خیلی وقته پوکر فیس‌ـم! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

هرچی نوشته بودم رو پاک کردم! جمله‌بندی‌هام افتضاح بود :/ سخت میتونم تمرکز کنم رویِ حرفی که میخوام بنویسم! هیچ اجباری هم برای نوشتن نیست :)

الان که بهتر فکر می‌کنم می‌بینم که گله و شکایت ، حرفِ مفته! شاید یه روز یا یه ساعت یا یه دقیقه آدم رو آروم کنه! شاید خوب بتونم بنویسم استرس‌هام رو! ولی حرفِ مفته!

خیلی‌ها هستن که از زندگی خسته شدن ... خیلی‌ها هستن که دیگه نمی‌تونن یا نمی‌خوان این زندگی رو ادامه بدن! خیلی‌ها هستن که به راه‌هایی فکر میکنن که درست نیست! خیلی‌ها هستن که دیگه نفسشون به شماره افتاده از دستِ فضای‌ِ اطرافشون ، خیلی‌ها هستن که وبلاگ هم ندارن که بتونن یه ذره خودشون رو آروم کنن! پس حرف‌های من ، هم اضافه‌ست هم بی‌معنی! من مشکلی ندارم! واقعاً ندارم! شخصاً هیچ مشکل و ایرادی ندارم ... اگه دیر بیدار میشم تقصیرِ خودم نیست! اگه حوصله ندارم تقصیرِ خودم نیست! اگه نمیتونم تمرکز کنم تقصیرِ خودم نیست! اگه نمیتونم عصبانی بشم دستِ خودم نیست! من دیگه واقعاً نمیتونم با این روند ادامه بدم! من خیلی وقته که پوکرفیس‌ـم ... من خیلی وقته که امکاناتِ انسانیتـم [احساساتِ مختلفش و فکر و اندیشه و ... ] دیگه دستِ خودم نیست ... خسته شدم! نه از خودم! نه از تنیبلی‌ـم! اینا قابلِ حل شدن هستن ... خیلی راحت هم حل میشن! خسته شدم از محیطِ اطرافم ... خسته شدم از اتفاقاتِ اطرافم! اونقدر که تکراری و بیخودن! اونقدر که مزخرفه ... به جانِ خودم اگه همون آدمِ خشونت‌پذیرِ عصبانیِ چندسال پیش بودم ، تا الان کشته می‌دادیم! نمیدونید که من چه روحیهِ مقاومتی - جنگی‌ای داشتم! من همونی بودم که با شیش نفر با هم بحث می‌کردم! ولی حالا تویِ‌ یه بحثِ‌ ساده نمیتونم یه استدلالِ خوب بیارم!! :/ 

خودمم نمیدونم چجوری میتونم به همه‌ی اینا پایان بدم ... نمیدونم چجوری میتونم فضایِ‌ اطرافم رو تغییر بدم! نمیدونم!

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ ، ۲۳:۳۶
  • دل نوشت
  • نمایش : ۶۶
۳ موافق

نظرات ( ۵ )

و سوال من از شما این است جوان:
چرا زندگی را انقدر سخت گرفته ای؟
گغفتم که ! به من مربوط نمیشه! مشکل از ناحیه خودم که نیست :|
اکثر اوقات این محیط اطراف هست که آدم رو تحت فشار می ذاره.بدون که آسایش تو دل همین سختی هاست.همیشه چند سال بعدت رو ببین نه چند روز بعد...اما سعی کن ظرفیتت رو بیشتر کنی.باور کن که می تونی از بین محدویت ها واسه خودت فرصت بسازی و هرگز هرگز هرگز فراموش نکن که خیلی از همین محدودیت ها یا فشاری که از طرف محیط ممکنه رو تو باشه، نشونه حکمت خداست که شاید الان با زور تغییرش بدی اما چند سال بعد می گی کاش بیشتر صبر می کردم کاش بیشتر صبر می کردم...
و آخرش حرفی که همیشه به خودم می زنم: صبر صبر صبر
خدا جای حق نشسته تو هدف داشته باش هر نقطه ای از زندگیت که هستی، تلاش کن، اونقدری که به خودت بدهکار نباشی،  اونوقت می بینی که موفقیت مال تو می شه و علاوه بر خودت باعث حال خوب بقیه هم می شی :)

درست میگید :) ممنونم از حرفاتون :)
هیچکاری نمیتونم بکنم! تغییرپذیر نیست ، هیچوقت تغییرپذیر نبوده :) همینه که هست! اسمش هم زندگیه :)
واسه تغییر خودتون رو خسته نکنید چون محیط اطراف هرگز تغییر نمیکنه و از یه جایی به بعد فقط باید قبول کرد و کنار اومد و تنها کاری که آدم از دستش برمیاد پیدا کردن راه های است که راحتر کنار بیاد!
محیط اطراف هرگز تغییر نمیکنه؟! :)))
:|
:)
فقط وقتی تغییر میکنه که به طور کامل عوضش کنید،که امکان پذیر نیست،هست؟
امکان پذیره :)
چه مشکل بزرگی!......
حس خیلی بدیه....من فقط یک بار این حس رو داشتم.......
یه عیب بزرگی که ما ادما داریم اینه که سعی میکنیم فردا مون بهتر از امروزمون باشه.....درحالی که شاید اون فردا اصلا نیاد
ولی به نظر من بهتره ادم سعی کنه که امروزش بهتر از دیروزش باشه.......


شما هم داری زیاد از حد سخت میگیری این تابستون که تموم شد و مهر شروع شد...اطمینان داشته باشید که این حس از بین میره
:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up