الکی مثلا انشام خوبه! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

امروز باید انشا می‌خوندیم! این یه هفته هیچی ننوشته بودم! موضوع آزاد بود... دیشب شروع کردم و با موضوعِ "نوشتن" چهارصفحه نوشتم :| امروز که زنگ آخر رسید و شروع کردن به خوندنِ انشا، منم شروع کردم به پاکنویس و مقداری هم کوتاه کردنش! دونفر اول رو 17 داد! البته رعایت نکرده بودن یه‌سری چیزایِ مسخره رو! مثلا یکی یک خط رو محاوره میگفت و یه بند رو معیار و کتابی! کلا قاطی پاتی بودن :) یکی هم داد نوزده ... یکی هم به‌نظرم خوب نوشته بود و داد 20 ... منم تقریبا کارم تموم شده بود و تونسته بودم یه صفحه کمترش کنم و به سه صفحه برسونم :)) 

شروع که کردم به خوندن، بند اول رو کامل نکرده بودم که دبیر شروع کرد به توضیحِ اینکه :  «نگارش بهترین و مفیدترین درس شماست» و اندر فواید این کتاب گفت و گفت و گفت! البته بیش‌تر از کتاب، از نوشتن گفت و ضرورت‌هاش :) 
شروع کردم به خوندن و از اونجایی که بند به بند نوشته بودم، تسلط داشتم روی نوشته‌ام و حتی چند کلمه‌ای اضافه‌تر و یا بهتر از چیزی که نوشته بودم گفتم :)) دقیقا نمیدونم از کجای انشام خوشش اومد ... از کلمه‌هام یا کوتاهیِ جمله‌هام یا رعایت نکات نگارشی و یا شاید هم موضوعِ متفاوتش :)) به هرصورت بیست داد! الکی مثلا منم انشام خوبه :) ولی امروز فهمیدم کسی که زیاد نوشته باشه، انشانویسی‌ـش خودکار خوب میشه! حداقل بلد میشه که چجوری بنویسه که نمره‌اش رو بگیره :)) 
:::
کلاس تقویتی گذاشتن و میگن که اجباریه ... به آموزش پرورش قول دادن که رشدِ 20 درصدی داشته باشن =)) خدایا یه آرامشی به من بده و یه عقلی به اینا... 
خیلی از حرف‌زدنم با معاونا خوشم میاد! راحت دلیلاشون رو باطل می‌کنم :)) فقط می‌تونن بگن که :  «این روشِ ماست و جزو برنامه‌ی ماست!» وگرنه از راه منطقی نمی‌تونن من رو قانع کنن! منم به این زودیا تسلیم نمیشم! یکی هم همون لحظه قیمتای تقویتی رو پرسید و معاونه گفت درسی چهل تومن، خب نمیدونم اینا چجوری اومدن دهم که ضربشون اینقدر ضعیفه! منم گفتم چرا باید بخاطر حل چارتا تمرین که خودمم می‌تونم حلشون کنم، صد و شصت بدم آخه؟ اصلا نیازی نیست! اصلا! برمیگرده میگه : «میدونی کلاسای بیرون قیمتش چقدره؟»! منم میگم که «خیلی زیاده! خیلی! ولی من که نمیرم!!» آخرش هم گفت که فعلا شرکت کن، بعدا درباره‌اش حرف می‌زنیم :/ من که شرکت نمی‌کنم! هرچه بادا باد :| والا! 
:::
یه دکه‌ای هست در چهار فصلِ سال موسیقی میذاره ... الان که به محرم رسیدیم، نوحه‌های قطری رو گذاشته ... فکر می‌کنید عکس‌العمل یک بچه (بخونید گودزیلا) در برابر این نوحه چیه؟ :| به‌نظرتون چقدر مسخره‌ست که با نوحه برقصه؟ بله، با نوحه می‌رقصیده ... اگه خسته نبودم، جلوی والدین‌ـش میزدم پسِ کله‌اش! :/ گودزیلاـگری هم حدی داره دیگه :|

  • Mr. Moradi
  • يكشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ، ۱۵:۵۳
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۳۹
۶ موافق

نظرات ( ۲۲ )

اگه خیلی بچه بوده ، میتونیم بگیم تقصیری نداره .. وقتی رو آهنگای خواننده های پاپ مداحی میخونن به صورت رسمی بچه حق داره وقتی با اون ریتم میرقصه ، وقتی دوباره میشنوه اونو بازم برقصه ..
+
کلاسای بیرون واقعاً گرونه ، چقدر خوب میگیره مدرسه ـتون :)) مال ما درسی ۱۰۰ میگیره از بچه ها ..
+
همین طوره ، نوشتن به صورت مداوم خیلی خوبه :))) خیلی ^___^
عصن تاثیراتش فوق العادست :))
قطری پاپ نیست البته‌هاا... یه سرچ کنید نوحه‌های قطری متوجه میشید نوعِ نوحه‌هاشون رو... توی تشخیص سن مشکل دارم کلا :) ولی کوچیکتر از پنج و شیش سال نبوده! 
+ بازم به نظرم ارزش نداره! کتاب کمک‌درسی بگیرن بچه‌ها، خیلی بیشتر بهشون کمک می‌کنه تا اینجور کلاسا که تا دبیر بخواد چهارتا تمرین رو توضیح بده زنگ می‌خوره :|
+ :)) 
آدم چرت و پرتم بنویسه بعد یه مدت راحت تر میتونه سر و ته جملات رو بهم متصل کنه و منظورشو برسونه. کلا نوشتن به هر صورتی قلم آدمو خوب میکنه.
اگه روزی دستتون رسید به اون گودزیلا از طرف منم یکی بزنید پس کلش :/
اوهوم :) 
نه دیگه دستم بهش نمیرسه! :) 
قبول دارم حرفِت رو :) واقعا خود به خود نوشتن برات آسون میشه :)
چه موضوعِ خوبی :) نوشتن :)

