یهویی تغییر کرد! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

شاید همه‌ی تغییرهای یهویی قشنگ نباشن، اما تغییراتِ یهوییِ قشنگی برام اتفاق افتاده! در حدی که هنوز هم بعد از این همه مدت، منتظر یه تغییر یهویی هستم که شاید بیاید، شاید! 

امروز امتحان جغرافی داشتیم و زنگ دوم بی‌کار! دیروز هیچی نخوندم :/ اصلا نفهمیدم چرا اینقدر اشتباه کردم و این ریسک رو قبول کردم و دیشب و دیروز هیچی از جغرافی نخوندم ... حالا خداروشکر جغرافی به‌خیر گذشت! ولی همش با خودم درگیر بودم فردا رو چیکار کنم! :| فردا هم فیزیک امتحانه و هم زبان می‌پرسه [چون تا حالا شفاهی از من نپرسیده، حتما از من می‌پرسید!] و هم زیست ممکنه بپرسه و هیچی ازش بلد نیستم و هم دینی عقب هستیم و باید سریع درس بده، هم من ذهنم مشغوله :| 
شوفاژها بخاطر تعمیرات و خرابی خاموشن و وضع مدیر و معاونا دیدنیه! با کلاه، دستکش، پالتو و دست های روی هم کشیده شده! اونا بیش‌تر از ما سردشونه! زنگ دوم معاون پرورشی اومد سر کلاس! گفت شما درستونو بخونین اومدم اینجا گرم بشم :)) باز اینجا دم و بازدم 36 نفر باعث میشه یه‌ذره اینجا گرم بشه! :)) 
زنگ آخر، می‌خواستیم بریم که همه رو برگردوند و معاون آموزشی خیلی خونسرد گفت فردا استثنائاً بخاطر تعمیرات و شوفاژ و اینا تعطیله ... بعد از جیغ و فریاد و خنده‌ی بچه‌ها :| تازه فهمیدم چه خبره و منم حوشحال شدم :دی جداً هیچی از فیزیک نخونده بودم! از مدرسه که دورتر شدم یاد زبان افتادم که اگه فردا می‌پرسید هیچ خوب نمی‌شدم، بیش‌تر خوشحال شدم، بعد‌ترش یاد زیست افتادم که هیچی ازش نخوندم، بیش‌تر تر خوشحال شدم :))) تنها چیزی که این وسط ضرر می‌کنه درس دینی هست! به صورت عجیبی دو ماه مهر و آبان به صورت کامل از دست رفت و توی این دوماه فقط دو درس داده! یعنی بیش‌تر جلسه‌ها هر وقت می‌اومد سر کلاس یا یکی دیگه میومد و وقت کلاس رو می‌گرفت یا روحانی میاوردن واسه سخنرانی یا تعطیلی رسمی بود!! چهارشنبه‌ی فردا که تعطیله، چهارشنبه‌ی بعدی هم که تعطیلی رسمی هست :| به‌واقع یکی از پرحجم‌ترین درس‌های ترم، همین دینی خواهد بود :|
یعنی تعطیلی فردا خیلی بهم چسبید! همه [اکثر اوقات تهران] بخاطر آلودگی هوا تعطیل میشن ما هم برای تعمیرات :))
:::
امروز هوا خیلی سرد بود، خیلی! تا حالا هوا رو اینقدر سرد ندیده بودم، یا خیلی وقت بود که اینقدر هوا رو سرد ندیده بودم ... :) 

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵ ، ۲۱:۰۰
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۰۲
۶ موافق

نظرات ( ۱۰ )

دو درس تو دو مااااه؟ :|:|

اقا خوش بحالتون این تعطیلی :(
تقصیر دبیر نبوده! دفتر وقت کلاس رو می‌گرفت همش! :/ 

:) ایشالا فردا برف بیاد تعطیل بشید :دی
واقعاً سوزبه دلی عظیمی بود ، دلم به درد اومد از بابت اونهمه زبان و زیست نخونده :((
یه روز تعطیل شدیم همش! نه یه ماه :)) 
نه که ما یه ماه تعطیلیم مثلا -___-
خاب :|
خیلی سرده
خیلی
اوهوم .. 
به جست و خیز ملخک اعتقاد دارید؟ به نظرتون چند بار میشه از این موقعیت ها جست؟
درس بخونید بعضی وقتا :)
دینی مگه تدریس لازم داره؟ ما که نهایتا آخر ترم حفظش میکردیم.
بله معتقدم بهش :) درس هم میخونم :) 
تدریس که نه، ولی خب، وقتی دبیر جلو نمیره کتاب رو، ما هم نمیریم جلوترش رو بخونیم :دی
فک کردم وبلاگتو میگی!!!!! :/
بابا این چه عنواناییه میذارین؟!!!!!!
حق دارین :) عنوانِ غلط‌اندازیه :)) 
درونِ حلقومِت گیر کنه تعطیلی -___-
:دی

قاموسا از تبریز که سرد نیستین شما ؟ :| اینجا صب که میخواستم برم مدرسه 7- بود :| زیر لباس سردَم میشد :| حالا این پاییزه فک کن تو زمستون چه خبره -___-
عی باباع! :))) کوفتم شد که :دی

منفی 7؟ :| نه! اینجا حداقل منفی یک بود ... اونجا خیلی سردتره پس :/ خدا رحم کنه :)) 
اینجا ما قندیل بستیم😐
هوا واقعا سرد شده ... 
یهو هوا سرد شد -___-
چ خوبه این تعطیلات
اوهوم :) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up