یکی آمد! گفت! رفت! من ماندم و فکر و خیالاتم و یک نگاه بزرگ! :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

شاید مخاطبانی داشته باشید که گهگاهی از این وبلاگ و آن وبلاگ می آیند و گهگاهی برای مطالبتان کامنت میگذارند! شاید کامنت هایی که معمولی به نظر میرسند ولی خب همین مخاطبانِ گهگاهی گاهی حرفهایی[خوب] بلدند بزنند که تو می مانی و فکر بزرگی که در ذهنت کاشته اند!

تو را با یک عدد کامنت ، میبرند در فکر که نکند کار من درست است! نکند خواسته من درست است! نکند در واقع من برای همین هستم؟! نکند که واقعا باید همانگونه میشد و حالا که نشده، تو باید یکجوری، از یک راهی درستش کنی!؟

شاید درست نشود ولی حداقلش از .... نمیدانم! نمیدانم از چه بهتر است! اما اینها چه فایده! اینکه اینها را نوشتم چه فایده؟! هیچ فایده!

گاهی تو می مانی و یک فکر بزرگ ...

+ کامنت خانوم ف.ن در این پست

  • Mr. Moradi
  • شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ ، ۱۶:۱۵
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۳۹
۱۳ موافق
up