لنزور :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

در جهت معرفی لنزور باید بگم که یه شبکه اجتماعی هست مثلِ اینستاگرام ، نسخه ایرانیـش ... 

اولین شبکه‌ای بود که باهاش آشنا شدم ... اولین عکسی که پُست کردم تویِ لنزور ، بر میگرده به هیجده بهمن 92 ! تقریباً سه سال پیش ... نزدیکای طلوعِ خورشید و با اینترنت 2G همراه اول!!! یادش به خیر :))

چقدر فضایِ خوبی بود ... اوجِ فعالیتم مربوط میشه به مرداد 93 ؛ یعنی دوسال پیش ؛ که اینترنت نامحدود داشتیم و خب ، من همش تو لنزور بودم :))

خیلی‌ها رو شناختم و خیلی عکسو پستِ خوب دیدم و خوندم ... خیلی بحث کردم و خیلی جنگ و جدل راه افتاد [بحثا فقط هم سیاسی نبوده البته] :)) ولی همشون شیرینیِ خاصی داشتن :) توهین بود ؛ مثل همه‌جا ، همیشه یه عده بودن که توهین کنن و خب یه جایی هم نمی‌شد که کنایه نزد و این کنایه هم توهین محسوب می‌شد گاهاً ؛ ولی باز هم لنزور برام دوست‌داشتنیه و هیچوقت فراموشش نمیکنم ...

+ یکی رو یادمه ؛ که نیازی نیست بخوام شرحِ مفصلی درباره‌اش بدم! 

ولی دوسال پیش ... حالش خوبِ خوب بود ... خـــوبِ خوب!  اما از وقتی پایِ یکی به زندگیِ مجازیش باز شد .. از وقتی که هرچی میگفتم که این‌کارا عاقبتِ درستی نداره و گوشش بدهکار نبود! که یا نمی‌فهمید یا نمی‌خواست بفهمه!! قصدش هم دوستی نبود! از همون سن زده بود تو قول و قرارِ ازدباج!! بماند که هنوزم ، به نظرم از سرِ لجبازی و غروری که داره ، حاضر نیست اعتراف کنه که اشتباه کرده! و دنبالِ اشتباهش داره میره و همینجوری ادامه میده! حاضر نیست بفهمه که اینکار ، که این دوستی‌هایِ به ظاهر دوستی! عاقبتی نداره ، که عاقبتی نداشت! که حالا دیگه مثلِ دوسالِ قبل، سرِحال نیست ... و حالا که اسمِ خودش رو گذاشته "یک دختر مُرده" و من به همه‌ی اون روزایی فکر میکنم که میدونستم همچین روزی میرسه ولی نمیتونستم حالیش کنم ... 

یادش بخیر ...

++ روزایی که تویِ لنزور فعالیت داشتم ، بخاطر سادگیِ فضا و شلوغ نبودنش ، بخاطر زیبایی‌هایی که تصویرها دارن ؛ روزایِ خیلی خوبی بودن ... :)

۱۲ موافق

نظرات ( ۱۴ )

((: ازدواجو نوشتین ازدباج ... ((: کاش میشد بعضی چیزارو به ادمارو فهموند تا اشتباه نکنن ولی بعضی چیزارو  بایدخودشونتجربه کنن تابفهمن
عمدی نوشتم ازدباج :) 
امان از جوونای این دوره زمونه

+ دلم برای اون دختره نمی‌سوزه راستش. آدما به اندازه کافی فرصت فکر کردن به کاراشونو دارن. شما هم که راهنمایی‌ش کردی. پس جای ترحم نمیذاره این بشر!
امان :|
+ منم زیاد دلم نمیسوزه! مخصوصا وقتی میبینم هنوز هم داره ادامه میده , دلسوزی معنی نمیده! ولی خودش رو داغون کرده! :/ چه میشه کرد :| حیفم میاد که جوونا و هم سن و سالام اینطوری از بین برن :| 
من که وقتی وارد این شبکه ها میشم که از مد افتاده باشند :)

