چقدر خنگم که توان اعدادِ پایه‌مساوی رو جای جمع ، ضرب کردم ، درحالیکه موردِ بعدیِ همون سوال رو جمع زدم! که من چقدر گیجم که کسینوس 60 و سینوس 60 رو کسینوس و سینوس 45 دیدم و هردوتا رو رادیکال دو دوم نوشتم!!!! آخه اینا چه غلط‌نویسی‌ای هست؟! :( اینجور نمره‌ از دست دادن خیلی بده!! وقتی همه‌ی سوال‌ها حالا یا با کمک دبیر یا به هرصورت نوشتی و میای بیرون و می‌بینی مثلا دو بعلاوه‌ی دو رو نوشتی پنج :| امتحان آسون بود. تقصیر خودم بود. 

  • Mr. Moradi

نظرات (۲۲)

  • منِ مجازی
  • تا حالا همچین حالتی بهم دست نداده .. یعنی اگه معلمِت خدایی خوب نبود معلوم نبود الان چی میشد ها =/ خدا کمک حالت باشه :)
    ممنون :)
  • פـریـر ...
  • ای بابااااااااااااا اینقد به خودتون نگین خنگ!!!!! :||||||||
    خب پیش میاد دیگه...یه روزایی هم اینطوری میشه... ولی همیشه که اینطور نیست! وقتی شما همیشه دانش آموز خوبی هستین پس اینجور وقتا جزو استثناهایی هست که ممکنه برا هر آدمی پیش بیاد :)

    حالا هی من میگم استرس نداشته باشین شما گوش نمیدین :/ 

    لهجه ی گیلانو چقدر دوست دارم آخه...عالیه ^_^ نتونستم اینو نگم :))

    الان چطورید؟ بهترید؟

    پ ن: فکر نمی کردم پسرا هم برا درس گریه کنن! جدا! من کلا گریه برای درس رو بی معنی ترین کار ممکن می دونم! خب ما گریه کنیم که هیچی عوض نمیشه! نمره هم همونه! پس باید سعی کنیم امتحانای بعدیمونو خوب بدیم :))
    :(
    چی بگم والا ...

    میخوام استرس نداشته باشم ولی وقتی هم دستم داره میلرزه هم قلبم تند میزنه چجوری جلوش رو بگیرم؟!

    اوهوم ؛ منم خیلی گیلکی رو دوست دارم و خیلی خوشم اومد که گیلکی گفت :)) 

    من همین الان این پست رو نوشتم! چجوری توی دو دقیقه بهتر بشم؟! :)) دارم می‌گردم دنبال غلط‌های دیگه‌ام :| حالم بدتر هم میشه حتی :(

    + منم گریه‌شون رو ندیدم ، ولی بقیه میگن که توی کلاس بعضی‌ها گریه کردن :دی توی حیاط معمولاً در حد بغض بود :دی گریه آدم رو آروم میکنه :)
  • פـریـر ...
  • هیچی! فقط به خودتون بگین من خوبم و اگه امروزو از دست دادم( که ندادین) فرداهامو بهتر می سازم! با نمرات عالی تر! گیج نشدن! استرس نداشتن :)

    :: خب خودتون باید به خودتون آرامش بدین...اینطوری که شدین نفس عمیق بکشین...آیه الکرسی بخونین...به خودتون بگین که من مثل همیشه خوب امتحان میدم و من همه چی رو بلدم! نگین وای هیچی یادم نمیاد و آخ اون سوال چی بود و فلان فرمول چی...اگه با خودتون همچین جملاتی رو مرور کنین یعنی دارین به استرستون دامن می زنین...و این استرس خودش باعث میشه آدم بیشتر گیج شه! جدی میگم! مورد داشتیم طرف کل کتابو خونده بود بعد به خاطر استرس زیاد نتونست تمرکز کنه و مطالبو به یادش بیاره و شد 10!!!!!

