قدیم نوشت :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

وسط امتحانات از چگونگی فیل هوا کردن تا چگونگی فوت کردن ؛ از ذهن هر بشری عبور میکنه و میتونم این رو بگم که بهترین ایده ها در همین وسط امتحانات به ذهن آدم میاد ...

و در همین وسط امتحانات داشتیم با کتابمان وسطی بازی میکردیم که با وساطت ذهن محترم و دست محترم به برقراری ارتباط تفکر و مطلب درسی روی آوردیم که مانند سلفی های یهویی و گاها دوهویی به یاد وسایل قدیمی و از همه ی آن مهم تر به یاد مسائل و خاطرات و اتفاقاتی از قدیم قدیما!!! افتادیم که تصمیم گرفتم که با پایان امتحانات حتما در موضوعات موضوعی رو به "قدیم نوشت" ها اختصاص بدم تا هر چه بهتر بتونم اون لحظات به یاد موندنی رو به یاد بسپارم :)

هرچند احتمال افشا شدن آدرس اینجا بخاطر بی تجربگی خودم کم کم داره بالا میره ولی باز هم خیلی سعی میکنم که رمزدار ننویسم ؛ مخصوصاً میخوام مطالبی رو از گذشته برای آینده ام بنویسم که تا به امروز هیچ کس؛ به معنای واقعی کلمه هیچ کس نمیدونه! البته نه اینکه موارد خدای نکرده بدی باشه! نخیر! اصلا هم اینطور نیست! اما خب اطرافیانم اونقدری باهوش نبودن که متوجه اش بشن و یا اینکه اصلا خودم تعریفش نمیکردم و نیازی هم نیست همه، همه چی رو بدونن که! والا :دی

صد البته خدا کنه یه دستگاه مناسب برای تایپ و تصویر گذاشتن پیشم بمونه وگرنه گمون نکنم بتونم خوب و اونجور که خودم میخوام بنویسم :/

+ تو این چند روز هم خیلی خیلی زیاد کلیدواژه و یا موضوع وجود داشته برای نوشتن اما خب همشون یادم رفت و چند روزی از دستم راحت بودید ...

۷ موافق

نظرات ( ۱۹ )

راس میگی:) اصلا نمیدونم تویه امتحانات فکر چراا اینقد باز میشه!! (البته نه تویه موارد درسی)
:))
یه دفترچه همیشه کنار دستت بذار تا این جرقه ها رو بنویسی
ایام امتحانات بجا دفترچه یه کلاسور 200 برگ هم کم میاد البته :)
اوهوم ؛ به فکرش هستم ؛ روش خیلی خوبیه :))
صددرصد همینطوره :)
توو ایام امتحانات اصولا مغز فرمان به هرکاری میده جز درس خوندن:/
همینطوره :)
منم اون مدتی وبلاگو تعطیل کرده بودم ،کلی حرف میومد تو ذهنم برا نوشتن اما الان:)))))
اصلا خیلی عجیبیه :))

من،همیشه این به قول آقا حسن ، جرقه ها رو تو یادداشت های گوشی ذخیره میکردم.

البته از بعضی هاش استفاده نکردم ، چون مربوط به یه زمان خاص بود و دیگه نوشتنش ارزش نداشت .

اما در کل فکر خوبیه :) 

بله , روش خیلی خوبیه ....
:)
آره زمان امتحانا همیشه همینجوریه...چقد خوب که میخواید از قدیماتون بنویسید.دوس دارم فک کنم:) فضول نیستما؛)
:) 
همینجوری به سرم زده! برای ثبت در تاریخ :دی
من وقتی نیستم ها اینقده موضع میاد به ذهنم برا نوشتن .... اما تا میام بنویسم یادم میرن یام کار پیش میاد:|
اره همینطوره ... باید یه جایی یادداشتش کرد :)
کلا مغز میفهمه کی مجبوره درس بخونه
زورش کنی میگه من زورم بیشتره !
:)
من تو ایام امتحانات انقدر سوژه های خوبی به ذهنم میرسید ،
الان هیچ کودوم یادم نیست :/
:)
این ذهن خیلی خطرناکه مراقبش باشیم....
:)منم از گوشی برای نوشتن این جرقه ها استفاده میکنم
:)
یادداشت کردن چه تو گوشی چه تو دفترچه خیلی خوبه :)
دقیقا وسط همون امتحانا یک عالمه متن ادبی یادم میاد :/
:)
چه حس خوبیه وقتی داری خاطرات قدیمی را تکرار میکنی و مینویسی
بله :)
برای چی میخواید خاطراتتون رو در دسترس همه بزارید .این چیزا زیاد جالب نیست .بهتره یکم بیشتر خلاقیت به خرج بدین مطالب قشنگ تری بنویسید .وگرنه خاطرات رو در دفتر خاطرات مینویسند.نه در وبلاگ این فقط یه انتقاد بود
انتقادات رو تو منوی انتقادت بنویسید تا همه ببینن و جوابش رو هم ببینن....
ضمنا اگه بخوام چیزی رو هم بنویسم در دسترس همه قرار نمیدم! ضمنا" این همه من رو اصلا نمیشناسن و نخواهند شناخت! پس این مساعل چه اهمیتی داره؟ مطمعنا" اگه چیز مهمی باشه رمز میزارم و اون رمز هم به بعضیا نمیرسه ... خلاقیت جای خود و بقیه چیزا هم جای خودشون... اگه یه مقدار فکر کنید متوجه میشید که دفترچه خاطرات گنجایش خیلی چیزا رو نداره ... و حتی میشه گفت بهترین دفترچه خاطرات به نوعی وبلاگ هم هست...
یعنی ما با خوندن خاطرات یه انسانی که هنوز احتمالا به سن قانونی نرسیده میتونیم عبرت بگیریم؟مفیده؟
چرا متوجه نیستید؟ اینجا وبلاگ منه! من نیازی نمیبینم کسی بخواد اینجا عبرت بگیره! چرا باید مطالبم برای بقیه مفید باشه , چرا باید مطالبی که برای خودم مینویسم برای همه مفسد باشه ؟؟؟ :/
سن قانونی چه دخالتی در نوشتن داره؟؟ o_O
اره درسته به کسی ربطی نداره ولی وبلاگ شما محل رفت و امد یه عده ای از ادم هاست.اقا محترم وقتی یکی یه انتقادی ازت میکنه باید تشکر کنی .برات مفیده.
انتقادات رو تو منوی انتقادات مینویسن ...  منم جواب دادم! همین :|
هههه.باشه.حالمم خوبه ممنون
:|
سلام.

ایده‌ها گاهی حتا جاهای خیلی عجیب‌تر پیدا می‌شن، اما دلیل‌ش را خدا می‌داند!


بنویسید، می‌خوانیم!!


سلام
ایده است دیگر :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up