مدرسه ما هم اگه بزاره منم نمیرم -__- من همین عمومی ها رو به زور تو کلاس میخونم چه برسه تو تقویتی :|

حالا شما رو اعصابِ خودِت مسلط باش :)
آره ، خود به خود آسون میشه :) 
:)

والا :|

:) 
میدونم قطری پاپ نیست ، مثال زدم صرفاً :))
آهان :)) 
بچه چه میدونه نوحه چیه آخه!! :))))
آبجی منم با مولودی ها سینه میزد کوچولو که بود! :))

+ الکی نداره دیگه!!! بیست گرفتی یعنی خوب بوده :)
بچه هم نبود اونقدرا که ... آخه حداقل پنج سالش بود! دیگه وقتشه بفهمه خب :))
عجبااا :)) 

+چی بگم والا :)
به به! آقای نویسنده! :)) اتفاقا راست میگه درس نگارشتون خیلی خوبه! یکی از دبیرای ماهم داشت اندر فواید این درس وزین می گفت بهمون که شما ندارین و این جدیدیا خوش به حالشونه که همچین درسی دارن :))

:: نوحه..رقص :| 
من بچه رو نمی زدم ولی یحتمل به خانواده ش می گفتم کنترلش کنن :|
:)) کجاش خوبه آخه! کجا خوش‌به‌حالمون شده :| 

خانواده‌اش که می‌دیدن و اگه می‌خواستن کنترلش می‌کردن! ولی منم منظورم زدنِ شدید و مشت و لگد نبودااا :| صرفا تلنگرمانند منظورم بود :) 
بابا.. انشاء نویس..!!:)) افرین. خوب مینویسی..
:::
آخرش مجبور خواهی شد که بری..
:::
حرفی نیست.

:)
تشکر! :) 

نه، مجبور نمی‌شم! :|

:) 
معمولا بلاگرا چون با نوشتن و وبلاگ نویسی حال میکنن انشاشونم خوبه
شاید هم گاها تو دنیای بلاگستان سطح پایین بنویسن ولی در مقایسه با ادمای عادی که میونه ای با نوشتن ندارن انشاشون خیییلی بهتره
من خودم یادم نمیاد انشا زیر بیست گرفته باشم!
اوهوم ، کاملا همینطوره ... :)
نویسنده ای دیگه خودت رو دست کم نگیر :))
.
در مورد اون طفل هم. مقصر رو جای دیگه پیدا کن. اون به صورت شرطی با آهنگ ریتمیک دست و پاش میجنبه!
نه‌بابا! نویسندگی کجا بوده :)) 

آره خب، ولی زورم به مقصرش نمی‌رسه! ناچاراً باید از خودش شروع کرد :) 
همون دکّه کنار ورودی سبزه میدون، دست راست، منظورتونه؟ یا مثلا اونی که نرسیده به چاپ خونه ست؟ 
چاپ خونه که نمیدونم کدوم طرف رو میگین، یا حتی ورودی سبزه میدون رو هم نمیدونم از کدوم طرفش میگین (سبزه میدون چهارتا دکه داره به گمانم) :))
ولی من منظورم اون دکه‌ای هست که توی اعلم الهدی‌ست... اونی که نرسیده به شهرداریه... سمتِ طاعتی :) 
دقیقا همونو گفتم :)) رو به روی طاعتی 
من اونجا چایی هم گرفتم یه بار با قند... انقدر چسبید.عالی

