بیچاره من ، که ساخته از آب و آتشم! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

من در یک زمینه، البته نه فقط همین یک زمینه! الان که فکر میکنم می‌بینم توی چندتا مورد، خود درگیری، شایدم خود آزاریِ شدید دارم ... طوری‌که وقتی با چیزی اذیت میشم،  دوباره خودم رو در معرضش قرار میدم، یعنی باز هم میرم سراغش، دیگه فرقی هم نداره یک متنِ وبلاگی باشه یا یک فیلمِ دوساعته و یا حتی یک مکان! همینطوری خودم رو عذاب میدم با خوندن و دیدن و شنیدن و راه رفتن حتی ... :| انگار یه‌طورِ مخصوصی دنبالِ راهِ چاره میگردم بینِ این هزارتو ... ولی زهی خیالِ باطل! من همینم که هستم! فقط همین! حتی اونقدر که هستم هم نیستم! 

:::

بیکار بودم، هوا هم خوب بود؛ یه پیرمردی رو چند وقتی دیده بودم که قیافه‌اش خیلی عجیب هست، یعنی ریشو کلاهی که میزاره، یه‌جورِ عجیبیه؛میشه گفت درویش‌طور به‌نظر میاد :| ... با خودم گفتم تعقیبش کنم :)) قبلا هم به این فکر کرده بودم که بعضی از این آدما رو تعقیب کنم، هم هزینه‌ای نداره هم بیشتر میشه سبکِ زندگی و شایدم یه جورایی سبکِ فکریِ آدما رو فهمید... بد نبود ... یعنی تجربه‌ی خوبی بود :) البته نه جایِ خاصی رفت نه کارِ به‌خصوصی انجام داد ... همینجوری الکی چرخیدم تو شهر و محله‌هاش :|

:::

همه‌ی کتاب‌ها رو گرفتم ، فکر کنم همه‌اش رو قراره خودم بخونم،  مگه نه؟ :/ سخت به نظر میان :| 

+ ای کاش ، تکراری‌هایِ زندگیمون رو ، می‌تونستیم انتخاب کنیم! مثلا من فقط تو رو انتخاب می‌کردم و تو فقط من رو! :) 

++ عنوان از آهنگی گرفته شده که به دلایلی ازش متنفرم :| پس لینکی ازش نمیذارم ... 

لذا، شما رو به شنیدنِ آهنگی دعوت می‌کنم که انگار یه انباری، پر از غم و حسِ قدیمی رو تویِ خودش جا داده :| از این بهتر دیگه نمی‌تونستم توصیف کنم :|


دریافت

۸ موافق

نظرات ( ۱۷ )

یه دونه از این پیرمردها پیدا کرده بودم، بعد مدتی رفتم نزدیک و بهش سلام دادم،اسمش خداداد بود، یه روز دیدم کفش نداره، گفت برام کفش بیار کفش مو دزیدن، یکی از کفشای بابامو براش بردم، هر چند روز می رفتم دیدنش ، یه روز دیدم اعلامیه فوت شو توو شهر زدن، هنوزم گاهی یادش میفتم بغض گلومو میگیره.
عجب ... خدا رحمتش کنه.
این آهنگ میدونید چیه ؟!
من قبلا با. ها باهاش گریه کردم ، یه فیلم سه قسمتی بود از خاطرات شهدا ، سومیش یه دختربچه بود که پدرش رفت جنگ ، خونشون بغل ریل راه آهن بود .. این دختره و دوستاش به رزمنده ها گل میدادن ، ولی گل این دختره دستِ هر کسی میوفتاد شهید بود .. وقتی میخواست گل بده همه دستشون دراز میشد .. چیز دیگه ای ازش یادم نیست جز اینکه یه شب سرد زمستونی رو تا صبح ، با دسته گلی که قرار بود به پدرش بده تو برف خوابش برد و فرداش ، مامانش دید که دخترش هم آسمونی شده ..
خیلی بچه بودم وقتی این رو دیدم ولی هنوز یادمه ، بسکی سخت بود برام ..
آره کتابا سخت شدن ، میخواستم بگم مخصوصاً فلان درس [ادبیات] دیدم همه ش سخت شده ! من واقعاً پذیرش جغرافیا و دفاعی ندارم :||
چقدر حرف زدم :|
بله میدونم آهنگش از اون فیلم هست ... هر سه قسمتِ فیلم رو هم ، همین چند روز پیش دیدم (توی بچگیم هم دیده بودمش البته) ، آخرین قسمتش که همین دختربچه بود خیلی خوب بود ... یه حسِ خاصی داره این فیلم :(
اوهوم ؛ سختن :(

