بدبختی را تعریف کنم؟ :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

بدبختی یعنی اینکه خوشبختیِ مردم به چشمت بیاد ... برات برجسته باشه و کاملا حسش کنی! بدبختی یعنی بقیه رو خوشبخت ببینی! نه اینکه فقط تو ببینی‌هااا! اینکه واقعا خوشبخت باشن!! 

:::

میگن که خانوما میتونن به دو مورد همزمان فکر کنن! کجان اونایی که اینو می‌گفتن؟ من الان به هفت مورد همزمان داشتم فکر می‌کردم! سردرد گرفتم از بس فکر کردم ‌... دوست دارم چند مورد رو بگم : 1- به ده تومنی که لازم دارم و نمیدونم از کدوم گوری بدستش بیارم 2- به اینکه آیا ارزشش رو داشت همه‌ی پولم رو برای ثبت نامش دادم؟! 3- به کاپشنی که تو مدرسه جا گذاشتم 4- به چگونگی در رفتن و شرکت نکردن توی کلاس تقویتی فردا 5- به چگونگیِ قانع کردن معاون درباره کلاس تقویتی 6- به اینکه فردا چجوری دوچرخه رو تحویل بگیرم؟! 7- و همون فکرِ همیشگی! بعلاوه اینکه ملت چجوری این حجم از خوشبختی رو تحمل می‌کنن؟ و من نیز چجوری این حجم از خستگی و بیچارگی و بی‌راه‌ِ حلی رو؟ 

*شاید مورد 4 و 5 شبیه به نظر بیان! ولی کاملا با هم فرق دارن!

:::

میدونم منظورم کامل نرسیده توی بند اول و یا تیکه‌ای از بند دوم، موردِ هفتم؛ ولی واضح‌تر هم نمیشه گفت...

+ التماس دعا 

  • Mr. Moradi
  • دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵ ، ۲۰:۳۲
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۲۱
۹ موافق

نظرات ( ۱۷ )

محتاجیم به دعا ..
.
کلهم اجمعین مرغ همسایه غازه آقا ، جدی نگیرید :|
.
یکی بیاد مورد قبلیو به خودم بگه :|
.
منم پول ندارم که پول کتاب سواد رسانه رو بدم -___- عای عم دانش آموز بدبخت مملکت :|
چه وضعشه آخه! به هرکی میگی التماس دعا  درجا میگه محتاجیم به دعا (از جمله خودم!)... خب رُک بگن که نمیخوان دعا کنن دیگه :)) 

شوخی شوخی، جدی شد :|

کلهم اجمعین مرغ همسایه غازه خانم ، جدی نگیرید :|

سواد رسانه دیگه چی چیه :| کتاب جدید اومده واسه تجربی؟ اسمش شبیه کتاباب درسیه :||
من وقتی به یه مورد فک میکنم ، سرم میترکه چجوری آخه به 8 مورد همزمان داری فک میکنی؟ :دی

چه خوب که میدونی :دی

+ محتاجِ دعا :)
هفت مورد! مورد هفتم همش در یک موضوعه :) 
در جوابِ اینکه چجوری همزمان بهشون فکر میکنم، فقط میتونم بگم : به سختی :دی

 :) 

+ :) 
نه میگن خانما میتونن همزمان چند کار رو با هم انجام بدن. فکر کردن که کاری نداره میشه همزیمان به ده تا کار فکر کرد. 
ولی مثلا من نمیتونم هم تلوزیون ببینم هم حرف بزنم. هم حواسم به بچه باشه که ته نگیره!:دی
.

آهان :) البته باز هم سخته همزمان فکر کردن ... 
منم نمی‌تونم :)
نه من واقعاً دعا میکنم :| 
.
خیلی ممنون واقعاً :دی 
.
اره کتاب درسیه ، بیست و سه تا درس داره که خود "مزخرف" باید بره از شرم بوق بوق کنه با ماشین کوکی ـش :|
یه چیزی تو مایه های تفکر و سبک زندگیِ یکم مزخرف تر ! ارزشیابی پایانی هم داره و نمیشه پیچوندش :(
البته سه تا درس اختیاری هست ، فکر کنم یکیش تفکر و سواد رسانه باشه یکی هم هنر و اینا ، دقیق اطلاع ندارم ولی مثل اینکه اجباره ..
ممنونم :)) [البته اون حرف فقط خطاب به شما نبوداا... حرفی بود که درباره‌ی "محتاجم به دعا" به ذهنم رسیده بود و جنبه‌ی عمومی داشت :) ] 

خواهش میکنم واقعا :دی

:(( وااای؛ هنر که معلم خاصی نداریم و معاون پرورشی میاد براش ... آمادگی هم معاون آموزشی میاد!! امیدوارم این یکی درس اضافه نشه :|||
محتاجیم به دعا...