مگه چایی هم داره؟! :)) فکر میکردم فقط سی دی‌های آهنگ و کارتون و فیلم می‌فروشه :)
درست متوجه شدم که Mr.Moradi دهمی هستن ؟
بله! 
چاپ خونه زربافی نمی دونی کجاست؟؟؟؟
من عاشق اونجام همشهری :) 
سایه هم جلوش عکس گرفته یه بار...
و اینکه نرسیده به بانک ملی میدان شهرداری هست.اونطرفِ کتاب فروشی فرازمند 
:)
نه، اسمشم نشنیدم :)) 
سایه کیه؟! :) 
فرازمند که امام خمینیه :) 
اونجا نگرفتم دادا
رو به روش خیمه زده بودن برا عزاداری چایی می دادن.
آهان :)
ببین من که خودم گم می شم دارم به تو آدرس میدم.
نمی گم بذار خودت بری تو حافظه ت بمونه...
سایه؟ اسم شاعر معروف شهرت رشت هست. ه.ا.سایه،  تخلص استاد هوشنگ ابتهاج هست.
:))
ممنونم :) ولی واقعا خیلی جاهای رشت رو نمی‌شناسم و خیلی راه‌هاش رو بلد نیستم... شاید به این‌خاطر بوده که کاری نداشتم که بخوام دنبال‌ِ مکانِ خاصی بگردم یا بشناسمش :) با این‌حال راه رو می‌تونم پیدا کنم! 
هوشنگ ابتهاج :)) بنده خدا همش اسمش رو می‌شنوم ولی یه شعر هم ازش یادم نیست :) 
می دونستی که متولد رشت هستن؟  :|
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست 
/
تا تو با منی زمانه با من است/
ارغوان شاخه ی هم خون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز
/
دردا و دریغا که در این بازی خونین 
بازیچه ی ایام دل آدمیان است
بخونید لذت ببرید.
بله میدونستم :) و حتی میدونم که دبیرستان بهشتی درس خوندن :)) 
قشنگن :) 
همشهری کامنتم رسید؟
پرسیدم بابا می گفت پروفسور سمیعی هم دبیرستان شما خوندن،  درسته؟  
بله، رسید :) 
بله، کاملا درسته :) 
اوووووف 
کمتر از دندون پزشکی ازتون انتظار نمیره!  حیفه واقعا.

چی بگم  والا :)) 
راستی یه جایی گفتید انسانی آسون تر از تجربیه و تجربی سخت تر از انسانی . متاسفانه حق با شما نیست . به عنوان یه تجربی که عاشق ریاضیه میگم که انسانی به اندازه بقیه رشته ها و حتی گاهی بیشتر پیچیدگی داره . دلایلش هم زیاده اما مجال گفتن نیست . پیش بینی من اینه که همونطور که در اواخر دهه هفتاد رشته ریاضی از بورس خارج شد و تجربی اومد بالا در اواخر همین دهه انسانی (و البته رشته های مولد علم) در صدر قرار میگیره ...
هرکس نظری داره :) ضمناً نظرتون رو زیر پست مربوطه بذارید!! :) 
با توجه به یکی از  کامنت های  بالا:
من خودم پارسال برای تیزهوشان میخوندم یه کتاب معلممون بهمون معرفی کرد پونصد و خورده ای صفحه...اصلا بدردم نخورد...چون کسی نبود که برام تدریسش کنه...
به نظر من مدرسه برای دهم کافیه ولی بین کتاب و کلاس بیرون من اولویت م با یک کلاس با یه معلم خیلی خوبه که وقت براش مهم باشه...


یه مثالِ ساده می‌زنم در جهت اینکه کلاسای بیرون بدرد نمی‌خوره : بسیاری از رتبه‌های برتر کنکور سالهای اخیر و گذشته، در هیچ کلاسِ خصوصی‌ای شرکت نداشتن! طبق گفته خودشون صرفا با کتاب‌های کمک درسی و کنکورهای آزمایشی، سطح خودشون رو بالا بردن...
حالا چرا کلاس بدرد نمیخوره؟ زیرا باعث اتلاف وقت و زمان و هزینه میشه، طوری‌که خروجی با ورودی قابلِ قیاس نیست! 
+ درباره‌ی کلاسای تقویتی مدرسه من هم، این مورد صدق می‌کنه؛ ولی متاسفانه معاونین آموزشی این موارد رو درک نمی‌کنن و من ناچار می‌شم که دلایل ساده‌تر و قابل فهم‌تر براشون بیارم! 
من نمیدونم دبیرتون، دبیر چه درسی بوده، چه نوع کتابی معرفی کرده و یا چه موسسه‌ای کتاب رو نوشته؛ ولی کتاب کمک‌درسی اسمش روش هست! کتابی که نیاز به تدریس داشته باشه که دیگه کمک‌درسی نیست! اون کتابی برای کمک به درس خوبه که خودش مدرّسِ خودش باشه... 

اولین بار که وبلاگتونو خوندم فکر کردم حداقل باید بیست سالی داشته باشین, پس گرفتن بیست از دبیر نگارش نباید کار سختی باشه.
متولد 79 هستم، 16 سال :) 
اتفاقا این دبیر خیلی ریزبین هستن و به خیلی مسائل جزئی هم توجه دارن؛خودم رو برای 18 آماده کرده بودم :) 
من م حرف زور معلما و معاونا رو نمی تونم بپذیرم ...شما هم اگه حوصله ش رو دارید می تونید برید اداره کل شهرتون و گلایه تون رو ابراز کنید...مطمینا حرف تون بیشتر اونجا خریدار داره
اداره آموزش پرورش به مدرسه ما چسبیده :)) یعنی وصله به مدرسه :) 
ولی اولِ ساله و درست نیست شکایت و اینا ... با گفت و گو حل میشه ان شاالله... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up