در حکایتِ نگاهی که نیست :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

امروز هوا ، هوایِ قدم زدن بود ... بارون نه شدید و نه خیلی نم نم‌طور! گرما و سرما به میزان لازم!

بدونِ استثنا ، فکر و خیال! هیچوقت دست بر نمیدارن از سرِ من! هیچوقت نمیتونم بفهمم حکمت خدا رو ... هیچوقت نمیتونم درک کنم این دوگانگیِ ذاتیِ خودم رو!! پس هیچوقت هم نمیتونم کنار بذارم خیالاتم رو!!

+ در عنوان ، به جایِ کلمه "حکایت" ، "حسرت" مناسب‌تر هست ... ولی یه جورِ خاصی ،‌از بس که این حسرت همیشه و همه جا همراهم میاد ، بدم میاد ازش! بدم میاد از استفاده کردنش‌ .. خودش که همیشه هست! من چرا ماندگارترِـش کنم؟!

++ بشنوید : چــتـر

بعضی وقتا که دلــم تنگ میشه ، وقتایی که از خودم بیـــزارم ، به هوایِ یه‌کَم قدم زدن ، چــتـر تنهایی‌م رو بر می‌دارم ...

۷ موافق

نظرات ( ۱۶ )

چرا به صد غم و حسرت سپهر دایره‌شکل
مرا چو نقطهٔ پرگار در میان گیرد...
واقعا چرا؟! :/
اینجا گرمه خبری از نم نمم نیس:(
امیدوارم اونجا هم هوا سردِ ســـــرد بشه :)
نم نم بارون؟
اینجا که افتاب سوزناک حاکمه
خوش به حالتون
:)
امروز اینجا دَم داشت، باد غلیظ توی آدم خودشو فرو میکرد! ولی دَم داشت، قدم زدن حالتو خوبمیکرد ولی اونم دَم داشت..
:)
بله مثل اینکه مسعولین اشاره میکنن اینجا هم هوا دو نفرس و ما کماکان چونان قهرمانان تنها میریم تنها میایم D;
چونان قهرمانان =))
خوش به حالت که هوای ملسی رو تجربه کردی ;)
:)
بارووون؟ خدایا واقعا اینا اگه تبعیض نیست چیه؟ :|
امیدوارم همه‌جایِ ایران یه بارنِ درست و حسابی بیاد :))
خوش بحالت..ما که داریم تبخیر میشیم..

چقد خوب میشد میتونستیم واسه یه ساعت هم شده ب هیچی فکر نکنیم...
امیدوارم همه‌جایِ ایران یه بارونِ درست و حسابی بیاد :)

واقعا اگه می‌شد به هیچی فکر نکرد ، عالی بود :)
چیزی نداشتم بگم ...
موفق باشین ...
وقتی چیزی ندارید بگید کامنت نذارید! کامنت برایِ زمانیِ که کسی چیزی برایِ گفتن داره! نه برایِ شما که کلاً چیزی برای گفتن ندارید :/
موافق باشید
منم دلم بارون میخواد دیشب وب یکی از دوستان دیگه رو خوندم اونم توش بارون داشت.. :(
+خیلی خوب گفتین من چرا ماندگارترش کنم؟!
++آهنگ عالی :)
مرسی..
امیدوارم قم هم بارون بیاد :)
+ والا ...
++ قابلی نداشت :)
اینجا هوا گرمه...کم کم داریم ذوب میشیم! 
ان شاالله اونجا هم هوا خوب میشه :)
این روزا شماله و نم و بارون...
غمه و حسرت و یه خیابون...

شاد باش پسر...این نگاه هم یه روزی که خیلی دور نیست میاد سراغت :)
نه ، نه!‌ منظورم اون نگاهی نیست که الان تصورش کردید :))
هوای رشت همیشه خدا دونفره ست! عاشق و دیوانه قدم زدن های نصفه شبی تو خیابونای این شهرم...خوردنی های خوشمزه،  سبزه میدون، بستنی منصور، پیتزا امیر،  پارکینگ حاجی آباد، کوچه آذربانی، کوچه مهددانش،  مسجد صفی مسجد چله خانه مسجد کاسه فروشان، خواهر امام، عمو سالاری، راسته طلافروشان،  ساندویچی سمت رشتیان، مدرسه ابتداییم شهید دستغیب و..........
نه من از این شهر دل نمی کنم هیچ وقت!
چقـــــدر جاها و مکانهایِ دوست‌داشتنی برای خودتون دارید =)) واقعا خوش‌به‌حالتون :)
خیلی خوبه رشت :)
خوشبحالتون -_- من حسودیم شدا
به بارون حسودیتون شد؟! خب در حال حاضر آفتابی داغ در حال حکمرانی‌ست :دی
چقدرخوب بود این آهنگ...مرسی..
خواهش میکنم :)
از عنوان تون خیلی خوشم اومد..........
خوش به حالتون ما که چند ماه رنگ بارون رو ندیدم
:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up