کامنت طولانیش خوبه :)
خیلی لعنتیه این آهنگ .. خیلی ....
خیلی :(
عنوان شعر مولاناست
بله ؛ از این شعر ، یه آهنگِ معروفی هم هست که من اون رو گفتم :)
فیلم خداحافظ رفیقم خیلی خاصه:(
اوهوم ، خیلی ...
منم تصمیم دارم خیلی ها رو تعقیب کنم .. شاید نشه گفت فضولی ولی خیلی دوس دارم بدونم بعضی‌ها روزِشون رو چجوری میگذرونن .. چی کار ها میکنن :)
برام خیلی جذابه :)
آره ، جذابه :))
خب این عادتو تغییر بدین...نمیشه؟

+ تعقیب :| :))

+ مثل سالای قبل همشونو میخونیم و امتحانم میدیم وآخرشم میگم عه چه زود گذشت! :))
چی بگم والا :)

+ :)

+ هعی :( دوران سختی در پیشِ رو داریم :|
خون گریه کردم من با این اهنگ:))))) مرسی خعلی نیاز داشدم!!=)))
+کاش منم میتونسدم تعقیب کنم ی نفراتی رو!نه صرفن جسمی...تعقیب فکری!:)
خون گریه کردن خنده داره مگه؟ :)) خیلی آهنگ دلنشینیه برای بعضی مواقع که آدم نیاز داره :)
+ تعقیب فکری ، یه مقدار پیچیده ست :)
منم کم و بیش مثل شما هستم. شاید خودمون رو شکنجه میکنیم.
یادم نیست ولی تا حالا پیش نیومده کسی رو تعقیب کنم.
ای کاش منم میرفتم مدرسه. منم کتاب میگرفتم.
این شکنجه ، یه جورایی برام دوست داشتنیه ولی در نهایت این منم که باعث عذاب خودم شدم :|
منپ تعقیب که نکردم کسی رو به صورت جدی ... این بار هم نه میشناختم طرف رو و نه دلیلی داشتم!
مدرسه هیچ چیزِ خواستنی ای نداره :|
قسمت اولش خیلی برام اتفاق افتاده،عصن آدم هر دفعه انگار نفس کم میاره این جور جاها(به قول خودتون این جور وقتها هوا بدجور اکسیژن کم داره) :(
آره ... :(
با پارگاف اول یاد این جمله افتادم که "من این همه نیستم ":)
 و این که این پستو از پایین به بالا خوندم :دی
من این همه نیستم :)) جالبه :)
اینم یه نوعشه :دی
نه" :))) "خنده نی!تشکره!:))
آهان :)) خواهش میکنم :))
خداحافظ رفیق.. اون قسمتی که همه با موتور تو شهر میرفتن و بعدم سر آرامگاهاشون و ... واای :(
آهنگش عالیه..
اوهوم ... خیلی غم داره ... خیلی :(
شما همه درسارو 20گرفتی بعد الان از سختی صحبت میکنی؟ باور کنیم؟ :دی

آسون 20 نگرفتم که :))
تو فقط کی رو و کی فقط تو رو؟!!!!! ^____^
من فقط اون رو و اونم فقط منو :)) از این واضح تر؟! :دی
واقعا امثال آقاگل اینا چه می دونن بیست گرفتن چقدر سخته: دی یا مثلا شاگرد اول موندن: دی
فقط همشهری ها می تونن عمق این سختی رو درک نمایند.
آهنگ قشنگه اما ندیدم فیلم رو فکر کنم.
والا :)) نمیدونن که :) 
ممنونم همشهری :)) 
:) 
سلام ، هم فیلمو دیدم دیدم هم مطلبت برام جالب بود .
یه وب کوچیک عکس دارم . خوشحال میشم نظرتو راجع بهشون بدونم .
هر چند نیای هم فک کنم بازم بیام واسه خوندن نوشته هات :)
هر وقت بیام یه رد پا از خودم به جا میزارم .. از آدمایی که بی سرو صدا میان و میرن متنفرم .
ممنون
سلام... کدوم فیلم؟ توی متنم به فیلمی اشاره نکردم :) 

:) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up