و با این، جنگ و جدلی ندارم! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

+ قبلا میخواستم خواب‌هام رو فیلم کنم، الان به دیدنِ خوابِ فیلم‌هام راضی‌ام. 

- فکر می‌کنی خواب‌ها بهتر از فیلم‌هان؟ 

+ آره میدونی چرا؟ 

- چون فرقی نمیکنه اگه وسطش بخوابی؟

+ اوهوم! درسته! 

"جف دایر"

:::::::

من : قبلا میخواستم خواب‌هام رو توی واقعیت داشته باشم! ولی الان به دیدنِ همون خواب‌‌هام راضی‌ام. 

+ فکر می‌کنی خواب‌ها بهترن یا واقعیت‌ها؟ 

من: واقعیت! میدونی چرا؟ 

+ نه :|

من: چون واقعیت رو همیشه داری، ولی خواب رو فقط چندساعت داری که اختیارش رو هم نداری! 

:::

+ این ماه زیاد وقت نکردم مجله داستان رو بخونم! امروز روایتی رو خوندم، که واقعا یه بخش‌هایی ازش بدجور حالم رو عوض کرد :) 

++ تیکه‌ی اول کپی شده از مجله‌ست :) یه تیکه‌ی دیگه‌اش رو هم با هم بخونیم :

"تمام برکاتی که برای به کف آوردن‌شان در آینده دعا می‌کنی، می‌توانست همین امروز از آن تو باشد اگر آن‌ها را از خود دریغ نمی‌کردی"

نمیدونم چرا امروز اینقدر دارن بهم تأکید می‌کنن که تقصیر من بوده!! واقعا تقصیر من بوده؟ الله اعلم :) 

یه بخشِ دیگه رو هم بخونیم :

"اگر درختی در جنگلی بیفتد و کسی نباشد که افتادنش را ببیند یا بشنود، آیا واقعا افتاده است؟ "

یه اتفاق بزرگ، هرچقدر بزرگ، وقتی کسی رو متوجه‌ی خودش نکنه، بزرگیش به چه دردی میخوره؟ 

یه بخش دیگه رو هم بخونیم :

"سال‌ها بود که داشتم بی‌هدف پرسه می‌زدم و حالا ایستاده بودم. شاید آن لحظه، هنوز نپذیرفته بودم اما جایی از وجودم می‌دانستم که مشغولِ گول زدنِ خودم بوده‌ام: که همه‌ی نظم و انتظام ذهنی و جاه طلبی سالیانِ نخستین را با نشئه‌بازی، سستی و کاهلی، و نومیدی به باد داده‌ام، که هدف و سمت و سویی ندارم و حتی کمتر از وقتی که بیست یا سی سالم بود، می‌دانم از زندگی چه می‌خواهم، که خودم در آستانه‌ی تبدیل شدن به یک ویرانه‌ام، و با این جنگی و جدلی ندارم"

این تیکه‌ها عالی بودن :) 

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵ ، ۱۶:۴۲
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۳۹
۱۰ موافق

نظرات ( ۱۷ )

حتی اگه مبهم ننویسید بازهم انگار مبهم مینویسید D:

زیبا بودن :) 
ای بابا :دی

آره :) 
این تیکه هایی که نوشتین...خیلی خوب بودن! :)
اوهوم :) 
آقا خب من پول ندارم بخرم اینو :)))) ندارم آقاااا :)))
یعنی توی سی روز، هفت هزار تومان! ندارید؟ :| من که باورم نمیشه :))) ولی با این همه درس، فکر نمی‌کنم اگه بخرید هم وقت کنید که بخونید! 
چرا بیشترش رو دارم ، ولی خب اگه مجله بخرم دیگه نمیتونم اون مینیونی که دوستش دارمو بخرم ! :)))
بیشترش رو؟ من مطمئنم همین الان همشو دارید :دی مینیون؟! عروسک؟! این علاقه به عروسک رو درک نمیکنم :)) 
+ البته اصراری به خریدش نیست! :/ من فقط یه بخش‌هایی رو نوشتم، همین :) 
آره دارم :دی 
هیچ کس درک نمیکنه واقعن ، حق میدم البته :)))) ولی خب تنها دلیلی که باعث میشه هنوزم بخرم اینه که هیچ چیز ، بی تملق هیچ چیز به اندازه عروسک خریدم خوشحالم نمیکنه ! ^_^
+ میدونم :))) وسوسه انگیزه خریدنش آخه :)))
مشخصه :دی
خیلی هم خوب :) ولی از بچگی هم علاقه‌ای به عروسک نداشتم :)) هیچوقت هم درک نمی‌کردم دوست‌داشتنی بودنش رو :)) ولی حالا که همچین چیزی وجود داره که از تهِ دل باعث حال خوب می‌شه براتون، از دستش ندین :) 
+ خب یه بار میتونین امتحانش کنین :) 
تیکه آخر به دلم نشست. انگار زندگی منه :-|
:) 
ولی خواب یه چیز دیگه ست...
:) 
کلا همه ی جملات خوب بودن. تشکر :)
خواهش میکنم :) 
چرا؟
واقعا چرا؟
چرا هیچ چیز تغییر نمیکنه؟
چرا همواره سعی داریم هدفمند باشیم،اما...
چی از باور های ابتدایی ما مشکل داره؟
نمیدونم :|
من که واااقعا هر چی الان آرزومه رو میتونستم داشته باشم .... حماقتم باعث شد اینجوری بشه!! :(
اینطور نفرمایین، اشکال نداره ... برای هرکسی پیش اومده به هرصورت :) 
سایتش رو پیدا کردم ، قابل اعتماد هست آدم سفارش بده ؟! :)))
[آیکون خدایی حال ندارم برم ببینم مغازه ها دارن یا نه :دی]
مهر که گذشت! صبر کنین، شنبه یکه آبانه، شماره جدیدش میاد، و اگه شهرتون توزیع‌کننده خوبی داشته باشه، توی دکه‌ها به راحتی پیدا میشه :) 
بعدا نوشت: قابل اعتماد که هست! ولی مگه تکی (یک عددی)  هم میشه اینترنتی خرید؟ فکر کنم از سایتش فقط بشه اشتراک شیش ماهه و سالانه گرفت... 
والا هم میشه تکی خرید [نسخه چاپی] و هم میشه اشتراک خرید ، 
از این جهت میگم میشه که تکی ـش هفت تومنه ، اشتراکش چهل و پنج تومن :))) 
به قیافه ی دکه هایی که داریم نمیخوره توزیع کنن ، ولی سر میزنم :)
این شماره که دیگه گذشت! ان شاالله از شماره‌های آینده :) اما خرید از دکه و مغازه راحت‌تره ... مخصوصا وقتی خانواده مخالفت داره :))) ولی خب یه بار امتحان کردنش هم ضرر نداره :) 
خوابام یادم نمی مونه. میگن چون تموم میشن یادم نمی مونن. خوابای نیمه تموم تو یاد آدم می مونه!!اینجوری میگن.
چی بگم والا :) 
واااااااااای منم نرسیدم داستان بخونم :(
نمیدونم چرا وقت کم اومد :(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up