    :: تو کل لهجه های ایران به نظر من گیلک و اصفهانی قشنگ ترین لهجه هان! ترکی هم دوست دارم :)) و البته که همه ی لهجه ها در جای خودشون زیبان ولی دوتای اولی به علاوه سومی یه چیز دیگه ن :))

    :: هوففف...راست میگین :| ولی خب...بهش فکر نکنین! کلا خودتونو مشغول یه درس دیگه کنین...و تو رو خدا اصلاااااااااا به اشتباهات تو برگه فکر نکنین که نه تنها حالتونو بدتر می کنه بلکم باعث میشه ذهنتون مشغول شه و رو درس خوندنتون و امتحانای بعدی هم تایر بذاره! بابا به درک خراب شد امتحان! :| والا! بخدا هیچی از ارزش های شما کم نمیشه :))) ببین مستر مرادی جان آدم باید گذشته رو بذاره زیر پاش تا قدش بلند شه! نه اینکه بذاره رو کمرش و قامتش خم شه! امتحان ریاضی گذشت...به فکر خوب دادن بعدیا باش برادر :))

    :: دارم یه عده دانش آموز پسر رو بغض دار و گریه کنون برای امتحان تصور می کنم :)))) ولی به هرحال اگه گریه توانایی آروم کردن آدمو به خاطر بد دادن امتحان داره پس شمام حداقل گریه کنین سبک تر شین :)) ما قول میدیم چشمامونو ببندیم :دی
    دقیقاً! منم بخاطر همین استرس نزدیک بود حدود همون 10 بشم اگه دبیر خوش‌خُلق نبود :| الان ورقه رو نگاه می‌کنم با خودم میگم چقدر ساده‌ست سوالات :| هرچی به پایه‌های بالاتر میرم استرسم بیش‌تر میشه ؛ فکر کنم وسط کنکور دیگه جان به جان‌آفرین تسلیم کنم :))

    آره ؛ گیلکی و اصفهانی هردوتا قشنگن :)) ترکی هم قشنگه ولی هیچی ازش متوجه نمیشم :دی

    من یه مرضی دارم تا از یه چیزی مطمئن نشم کلاً یه بخشی از ذهنم در اشغالشه! مثلاً همین الان که دارم تایپ می‌کنم حواسم سرِ اینه که سوال دوازده رو تا آخرش توی برگه‌ی پاسخ‌نامه نوشتم یا نه :)) ولی واقعاً این ذهن‌مشغولی آدم رو از درس‌های بعدی میندازه! سعی میکنم به فکر خوب دادنِ بعدیا باشم :))

    من به این زودی‌ها گریه‌ام نمیگیره :دی :))

    + ممنونم که اینقدر وقت گذاشتین و نوشتین :) موفق باشین‌ :)
    مطمئنا دبیرتم درکت میکنه. سعی کن آروم باشی... این چیزا پیش میاد
    ای کاش هیچ‌وقت دیگه پیش نیاد :(
  • آندرومدا :)
  • این اتفاق برای همه میفته. الان شما این طرز فکر رو باید از خودتون دور کنید چون باعث میشه با همین روحیه بقیه امتحانارو هم همینطور بدید.
    منم سر آسونترین امتحان دنیا یعنی زبان -تازه اونم زبان مدرسه- مغزم قاط زده بود. سوالش این بود که معنی "انتظار" رو به انگلیسی بنویسید. منم نوشتم Muslims are expecting for imam Mahdi :/ 
    بعد گفته بود معنی "چین و چروک" رو بنویسید..منم یادم رفته بود..یعنی در اصل مغزم نابود شده بود..برداشتم عکس یه پیرزنی کشیدم رو صورتشو خط خطی کردم :/
    باور کنید این اتفاقا امروز باعث ناراحتیه..چند وقت دیگه باعث عبرت..دو روز بعدشم باعث خنده...
    گذشته ها گذشته... در پی اینده باش :/
    زبان که آسون نیست برام :دی

    :)
  • فاطمه سیدموسوی
  • میشه من سوالاتونو داشته باشم؟؟😶
    قبلی رو که به ایمیلتون فرستاده بودم بدستتون رسید؟ همون ایمیل؟ به همون ایمیل فرستادم :)
    الان کاملا درکتون میکنم 
    حس من هم الان مثه شماست 
    خیییلی مضخرفه خییییلی 
    :(
  • פـریـر ...
  • عه وا! دور از جون خدا نکنه! ولی من شما اگه هرسال به دوز استرستون اضافه بشه فکر کنم سر کنکور غش کنین :| بابا چه کاریه آخه...آخر زندگی هممون خاکه! بخدا ارزششو نداره :))

