از ریاضی تا دیگر هیچ :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

کلمه کلیدی "خدا هم بلاگر است" رو حدودا یه هفته پیش یادداشت کرده بودم و خوشحالم که به خوبی نوشتمش ... اما نه دیروز و نه امروز نمیخواستم چیزی رو که نوشتم و چیزی رو که دارم مینویسم رو بنویسم! به واقع الان لبریز از حرفم! ولی نمیدونم از کجا و چطوری بنویسم! اصلا جمله بندیش هم یادم رفته و نمیتونم درستش کنم :/ 

اما چیز مهمی هم محسوب نمیشه :دی  
امروز امتحانی بود به اسم ریاضی! آسون بود و امیدوارم به امید خدا نمره خوبی بگیرم! تا الان غلطی از خودم پیدا نکردم و امیدوارم اشتباهات مسخره نداشته باشم! یه دوتا سوال تشویقی برای نمره اضافه هم داده بود که اصلا نفهمیدمش :/ سوالای تیزهوشانی چقدر سخته :/ ضمن اینکه قول داده اگه میانگین نمره کلاس ما بالاتر از میانگین یه کلاس دیگه بشه ، به همه 2 نمره بده! این خیلی به نفع خیلیاست! اما همون خیلیا مطمئنم مثل همیشه خراب میکنن و خیلی راحت این نمره مفت رو هم حتی از دست میدن :/
بیشترین تقلبی هم که رسوندم یکشنبه بود :)) یه نفر که کلا یه صفحه رو به قول خودش ازم نگاه کرد ، بقیه هم به اندازه وسعشون فیض بردن :)) حالا فکر میکنید چجوری تقلب دادم؟ هیچی! فقط جلوی ورقم رو نگرفتم و ورقه رو آزاد گذاشتم :دی همینکه ورقه رو همینجوری گذاشتم و راه تقلبشون رو نبستم خودش خیلیه :دی بالاخره خواستم یه خاطره خوب واسشون به جا بذارم :)
بی ربط نوشت : و دیگر هیچ!
+ لعنت به امتحان و استرس :| 

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ ، ۲۲:۲۰
  • روز نوشت
  • نمایش : ۳۰۳
۶ موافق

نظرات ( ۱۴ )

تقلب کردنِ ما به شرحیه که من که اولِ ردیف میشینم به پشت سری میرسونم ،
پشت سری به پشتیش ،
همین جوری میشه که از کلاسِ بیست و هشت نفری ، چهارده نفرمون یه نمره میگیریم :دی
واقعاً لعنت به امتحان و استرس ..
خوش به حالتون واقعاً ، شما از جزوه های تکمیلی امتحان نمیدین ؟!
نه من نمیرسونم، خودشون بهره مند میشن :)
خیر :)
یک خاطره از تقلب دارم که خودم هم در آن مانده ام! :)) چه روزهای پر اضطرابی بود روزهای امتحان دادن من!
:))
من هیچ وقت نزاشتم کسی ازم تقلب کنه ....چون واقعا عصبانی میشم....همین هفته بود ..روز یکشنبه امتحان زیست داشتیم از ده نمره که ضرب در 2 میشد میرفت به عنوان یکی از نمره های مستمر ....زمان امتحان 30 دقیقه بود....امتحانش هم سخت بود ...تست هاش مفهومی بود ...و اون مسئله هاش که برای خیلی ها سخت بود ...بغل دستیم که دوستمه ...خیلی هم صمیمی هستیم ..دوبار بهم لگ زد بهش محل ندادم معلم حواسش نبود ..یه بار زد به بازوم ...بهش چشم غره رفت ..معلمون که بلند شد بره ته ...دستم رو گرفت محکم کشیدم کنار ...منم با سر رفتم تو برگش میشه گفت ....اونم جواب سوال رو از برگم دید....قلبم داشت میومد تو دهنم ....پشت سرم هم داشتن میخندیدن...خلاصه خیلی اعصابم رو خورد کرد...نمیدونم چطور میزارید دیگران از رو ورقتون ببینند
بالاخره گاهی واسه تنوع خوبه :)
من اگه نخوام هیچکس بیست و پنج صدم هم نمیتونه از من ببینه![مگر اینکه خدا بخواد ببینه]  آنچنان گارد محافظتی و جدیتی دارم که مپرس :| اما برای یکی دوبار خوبه :)
تقلب کردن یه موهبت!خدادادیه
من ازش بهره ندارم حتی برای یه سوال یه تست :/
D:
البته من تقلب نکردم ، تقلب دادم! :)
چقدر ثواب کردین..خوشبحالتون..

اشتباهای الکی :/

فیزیک دوم 2+3 رو نوشتم 6
سر همین جوابم اشتباه شد... :|
:)
اشتباهات واقعا الکی :(
هعی :|
میشه یکی از این گاردهای محافظتی تون  رو به من هم یاد بدین...تا از دست اینا راحت شم؟؟...تا حالا تقلب کردین؟
:|
من که کلا تقلب میرسونم اما تقلب نمیکنم چون خیلی ها از این تقلب کردن صدمه دیدن :|

من اکثرا نه تقلب میرسونم و نه تقلب میگیرم! 
این بار هم واسه تنوع بود :)
:)))
منم یه بار  شد من دستمو واسه پشت سریم باز گذاشتم، کلا از من کپی کرد... امتحان ستی بود... اون 18 شد من 19.25 !!!! جدا از نمره متفاوت من تو کف 0.25 موندم هنوز!!!
:))
امتحان بدون تقلب هیجان نداره :)))
:))
امروز کلی برگه برده بدم همراهم تاسرامتحان فارسی شعرای حفظیوبنویسم این قدجلسه ازادبود راحت از روی برگه دوستم نوشتم نیازی به برگه هام نبودخخخخ
:|
:)
تقلب o_O
ای بچه های بد نوچ نوچ

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up