در بحبوحه‌ی امتحانات :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

خداروشکر :) وضعیت سفید هست فعلاً و امیدوارم سفید باقی بمونه!

قرار بود امتحان ترم دفاعی چهارشنبه باشه که موکول شد به آخر تاریخ امتحانات ... هرچند فردا امتحانِ میان‌ترم دفاعی هست و فرقِ چندانی با امتحان ترم نداره از لحاظ اهمیت! چون دبیرمون تا حالا امتحان کتبی نگرفته :| و خیلی جالبه که تا الان نخوندمش!! و فقط شنبه یه نگاهی انداخته بودم به سه چهار درس از دفاعی‌ای که توی یه جلسه داده شد :| بعله! :))

امروز خیلی فشرده شده بود! زنگ اول زبان داشتیم ، امتحان آخر زبان ، یه نمره چیزی رو غلط نوشتم که اصلاً فکر نمی‌کردم غلط باشه!! به من این وظیفه رو نداده بود و من بدونِ هماهنگی یه متن آماده کردم و دادم بهش و خداروشکر نمره‌ام جبران شد و گفت کاملش رو میدم :))‌ و براش جالب بود متنم و وقتی گفت خودت نوشتی؟ در کمال صداقت گفتم نه منبعش ویکی پدیاست! فکر می‌کردم اسمِ ویکی پدیا رو همه شنیدن ولی سه چهار بار گفتم تا متوجه شد که میگم ویکی ، پدیا :| وقتی داشتم متن رو توضیح می‌دادم و ترجمه می‌کردم و صدا و دست‌هام می‌لرزید و دستِ خودم هم نبود! سعی می‌کردم با دست متن رو نشون ندم و با خودکار اشاره کنم :)) من چرا از دبیر بترسم!؟ نه! من از دبیر نمی‌ترسم! این دبیر ، دبیرِ دوست‌داشتنی‌ایه برام ، راستش ایده‌آلِ ذهنیِ خودم از آینده رو قبلاً چیزی در سبک کاریِ دبیرم می‌دیدم :)) هرچند وقتی یادم میاد به عنوان رشته دوم داره حقوق می‌خونه ازش بدم میاد ولی دارم سعی می‌کنم توی ذهنم با مشخصاتِ "رشته اصلی زبان خارجه و رشته دوم یه چیزِ دیگه" ذخیره‌اش کنم :دی فلذا از دبیرم نمی‌ترسم! :دی و این "زبان" هست که برام ترسناکه ، چون فکر می‌کنم چیزی ازش بلد نیستم ولی توی امتحانات و زمان خوندنش نسبتاً حالی‌ـم میشه و خنگ هم نیستم توش :)) فقط استرسش رو دارم :|

زنگ بعد آزمایشگاه بود که بجاش زیست آوردیم و دبیری که هِی میگه عقبیم و عقبیم ، توی یه زنگ ، فقط یه نیم‌صفحه درس داد :|||| هرچند به نفعِ ماست که کمتر امتحان میدیم :دی

زنگ بعد ورزش داشتیم و امتحان :| امتحان ورزش همیشه برام ترسناک بوده و هست!! وقتی گفت بارفیکس همه‌مون خشکمون زد :دی دو هفته قبل گفته بود درازنشست :| هرچند فرقی نداره و توی هردوتاش ضعیفم!! برای انعطاف از چهار نمره ، سه داده!! گفت نرمال بیست و پنج‌ تا برای بارفیکسه!! من آخرین بار پنجم ابتدایی این بارفیکس‌های اصلاح شده رو دیدم و یه‌دونه زدم که همون یه دونه هم غلط بود :| بر خلاف سال‌های قبل از لحاظ آماری شماره‌ی چهارمم و زود نوبتم میشه :دی سه نفرِ قبل من همشون کمتر از بیست تا و گاهاً فقط شیش هفت تا زدن :دی خودمم نمیدونم چجوری ولی 17 تا زدم! فقط ای‌کاش بیش‌تر مقاومت می‌کردم و بیش‌تر می‌زدم ، الان که فکر میکنم تا  20 تا می‌تونستم برم :| جا داشت بهش بگم من وقتی 17 تا زدم که 17 تا مُد نبود :))) والاع!! وقتی 17 تا زدم همه دهنشون باز موند :دی هرچند بعداً چندنفری 25 تا هم زدن! خرخونِ شماره یک (منم خرخونِ شماره دو اصلا!) فقط 5 تا زد ... اشتباهش مثل همون اشتباه کلاس پنجم من بود :) خودش هم میگه دستاش ضعیفه :))‌ از بس درس خوندی/خوندیم دیگه :دی

