زنده می‌مونم ؛ به شوقِ دیدار :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

همه‌چی رو خودم شروع کردم ... امروز ، که با خودم حساب کردم ، دیدم به خودمم دارم دروغ میگم ... از کِی اینقدر بازیگرِ قهاری شدم که خودمم نقشم رو باور کردم؟ 

نباید اینطوری می‌کردم با خودم ... نباید اونقدر فرو می‌رفتم تویِ این‌همه فکر و خیال ... هرچند که بتونه واقعیت باشه! اصلاً واقعیت هم باشه، الان دیگه چه فایده‌ای داره؟ همه‌چی تموم شده ... باور کن! دیگه چیزی نمونده که ... 

یه اشتباه ؛ همیشه اشتباهه، حتی اگه حسِ خوبی داشته باشه!  اشتباه بود... اشتباهی رفتم ... ولی دیگه نمی‌خوام ادامه بدم ... میدونم آخرش میشه مثل این فیلما! تا طرف میخواد یه چیزی رو بذاره کنار، دقیقا همون سرِ راهش سبز میشه! ولی چه فایده! 

یه بیتی بود ، پارسال وقتی از کتاب ادبیاتمون خوندم ، جداً تنم لرزید! یه شماره شناسنامه کنارش نوشتم!! ولی بعداً خطش زدم:| هنوزم که گاهی میخونمش، از خودم خسته میشم :

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟  **** ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

با خودم فکر می‌کنم که چرا من اینقدر بی‌شعورم؟ اونقدر که به خودمم دروغ میگم و دروغِ خودم رو باور میکنم :|

هیچی عوض نشده ... هنوز همون حالِ پست قبل رو دارم ... هنوزم به این آینده ، امید دارم ... هنوزم می‌دونم که بالاخره یه جایی باید خودم تمومش کنم ... هنوزم میدونم که باید برم ... ولی ، دلم رو باید جا بذارم... من دیگه نمیتونم سنگینیِ احساساتم رو تحمل کنم ... من دیگه نمی‌تونم اینقدر ضد و نقیض زندگی کنم ... 

+ یه جا تو قلبت،  واسم نگه‌دار

    زنده می‌مونم ، به شوقِ دیدار 

   برام دعا کن ، خدا نگهدار ... خدا نگهدار

                تا روزِ دیدار ... 

++ وقتی چشماتُ رو هم میذاری بِدونْ، وقتی چشمامُ رو هم میذارم تو رویا نگاه‌ت میکنم، دلخوشو زنده با این خیالم ... 

+++ آهنگ تیتراژ دولت مخفی

۸ موافق

نظرات ( ۱۶ )

بعضی وقتا واسه آدم حکم هوا رو پیدا میکنن...
نمیشه رهاش کرد:/
چی؟ فکر و خیال؟ 
قضیه چیه؟!
تندیسِ رُک‌ترین کامنتِ سال تقدیم میشه به شما :))
چیزی نیست :) 
چه سخت می نویسد.دلیل هر واژه رو فکر کنم فقط خودتون خوب بدونید چی هست و بس گاهی آدمها به خودشون دروغ میگن چون میخوان واقعیت را قبول نکنند و دنیا رو با رویایی که میخوان و دوست دارند حفظ کنند و بپذیرند... چقدر اون دنیا شیرین و لذت بخشه و اون تفکر ساختگی و دروغ خوشحال کننده ولی ته ته دلمون سرد و غم انگیز 
آره، دقیقا‌ً همینطوره ...  تهِ تهِ دلمون سردِ سرده... و البته غم‌انگیز! 

اینکه آدم به خودش دروغ بگه و اون دروغ رو هم باور کنه...برام پیش اومد یه بار...

:: کجا برین؟ کجاست که باید بدون دلتون برین؟
فضولیه نه؟ ولی این سوال برام پیش اومد.ببخشید.میتونین جواب ندین :)

:: احساسات در عین اینکه توانایی به اوج رسوندن آدمو دارن میتونن یه روزی زمینش بزنن...براتون آرزوی به اوج رسیدنِ بدون زمین خوردن رو دارم...
:) 

جایی نمیرم! منظور از رفتن میتونه رفتن به دوره‌ی دیگه از زندگی باشه یا از این قبیل ... با این‌حال میشه رفتنِ فیزیکی هم حسابش کرد ... ولی به این زودی‌ها، جایی نمی‌خوام برم :) 

اوهوم، خیلی قوی هستن اگه کنترل نشن :| ممنونم :) 
جدا از پستت ، مرسی که منو یادِ معلم ادبیاتَم انداخی ^__^ بهترین معلم عمرم با چهره بد ترین معلم عمرم پوشونده میشد ولی مرسی که به یادم انداختی :)

+++ متاسفانه سریال رو دنبال نمیکنم :( ولی تیتراژ خوبی داشت ولی نه به اندازه برادر که خودت باعث شدی سریال رو ببینم :) مرسی :))
خواهش می‌کنم :) دبیرِ ادبیاتِ منم دوست‌داشتنی بود ولی نه به اندازه‌ی دبیرِ ریاضی‌م :)) 

+++ منم با سریالش کاری ندارم :)) تیتراژش رو دوست دارم :) آره خب،  "برادر" قشنگ‌تر بود:) خواهش میکنم :) 
من همیشه وقتی دیگه هیچ چیزی تو زندگیم نیس که بشه بهش امید بست خیال بافی میکنم .. رویا میسازم و بهش نمیرسم ، با مخ میام زمین :دی
با این حساب، پس خیلی وقته که چیزی تو زندگیم نیست که بتونم بهش امیدوار باشم. 
گاهی دلت سربه راه نیست ولی سربه راهی خودت را میزنی به آن راهو، میروی و همه چ خوش بینانه فکر میکنند روبه راهی!
چه جمله جالبی بود :) ممنون :) 
نه آقااا :) 
شما حتماً جز اون دسته هستید که از اتفاقات تصور ذهنی و خیالی دارن ، برای رسیدن بهش تلاش میکنن و بهش میرسن :))

در این‌مورد؛ رسیدنی در کار نیست :) 
:(((((( چرا چی شده
الان اینقدر ناراحت شدی یعنی؟! :|
در جواب اون شعر دانی چه ذوق دارد دیدار یار غائب همیشه این دو بیت تو ذهنم میاد :

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا
غائب نبوده ای که شوم طالب حضور
پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را
خیلی قشنگ بود :) ممنون :)
این پست بوی عشق میده!!!!! :)
همه ی پستای من بوی عشق میده :دی
والا :|
با این پستایی که شما میزارین ادم افسرده میشه حداقل یه پست مرت بزارین ادم بخنده ولی بدم نیست ادم به فکر زندگیش باشه
میتونید نخونید :|
این بیت زیبا از کیه ؟ -_-
از سعدی :) 
خخخخ زود بفرسدین باس برم ،نیسدم دیه:)))
+عاخه پستای قبل رو نخوندم!فک کردم شاعد پیوسته ب همه!:|
:)) 
+ نه، کلاً مبهم‌ان دیگه :) قضیه و ماجرایِ واحدی نداره :) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up