    :: دقیقا همین که شما گفتین! من از کل ترکی فقط خوش گلدین و سنه و یه سری تک کلمه ای ها رو بلدم :| ولی به نظرم زبون جالبیه! :)) وگرنه خودم هیچی ازش نمی دونم :دی

    :: این مثل وسواسه! نباید بذارین شدت بگیره...مثلا به اونایی که وسواس دارن...مثل کسایی که دوست ندارن کسی بره رو تختشون حتی بشینه و... به اینا میگن باید مرحله به مرحله خودتون رو کنترل کنین! اول میان دستشونو میذارن رو تختش...میگن الان حرص و چندشت رو از یک تا ده بهش چند میدی؟ بعد که نمره شو گفت...تو مرحله های بعد بهش میگن خب خودتو کنترل کن...بهش فکر نکن...هر دفعه یه چیز جدید...مثلا این دفعه می شینن...بعد دو نفر می شینن...بعد دراز می کشن...تااااا بالاخره این وسواس حل بشه...دقیقا شما هم باید همینکارو کنی...این سری امتحان ریاضی مثلا کلشو بررسی کردی...دفعه ی بعدی 8 تا سوالو بررسی کن بقیه شو بذار کنار و خودتو موظف کن که سمتش نری و بیخیالی طی کنی...دفعه ی بعد 8 تا بشه 5 تا...بعد 3 تا...بعد یکی و در نهایت هیچ...مرحله به مرحله رو خودت کار کن...این امتحانات فرصت خوبیه برا این کار و اگه نشد از ترم بعد امتحانای کلاسی رو اینطور بگذرون...این کارو کنی شما من تضمین می کنم دیگه بعد امتحان درگیر سوالات نشین و ذهنتون مشغول نشه! عادتا رو میشه به تدریج از سر خودمون بندازیم :)
    و یه آفرین که به فکر بعدیا هستی!

    خوبه پس! :)))

    :: خواهش می کنم...ببخشید که پرحرفی کردم ولی جدا حیفم میاد اینا رو نگم...دانش آموز خوبی که همش نمره ش خوبه حیفه به خاطر اینطور مسائلی گیج بشه و نتونه خودشو اونطور که باید نشون بده...امیدوارم هر روز موفق تر باشی مسترمرادی :))
    درسته که ارزش نداره ولی چاره چیه :)) باید با همین خط (درس و مشق!) رفت جلو :دی

    من از ترکی همونارو هم بلد نیستم :دی

    آره ، شبیه وسواس میمونه :)) وسواس های ذهنی خیلی بدی هستن اینجور وسواسات!
    باید یه جوری این عادت رو ترک کنم :) قبل از اون باید استرس رو بذارم کنار ... :)) 