زنگ آخر قرار بود ریاضی بیاد هم درس بده و هم امتحان بگیره .. درس رو داد و امتحانِ پنج سواله‌ی آسونش رو گرفت ... قرار هم نبود سخت بگیره و خودش رویِ آسونیِ این امتحانش تأکید داشت ... خداروشکر تا این لحظه غلطی از خودم پیدا نکردم و به هیچ‌کدوم از جوابام شک ندارم :دی 

وقتی اومدم خونه ساعت شده بود 3 :| یه کم استراحت و مطالعه‌ی شد 4 :| در واقع چهار و ربع ناهار خوردم :))‌ و تا چشمم رو بستم و باز کردم شد 6 :| خب من کِی دفاعی رو بخونم؟ کِی زیست رو بخونم؟! کِی واقعا؟! :|

  • Mr. Moradi
  • دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ، ۱۸:۲۰
  • روز نوشت
  • نمایش : ۷۶
۵ موافق

نظرات ( ۵ )

واقعاً ویکی پدیا رو نشنیده بود؟
همیشه از ورزش فراری بودم. کمترین نمره ام واسه ورزش بود. با شنیدن امتحان ورزش چهار ستون بدنم میرفت رو ویبره.

نمیدونم! ولی بار اول و دوم متوجه نشد چی میگم ...
هعی :( منم همینطور :/
باباااا خیلی سفیده دیگه وضعیت :|
من تازه فهمیدم دفاعی پنج درسه و چهارشنبه امتحانش رو داریم ، بعد دبیر ادبیاتمون تا درس شیش بدون شعر و روانخوانی درس داد (تو دو جلسه) و الان باید چهارشنبه تا درس دهم همه ی خود ارزیابی و سوالارو جواب بدیم ، اون روزم یه ازمون گرفته بودن من بخاطر فاینال غایب بودم که واسه همه غایبا مستمر صفر رد میکنه ، استادمون آقاست ، به شرافتش قسم خورد رد میکنه و رد میکنه ، ینی من در خوشبینانه ترین حالت فارسی ده میارم !
زیستم که بنده ی مقرب خدایید ، ما تا سر مویرگا خوندیم ، دو جلسه است داریم پشه میزنیم تا کلاس ب به ما برسن که نرسیدن ، احتمالا حذف بشه یه قسمتایی ..
احتمالاً فردا که ورقه‌های فیزیک داده میشه و نمره‌ام رو می‌فهمم وضعیت قرمز میشه :| برای فیزیک هم نمیشه تحقیق برد که :(
امان از این عقب‌موندنِ دبیرها و درس‌ها و یهویی چند درس رو دادن‌ها :||| 
دبیر ادبیاتتون اگه واقعاً آقا! باشه ، شرافتش اینقدر محدود نیست :| دیوونه‌ست مگه؟! :|
پس خوب جلو رفتین زیست رو :)
ان شاالله خدا به وقتتون برکت بده
ان شاالله :) ممنون :)
اسم دفاعی که میاد یاد یه خاطره مزخرف میفتم -____-
:)
این عقبیم عقبیم ها همش چرت و پرته .
آخر سال میبینی که جلسه هم اضافه میارین .
یه معلم دفاعی داشتیم چقدر سوژه بود یادش بخیر .
نه واقعا عقبیم :)) هنوز نصف صفحات هم نشده خب :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up