آدم تو فضای واقعی هم نمیتونه شناخت حقیقتی پیدا کنه چه برسه دنیای مجازی :)
مثلا یه لطیفه هست که میگه تو دنیای مجازی دانشجوهای پزشکی بیشتر از دنیای واقعی هستند :)
الان همشون از مد افتادن البته :))

آره همینطوره... همین رو هم گفته بودم بهش! ولی کو گوش شنوا؟! :|
البته لطیفه اش خیلی به واقعیت نزدیکه :))
الان دیگه فعلایت نداری ؟! ..
من که یه بار لاگین کردم خوشم نیومد :( .
شاید چون هیچ فعالیتی نکردم ..
من که شخصا اینستا رو ترجیح میدم :)
نه فعالیتی ندارم ... نه پستی میذارم و نه پستی رو لایک میکنم :)

هرجایی خوبی‌ها و بدی‌هایِ خودش رو داره :) 
لنزورو نمیدونم چرا دوست ندارم
: )
چی بگم والا :)
نسخه ایرانی اینستا گرام؟!
خخخ
یه جورایی آره :)
من هر چی فکر میکنم نمیتونم دلیلِ مثوقی برای این کارا پیدا کنم واقعاً ، اینکه چی باعث ـش میشه هنوز برام سواله :|
مثوق؟! موثق =)) 
البته اینکه چی باعثش میشه به نظرم واضحه! میتونه تنهایی , نداشتن هم صحبت و این موارد باشه! :|
کاملا بی ربط طور بگم منم به عکاسی علاقه مندم:دی
ولی فقط برا خودم عکس میگیریم.
کلی هم کیف میده!
خدا اون شخص مورد نظر رو هم هدایت کنه و راهی جلوش بزاره تا از اون پریشونی خارج بشه ان شالله:)
منم عکاسی رو دوست میدارم ... :))
البته عکسایی که لنزور میذاشتم , از این عکسای آماده بود , نه عکسی که خودم گرفته باشم :)

ان شاالله :)
اعتراف می‌کنم تا همین الان نمی‌تونستم لنزور چیه و حتی نمی‌دونستم ایرانیه! مرسی بابت آگاه کردنم :))
درباره عشقای مجازی هم واژه‌ای جز «حماقت» نمی‌تونم استفاده کنم :|
:))

همین هم هست متاسفانه :|
من اسمشم تاحالا نشنیده بودم:|
:)
اره اره همون :)))
خب همین دقیقاً ، به نظرم دلیل قانع کننده ای نیست نسبت به پیامدهای بعدش :|
:))
درست میگین ؛ منم بر همین باورم :) متاسفانه اکثراً به اون عواقبِ بعدِش توجه نمیکنن ...
ای بابا..امان از این دوستی های صد در صد اشتباه مجازی :|
واقعا چی باعث میشه فکر کنیم این روابط آخر و عاقبت داره؟! :|
امان :/
احتمالاً اون فشاری که رویِ شخص از طرف اطرافیانش یا محیطِ اطرافش هست ، باعث میشه که به آینده اون کار فکر نکنه ...
چی بگم
خیلی هم مشاهده میشه، خیلی
اما نمیشه همینطوری گفت که تقصیر طرفین هست، تمام این مشکلات باید ریشه یابی باشه
نباید بگیم فلانی تو اشتباه کردی و غیره و ذلک ...
به نیاز های عاطفی و توجه و خیلی از مسائل بر میگرده
امیدوارم ریشه ی تمام این مشکلات برطرف بشه
+
ممنون که شبکه ی وطنی معرفی کردی
میشناسمش، امیدوارم همه ی مردم روزی به این نتیجه برسند که از امکانات داخلی استفاده کنند
منم امیدوارم برطرف بشه ؛ ولی تقصیرِ طرفین هم هست :)

+ :)
تا حالا اسمشم نشنیده بودم
منم یه زمانی تو فیسبوک خیلی فعال بودم:)
درباره اون خانم هم ترجیح میدم قضاوتی نکنم
:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up