ذره ... :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : باقری

و آنگاه که میرسد آفتاب .... و شاید سر بر میاورد مهتاب ... شاید همان وقت باشد ... که گاهی ... ذره ای .... نقطه ای ... از ذهنت ... مرا فرا گرفته باشد ... 

در این هیاهو سکوتم میگوید: پس هنوز امیدی هست ... تا نقطه ای ، ذره ای هست ... اما شاید ... روزی ... به نسیمی ... که میگذرد از کوچه ای ... آن ذره و نقطه مانند طوفانی غوغایی به پا کند و تو مجبور به ترک ذره ات شوی ... ذره ای به وسعت یک"من" ... به عمق یک "او "... و شاید به طول یک "تو "و به عظمت یک "ما "...............

+ شبتون به خیر و نیکی ... 

++:)

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۶ آذر ۱۳۹۴ ، ۰۰:۰۰
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۶۸
۱۰ موافق

نظرات ( ۱۱ )

خیلییی زیبا بود لایک
تشکر
صبحت بخیر..
صبح شما هم به خیر :)
صبحت بخیر (ظهرت بخیر)
عالی بود خوشمان آمد :)
جمعه تون به خبر و نیکی:))
ممنون:)
بسیارزیبابود.....
لطف دارین :)
طرف ساعت 12 مطلب رو نوشته. شما بهش صبح بخیر میگید؟!
طرف جان به دل نگیر شوخی بود :)
و ظهر بخیر :)
:) خب اونا صبح مطلب رو دیدن ....
:))
جمعه خوبی داشته باشید :)
.سلام

خدا قوت. اگه در زمینه های مذهبی و فرهنگی و به خصوص جنگ نرم  میتونید فعالیت کنید
بیاید به وبلاگ ما و پست ارسال کنید.
یا حق
سلام
:)
در پناه حق
ذره ای به وسعت یک"من" ... به عمق یک "او "... و شاید به طول یک "تو "و به عظمت یک "ما "... از وجود "من"، یک "تو" از یک خون دیگر... با گروه خونی "تو"ی مثبت :))
زیبا گفتین آخرش رو :))
اگه خودتون وشته باشین که عالیه :)
بله! ممنون ... دومین نوشته این شکلیه بنده است ... :)
برای دیدن اولی کلیک کنید 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

up