    نه بابا ، خواهش میکنم :) کامنت طولانیش خوبه :)) اوهوم حیفه ... هیچکس نباید اینقدر استرس داشته باشه واقعا :/ ممنونم. امیدوارم شما هم روزها و ماه های خوب و موفقیت آمیزی رو در پیش داشته باشین :))
  • جولـ ـیک
  • من سر کنکور بیست دقیقه از وقتم سر یکی از سوال های ریاضی رفت که ده رادیکال چهار تو گزینه هاش نبود :|
    چهار رادیکال ده داشت ها، ده رادیکال چهار نداشت.
    ده رادیکال چهار.
    :|
    سر آزمون تیزهوشان یا نمونه سوال‌هاش به اینجور سوال‌ها زیاد برخورد کردم. خیلی اعصاب‌خردکن هستن واقعا :|
    + ده رادیکال چهار :دی
  • بهار پاتریکیان D:
  • :|
    :|
    ؟
    اون ده رادیکال چهار که جولینگ گفته نکته داره‌ها!! رادیکال چهار که میشه ۲ یعنی ده رادیکال چهار میشه بیست :)
    منظور جولینگ این بوده :)
    اوه :)))) خنگ شدم تازگیا :دی
    جدی جدی این همه تایپ کردم نیومده یا شوخی میکنین ؟ :/
    اومده ولی خصوصی اومده! من گفتم نیومده؟!
    نه مگه کسی گفت نیومده ؟ :))
    کامنت قبلی گفته شد : "... یا شوخی میکنین ؟ " خاب من چیزی نگفته بودم که جدی بگم یا شوخی کنم :))
    اکسپرشنه ، حقیقت یه چیزی فلان چیزه یا شوخی میکنی / اداشو درمیاری ، ینی اطمینان کامل نداشتن از فکت اون واقعه :))
    پیچیده‌اش نکنین حالا :))
    گاهی وقتا فرصتی برای جبران هست. من خیلی دیر فهمیدم که همه چیز رو نمیشه جبران کرد و فرصتای ساده رو برای جلبرتن کردن از دست دادم..
    میتونین از همین الان تلاش کنین ؛ شاید دیر نباشه :)
    آخی چقدر سخت گرفتی به خودت همشهری... گاهی سر امتحان اینشکلی می شه آدم طبیعیه. اگه بگید خنگ واقعا ضمیر ناخودآگاهتون باور می کنه و می پذیره که خنگ هستید در حالی که این اصلا واقعیت نداره.
    :| 
    پس انرژی مثبت بدید
    مثلا من یادمه ترم اول دانشگاه اولین امتحان که تخصصی بود و استادش مدیر گروهمون بود رو شش تا غلط ریز داشتم.فکر می کردم افتضاح دادم و آخر جلسه از استاد معذرت خواهی هم کردم :دی 
    اما هجده و نیم شدم، دومین نمره کلاس.و مهم اینه که به خودم قول دادم بقیه رو هرچندتا هست یکی دوتا ده تا، جبران کنم حسابی
    گاهی این اشتباه ها یه تلنگری می شه که درجا نزنی و نیروی بیشتری بگیری برای جبران و ادامه دادن بهتر :)
    موفق باشی 
    اولین بار هست که اینقدر شدید سرجلسه قاطی می‌کنم. الان که ورقه سوالات رو نگاه می‌کنم باورم نمیشه که اولا سرجلسه هیچی ازش نمی‌فهمیدم و دوماً همچین چیزایی رو غلط نوشتم! چیزایی رو هم که بلد نبودم بالاخره با راهنمایی دبیر درست نوشتم ولی اونایی رو که بلد بودم غلط نوشتم.
    شیش‌تا غلط ، یک و نیم نمره؟ دقیقاً دونه‌ای 25 صدم؟! :)) ولی من جوری غلط نوشتم که جوابِ آخر اصلاً درست نیومده! و بدونِ جوابِ درست عمراً اگه 25 صدم کم کنه! :|

    ممنون :)
    آره سوالاش تستی بود آخه بعضی قسمتا
    من استاد تشریحی هستم :)))
    برا همه پیش میاد 
    بقیه رو تلافی کن 
    :))
    ان شالله بقیه تلافی بشه :)
  • ام اسی خوشبخت
  • ان شالله امتحان های بعدی :)
    ان شاالله :)
  • פـریـر ...
  • یه جوری چیه؟؟؟؟ :| روش دادم دیگه! الکی نگفتم اونا رو!!! انجام بدین خوب میشین :/ بهش میگن حساسیت زدایی منظم!!! :)

    :: اوهوم! استرس کلا چیز بدی است :))

    :: مچکرم ^_^
    حساس نشین حساس نشین :)) روشتون رو اجرا می‌کنم حتما :) ممنون که گفتین :) مثلاً امروز امتحان دینی رو اصلاً چک نکردم ؛ هرچند دینی چک کردن نداره :| :))

    استرس خیلی بده! امروز دینی رو با آرامش دادم که البته دلیلِ آرامش آسون بودنِ دینی و بلد بودنش بود! ریاضی رو هم بلد بودم ولی اون استرس دستِ خودم نبود :/ ان شاالله ترک میشه :)

    خواهش میکنم :)
    منم خیلی اوقات اینجوری میشم ولی میرم سوالارو از اخر شروع میکنم به حل کردن برای من که خیلی کار ساز بود 👌 موفق باشی
    ممنون :)
  • یک دختر شیعه
  • من کاملا میفهمم چی میگن چون برا منم تا حالا پیش اومده
    : (
    :(
  • פـریـر ...
  • آفرین و درود بر شما ^_^
    ممنون :) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    up