مرد و زن نداره مشغله ذهنی...من خودم بارها شده سرم از فکر زیاد درد بگیره! و یه زمانایی هم وقتی دارم به یه چیز فکر می کنم...مثلا فلان فیلم...دیگه اگه دنیا رو آب ببره هم خبر دار نمیشم :|

:: هوممم...من تو اوج بدبختی هم با دیدن خوشبختی دیگران لبخند می زنم و با خودم میگم به ما که نرسید این همه خوشی ولی نوش جونشون...شکر :)
:) 

امان از ذهن‌مشغولی :)

+ الحمدالله! :) 
« اینکه ملت چجوری این حجم از خوشبختی رو تحمل می‌کنن؟ و من نیز چجوری این حجم از خستگی و بیچارگی و بی‌راه‌ِ حلی رو؟ » 
منم گاهی به این فکر میکنم :))

خانوما فقط به طور همزمان به چند مسئله فکر نمیکنن. همزمان چندین کارو باهم انجام میدن. نه فقط فکر..
جالبه :)) 

بله ، در کامنت آقاگل هم به این مورد اشاره شد :) 
نه خب خوشبختی رو از بیرون زندگی ها که نمیشه قضاوت کرد :)))
ولی من الان فقط دارم به این فکر میکنم چقدر خسته ام و خوابم میاد :دی
چی بگم والا :)) 
فکر خوبیه :) 
منهمزمان میتونم به ده ها چیز فکر کنم.
کی گفته این حرف رو؟
از سختی‌ـش که کم نمیکنه :)
فکر میکنم کامنت آقاگل گویای اشتباهِ بنده باشه :) 
خوبه میتونید فکرهاتونو بشمارید, خوشبتی یعنی همین :)
الحمدالله :) 
البته اینطور که میگید نیست چون همه خوشبخت نیستن
حالا نه همه‌ی همه! :)
آره منم از این حسا داشتم
خیلی بدبختم پس
:|
واقعا خانوما به دو مورد همزمان میتونن فکر کنن؟
نمیدونم والا... 
ده تومن؟!! ده هزار تومن؟!!
میدونی... من هر وقت فک کردم خیلی بدبختم همش اتفاقایی افتاد که صد برابر بیشتر احساس بدبختی کردم!!!!
سعی کن به خودت حس های خوب تلقین کنی!

برو به معاونتون بگو من نمیتونم پولی بابت کلاس بدم، اگه قبول میکنید رایگان بیام میام!!!
پوله! علف خرس که نیس هی از آدم بکنن!!!! :/
وقتی میرفتم سر کار هی رییسم میگفت مثلا فلان پرونده رو با پول خودت بفرست فلان شرکت!!! منم میگفتم من هیچی پول ندارم!!! اصلا با خودم پول نمیبردم که دروغ هم نباشه!!! والا!!
نه اون حس بدبختی هیچ ربطی به مادیات نداشته... منظورم پول و اینا نبوده :) 

رایگان که نمیگه! تخفیف میده ولی! علاوه بر پول، وقت هم علف خرس نیست که توی کلاس هدرش بدم! والا! 
عجب رئیسی!! رفتارِ رئیسانه نداشته اصلا :|
به جرگه حسودان خوش اومدی همشهری :))
من
آقاگل 
مترسک
همشهری
حسودی پیش میاد خب :)) 
کاپشنو که بردن دیگه!!
البته منم زیاد جا میذاشتم فرداشم همچنان سر جاش بود
تقویتی هم والدین رو ببرید اونا بگن نمیرید
نه نبردن...همونجا بود ... ولی امروز هم یادم رفت و دوباره جا گذاشتم :|||
برای تقویتی هم دارم همین‌کار رو می‌کنم :) 
خب خدا رو شکر. با این وصف فهمیدم که بدبخت نیستم. :)
الحمدالله :) 
یعنی اون قسمت جا گذاشتن کاپشن من رو قشنگ برد به 15 سال قبل
یادش بخیر دوران مدرسه
:)) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up