جا داره بگم هورااا :)) :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

هیچ‌وقت نگفتم هورااا و هیچ‌وقت هم با این جمله "دست و جیغ و هورا" ارتباط نگرفتم! هیچ‌وقت هم نگفتمشون حتی امروز! فقط جا داره که بگم! 

نشونه‌های خدا برای من، همیشه زیاد بودن ... امروز از همون ثانیه‌یِ اول که راه افتادم، با خودم گفتم ای‌کاش بجای اینجور قرعه‌کشی‌ها یه قرعه کشی به‌خواست خدا برگزار می‌کردن که برنده‌هاش می‌تونستن مهره‌های زندگیشون رو خودشون بچینن... که برنده‌هاش اختیار داشتن انتخاب کنن ... که برنده‌هاش می‌تونستن خواب‌هاشون رو عملی کنن ... تک تکِ ثانیه‌ها رو به همین فکر می‌کردم! و اگه برگه نگرفته بودم شاید حتی حاضر هم نمی‌شدم ... امروز هم نشونه‌های خدا همه جا بودن ... نشونه‌هایی که بهم می‌گفتن حق داری حسرت بخوری! و نشونه‌هایی، از جمله کم‌شنوایی که کنارِ من بود و داشت توی گوشم فریاد می‌زد که چرا شکر نمی‌کنی؟ چرا؟ 

من شکر نمی‌کنم؟ قطعا نه به اندازه‌ای که لایق خدا باشه! نه اصلا! ولی فکر می‌کنم همین‌که تا الان در ظاهرم نشونه‌ای از حسرت دیده نمی‌شه، خودش یه نوع شکر عملیه! نه؟ همینکه تا عمر دارم خودم می‌سوزم و خودم می‌سازم، همین یه نوع شکر عملیه! همینکه هیچ‌وقت، هیچ‌کس من رو نمی‌فهمه و من تحمل می‌کنم، یه نوع شکرِ عملیه! من اینطور فکر می‌کنم! نشونه‌های خدا، همه‌ی لحظات بودن ... جلوی چشمام رژه می‌رفتن و من فقط فکر می‌کردم که ای کاش می‌شد کاری کرد... ای‌کاش بعضی ثانیه‌ها، بعضی روزها، بعضی گذشته ها و بعضی سرنوشت‌ها تغییرپذیر بودن... که نیستن .. و من راضی‌ـم و نمی‌تونم ناراضی باشم! 

هرچند گفته‌ی اصلی نوشته‌های بالا بودن، اما نکته‌ای که جا داره براش بگم هورااا، برنده شدنم هست در همایشِ پیاده‌روی‌ای که به مناسبت هفته ناجا برگزار شد و هرچند من خونه‌ام در مقصدِ پیاده‌روی بود و امکانش نبود به مبدأ برم و دوباره از اونجا برگردم همینجا، ولی برای اینکه دروغ نشده باشه، مقداری خیابون‌های اطراف رو در حد ممکن، متر کردم :)) و چی برنده شدم؟ دوچرخه :))) و جا داره که بگم من کلِ بچگی‌ـم و سن قبل از 11 سالم با دوچرخه گذشت و حتی تا 14 سالگی هم به عنوان یه تفریحِ سالم ازش استفاده کردم :دی ولی خب دوچرخه‌ای که داشتم دو سه سالی هست که لاستیکِ عقبش ترکیده!! و دیگه حس می‌کردم کوچیک هم شده و همین الان هم در انباری داره خاک می‌خوره و با خودش میگه : نو که اومد به بازار، کهنه میشه دل‌آزار، یا یه همچون چیزی! :)) 

نمیشه گفت خوشحال نیستم... ولی امروز و نشونه‌هاش از جلویِ چشمم کنار نمیره... که چقدر می‌تونست لحظه‌ها بهتر باشه، حتی بدون دوچرخه!

+ جا داره یادی کنم از همشهریِ خوبم، که نمی‌دونم ایشون هم حضور داشتن یا نه :) 

++ الان تحویل ندادن! سیزدهم تحویل میدن :)

+++ همین الان هم بارون شروع شد و من حس می‌کنم همین بارون هم نشونه‌ایه که خیلی با آرامش داره بهم میگه : مبارکت باشه! فعلا به همین دلت خوش باشه، از اون چیزی که خودت میخوای خبری نیست :))) 

++++ امروز خیلی محسوس‌تر فهمیدم که چی می‌خوام و چرا! ولی دیگه نمی‌خوام توی ذهنم بسطش بدم [... بزرگش کنم] :)

۷ موافق

نظرات ( ۱۹ )

مبارکه :)
از ذوقتون منم ذوق زده شدم :)
ممنونم :) 
:) 
مبارکه ^_^
ان شا الله که زندگیت به صلاحت پیش بره و همیشه ازش راضی باشی:)
ممنونم :) 
ان شاالله :) همچنین زندگیِ شما :) 
چقد خوب! دوچرخه ^_^ مبارک باشه! ایشالله اون چیزی رو هم که میخواین به زودی بهش می رسین! آدمی با امید زنده س :)
ممنونم :) 
آدمی که نباید امید به هیچ و محالات و خیالات داشته باشه! :)) 
به به مبارک باشه. 😊😊👍
:)) ممنونم 
سلام :))
همشهری لالا کرده بود پیاده روی نرفتم که من:دی
تو این بارون واقعا زندگی رو می شه حس کرد.بنظرم ما خیلی خوشبختیم که تو شهر باران زندگی می کنیم:)
راستش من دوچرخه رو هم اندازه بارون دوست دارم.تا راهنمایی هم سوار می شدم اما دیگه بعدش بیرون نرفتم باهاش.اما هرجا ببینم اگه مقدور باشه حتما از صاحبش می گیرم یکی دو دور می زنم باهاش :)

