منم و چند ساعتِ ناقابلِ ارزشمند :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

دیروز و امروز که به معنای واقعی کلمه به درک رفتند:| دو روز تعطیل که قصدم حداقل گرفتن چندتا عکس عالی برای هنر بود، حتی وقت نشد فارسی رو مرور کنم! وقت که چه عرض کنم! لعنت به این خواب های طولانی :|

فارسی ای که امتحان ترم نداره و من موندم و یه امتحانی که فردا گرفته میشه! معلوم هم نیست بعد از فردا ، باز هم بگیره یا نه!

امیدم فقط به خداست و فردا صبح تا ظهر که باز هم با سابقه ای که از خودم سراغ دارم، خدا باید کمک کنه تا بتونم تکمیلی بخونمش ...:|

خداروشکر شعر رو هنوز حفظم ... ولی باز هم سخته! سخته تحمل استرسی که برای رفعش هیچکاری نمیکنم! 

آخ که از الان عاشق اومدن این تابستون هستم! تابستونی که ان شاالله دقیقا برام از ساعت 16 ، 17 خرداد شروع میشه ...

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ ، ۲۰:۳۰
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۷۹
۷ موافق

نظرات ( ۱۲ )

دقیقا امیدتون به خدا چیه؟ معجزه؟ :)
بله! دقیقا ، یک معجزه ساده! واسه خدا که کاری نداره! اینقدر واسم پیش اومده :))
واقعا خداروشکر :)
فقط کاش زود برسه این تابستون ، واقعا خسته اَم ، خسته ی خسته :((
کاش :(
آخرش این استرس منو پیر میکنه ...
امیدوارم همیشه تابستونای قشنگی داشته باشی :)
بزرگتر که بشی دغدغه هات بیشتر بشه زیاد گذر زمان رو حس نمی کنی، حتی تابستونا که آزادتر و راحت تری... یادمه یکی می گفت فقط کافیه بیست ساله بشی،  بقیه ش مثل برق و باد می گذره :)
امیدوارم بهترین شرایط پیش رو همه رفقام باشه در آینده :)
خیلی ممنون :)
اوهوم... هرچی بزرگتر بدتر :|
بازم ممنون:) شما هم موفق باشید ان شاالله :)
دلم از این امید ها میخواد...
:)
خب اینی که توی این شرایط به شما کمک میکنه شاید شیطون باشه!! و إلا خدایشش، لیس للانسان الا ما سعی ست!
شیطون مگه عامل خیر هم میتونه باشه؟! 
ولی نع! این خودِ خداست :) من خدا رو تو زندگیِ تحصیلیم خیلی ملموس حس کردم :)
الحمدلله..ان شاءالله همیشه خدا توی زندگیتون حضور پررنگی داشته باشه

+بله.ممکنه چیزی به نظر ما خوب باشه اما به نظر شیطان نه! اون داستان رو شنیدید که میگن شیطان اومد (نمیدونم عارفی بود یا پیامبری) رو برای نماز صبح از خواب بیدار کرد، بعد اون بنده خدا گفت چرا تو؟! گفت حسرتی که بعدش میخوری بابت خواب موندن و قضا شدن نماز برای خدا خیلی ارزش داره،و این بیدار شدن در مقابلش هیچی نیست! خواستم بیدارت کنم که اون حسرت رو نداشته باشی!

البته دور از جون شما...ان شاءالله که خیره و خدا توی این شرایط به تلاش های قبل شما نگاه میکنه و یا حساب هایی داره که ما ازش غافیلم.الله اعلم...

موفق باشید..
ممنون :)
+ بله درست میگید :) 
ممنونم :)
موید باشید ...
میاد تابستونم میاد... :)
:)
خوشحالم که از دغدغه های مدرسه و درس خلاص شدم.
اسم تابستون رو که میشنوم مو به تنم سیخ میشه. گرمای 50 درجه بدون کولر و...
خداروشکر :)
:(  واقعا سخته ... البته بی کولری هم بده ولی 50 درجه خیلیه :(
یعنی فقط تابستون میتونه امیدِ در حال مرگ بچه های مارو سرزنده کنه بلکه سال بعد هم برن سر کلا
اوهوم :)
اصلاً این روزای تعطیل به عقیده من 24 ساعت نیستن و نهایتاً دو ساعتن :|
خیلی سریع میگذرن :|
تابستونی که امیدوارم منم دوسش داشته باشم... :)
باز از دوران مدرسه بهتره :)
نمیدونم چرا وقتی تابستون میاد ..یه مدت بعد ادم دلش برا مدرسه و درس تنگ میشه.....
اون دلتنگی رو ترجیح میدم ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up