سلام :)) 
اینه که میگن : "سحرخیز باش تا کامروا شوی" D:
اوهوم :)) 
دوچرخه عنصرِ مؤثری در زندگیِ من بوده :) البته هیچ‌وقت برای جابجایی یا بیرون ازش استفاده نکردم ولی این‌بار قصد دارم که واقعا ازش استفاده کنم :) 
برنامه صبح و نشاط بود ؟ عایا ؟
من که تا حالا هیچ وقت چیزی برنده نشدم :| فقط یه بار که بچه بودم از طرف بانک یه سکه دادن که هر چقدر به بابام میگم بده نمیده :/ میگه اون موقع فروختم -__-
نه، برنامه‌ی خاصی نبود .. توسطِ نیروی انتظامی و شهرداری و اینا برگزار شده بود :) 
منم بار اولم هست که برنده می‌شم :)) 
شیرینی ما فراموش نشه! D:
اینجا بارونه، آنتن‌دهی‌ـش مختل شده :)) صداتون نمیاد :دی
سلام :)
توی زندگیِ من شکر کردن این‌طور معنی می‌شه که؛ تلاش کنم برای بهتر کردن اوضاع و ازش تشکر کنم, انقدر هوای منُ داره که امتحانم می‌کنه و توی شرایط بدتری قرارم نمی‌ده و در نهایت خودش نمی‌ذاره اشتباه کنم.

البته حق می‌دم؛ همه‌مون یه جایی کم میاریم و فقط ازش می‌خوایم شرایط رو بهتر کنه...
سلام :)
خداست و خدایی می‌کنه :)) 

یه‌جایی هم از دستِ ما کاری بر نمیاد :) 
مبارکه دوچرخه. امیدوارم باهاش جاهی خوب و تفریحات خوب برید.
ممنونم :) 
راستی دوست دارم یه دور باهاش بزنم.
170 می تونه سوارش بشه؟؟ 
:))
از سایزبندی و اینا که سر در نمیارم ولی کوچیک نبود؛ حتما می‌تونه سوار شه :)) مخصوصاً اینکه همشهری باشه :)) 
هر روز برنده باشی ان شاءالله... هر روزت پر از نشونه های خوب ِ خدا و اتفاقات ِ خوبی که باعث بشه لبخند به طور دائم روی لب هات باشه.
خیلی ممنونم :) 
ان شاالله شما هم موفق و پیروز باشین :) 
من دوچرخه سواری بلد نیستم ، ینی هیچ وقت واسه یادگیری ش تلاش نکردم ،
نمیتونم تصور کنم دوچرخه داشتن چقدر میتونه باحال و فان باشه ، ولی مبارکتون باشه :)))
ایشالا به خوشی ازش استفاده کنین :)))
بلدی میخواد یعنی؟! :) سخت نیست استفاده ازش :) 
باحال و فان که چه عرض کنم! :)) میتونه کاربردی باشه :) 
ممنونم :) 
آره بلدی میخواد ، بچه که بودم یدونه داشتم با چرخ کمکی بازی میکردم باهاش ، 
یه سری یکی از فک فامیل مثلا اومد قدمی بزرگ در عرصه ی کمک به کودکان خردسال در جهت یادگیری دوچرخه سواری برداره کمکی هام رو باز کرد ،
خوردم زمین کلا فنا شدم :|
دیگه از اون به بعد سوار (!) نشدم :))
منم خیلی که بچه بودم کمکی داشت ولی یه روز داداشم شل کرد اینا رو، یهو وسطش افتاد، که خوب یادمه سرعتم رو خیلی بیشتر کردم و با موفقیت نگهش داشتم و از اون موقع به بعد که حدودا از پنج سالگی بود دیگه کمکی نداشت ... البته زمین‌خوردن هم بوده و خیلی هم بوده! :)) اما افتادن‌هاش رو هم دوست‌ داشتم :)) خاطره می‌شدن همشون :) 
مبارکه:)
بدین یه دور دوست جان منم بزنه باهاش:)
ممنونم :) 
بله که میدم! چرا ندم؟ :)) 
خاکستری! روز های زیبایی که میتونی داشته باشی رو خاکستری میکنی!
تمیدونم این پست این حس رو بمن القا کرد
بهت توصیه اکید میکنم کتاب فله ها و دره ها رو که دکتر اسپنسر جانسون نوشتند رو حتماً مطالعه کنی!

گای فکر میکنی توی دره هستی، چون به قله ای که میخواستی نرسیدی! اما وقتی هوا روشن میشه...
ممنون بابت پیشنهادتون :) 
ادم وقتی ی چیزی میبره حس ذوق مرگی بهش دست میده
:D
مبارکتون باشه
: )
بله، همینطوره :)) 
ممنونم :) 
تبریککککککککککک
ممنون
بروووو پسر، من خودم زغال (ذغال؟) فروش محله‌ام :))
مثل این‌که یادت رفته من با کلاغا نشست و برخاست دارم D:
مثل اینکه الان صداتون رسید :)) شیرینی‌ هم میدم D:

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up