سرگرمی :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : برای تمام بین‌التعطیلین‌هایی که آقا معلم ما را نفرین کرد!

صرفاً پیشنهادات و کارهایی هست که خودم میخواستم انجام بدم ولی نشد که نشد!!

    فیلم و سریال :

برنامه‌ام بر این اساس بود که هر صبح یک فیلمِ خوب و یا موارد و اسامی‌ای که از طریق همین وبلاگستان یادداشت کردم رو دانلود کنم و ببینم! و البته برای هرکدوم یک پست هم بنویسم! صبح‌ها که نشد بیدار بشم! روزهایی هم که بیدار بودم ، اینترنت وصل نبود!! 

ولی سه تا فیلم هست که هرچند مطمئنم که خیلی‌ها دیدن ولی خیلی بهم چسبیده و لذت بردم ازشون ... :

1- تلقین (Inception 2010) یکی از فیلم‌هایی هست که هرچندوقت یکباری مرورش میکنم :))

"-اونا هر روز برایِ خواب میان اینجا؟

+نه! اونا میان که بیدار بشن! رویا تبدیل به واقعیتِ زندگیشون شده! شما چه حقی دارید که خلافش رو ادعا کنید؟!"

2- رهایی از شائوشنگ (The Shawshank Redemption 1994)

"فکر میکنم باید یک انتخاب ساده بکنم ، سریع زندگی کنم یا سریع بمیرم"

3- بینِ ستاره‌ای (Interstellar 2014) ؛ همیشه از وسطش شروع میکردم به دیدن! حتی وسطِ امتحانات خرداد هم از وسطش تا آخر دیدمش! بعدِ امتحانات از اول تا آخر دیدم و خیـــلی دوست‌داشتنی بود برام ... :)

" - چی شده ، مورف؟

+ چرا تو و مامان اسمم رو از روی چنین چیزِ بدی انتخاب کردین؟

-چنین کاری نکردیم!

+قوانین مورفی؟!

- قانون مورفی نمیگه که اتفاق بدی میفته! معنیش اینه که هر اتفاقی که بخواد بیفته ، میفته ..."

::

چندتا فیلم هم هست که در حد زیاد دوستشون نداشتم ولی حدس میزنم که برای بقیه جذاب باشه :

1- جزیره شاتر (Shutter Island 2010) هرچند پایانش برام جذابیتی نداشت ولی بد هم نبود ...

2- تقدیر (Predestination 2014) فقط خیلی باید مواظب باشید که وسطش گیج نشین!!

3- پرستیژ (The Prestige) جالبه و قابلِ احترام :)

4- سه‌گانه بتمن! تا حالا ندیده بودمش! تازگی‌ها دیدم ... به نظرم ارزشِ دیدن داره :)

    مکتوب‌جات :

کتاب‌خون نیستم! کتابی هم نبوده که بخوام بخونمش :) 

ولی کتب شعری ، فاضل نظری رو دوست میدارم ... همشهری داستان هم هرچند مجله و ماهانه هست ولی در حدِ یک کتاب ارزشمنده ...

    موسیقی :

از موسیقی‌های با کلام :

قدم زدم از فاتح نورایی ؛ چـــتـر ؛ بگـذاز و بگـذر ؛ فقـط دعـا کن و ماه و ماهی ...

از موسیقی های بی‌کلام هم دو موردِ پایین رو بسیار دوست داشتم :)

سلطان قلب‌ها از انوشیروان روحانی و Wars of Faith [و بعضی آهنگ‌های Audiomachine]

    تفریحی‌طور :

یه مسیری رو انتخاب کنید ، در این خصوص سلیقه‌ای هست که فضای صنعتی و شهری رو مدنظر داشته باشین یا طبیعی ... همینجوری ، کاملاً و کاملاً بی‌هدف راه برید ... کوچه‌هایی رو امتحان کنید که تا حالا نرفتین ... جاهایی رو برین که یکباری میخواستین برین ولی وقت نشده ... اگه یه دوربین هم (ممکنه مثل خودم ، صرفاً یه دوربین گوشی باشه)‌ همراهتون باشه ، عکسایی بگیرید که به ذهن خیلی‌ها نمیرسه ... چیزایی رو سوژه بذارین که شاید سوژه یا موردِ خوبی برای ثبتِ عکس به نظر نیاد ... ولی مطمئن باشین خودتون خیلی لذت می‌برین ... 

این یکی از انگیزه‌هایی بود که نتونستم درست اجراش کنم ... ولی خب ،‌ هنوز میتونه ایده خوبی برای سرگرمی باشه :)

::::

+ از الان هم معترفم که مواردِ جالب و تازه‌ای نگفتم! صرفاً کارها و پیشنهاداتی بود که برای تابستون خودم داشتم :)

++ هرچند متاسفانه یا خوشبختانه اونقدر اعتماد به سقفم زیاد بوده که قبل از دیدنِ دعوت پریدم وسطِ بازی , ولی ممنونم از خانم فاطمه.ح که بنده رو دعوت کردن :)

بعداً نوشت : با تأخیر ، دعوت میکنم از خانم شالباف برای شرکت در این بازیِ وبلاگی ... 

نظرات شما ( ۱۲ ) ۶ موافق

همیشه ، مجلات و نشریه‌هایی که در یک بازه‌ی زمانی منتشر می‌شدن رو دوست داشتم ... و اینکه در هر موضوعی هم وجود داشتن ، انگیزه‌ی خوبی بود برای خوندنِ موضوعِ موردِ علاقه‌م ...

از اونجایی که من خیــــلی به علایقم احترام میذارم! شیش ، هفت سالی از مجلات دور بودم و نمی‌خوندمشون ...

تا اینکه نمیدونم از کجا [که البته خیــلی خوب می‌دونم از کجا!] یه انگیزه با انرژیِ فوق العاده بالایی بهم دست داد که حاضر شدم که این لذتِ حلال رو برای خودم هم حلال کنم :دی 

اول تیر بود که نسخه تیرماهِ مجله داستان همشهری رو خریدم ... هرچند به دلیلی نخونده عاشقش بودم!! ولی خب وقتی خوندمش ، بیشتر دوستش داشتم ... فکر کنم قبل از 14 تیر بود که تمومش کرده بودم!!

یکم مرداد که جمعه بود و خب هیچکس نداشت! ، شنبه هم بارون بود و باز نداشت کسی! و اما دوشنبه همه داشتن و بالاخره با سه روز تاخیر گرفتمش ...

از لحاظ ظاهری باید بگم که از طراحیِ جلد تا طراحیِ صفحات و انتخاب تصویر و غیره خیلی زیباست به نظرم ... تناسب تصاویر و متن و یا تناسب تصویر جلد و رنگ و غیره و خیلی جذاب‌تر کرده این مجله رو ... و البته رنگِ غالبِ جلد تیر ، زیتونی بود که در حد زیادی مجذوب! نشدم ... ولی مرداد ماه آبی هست و فوق العاده :))

از لحاظ محتوا و نوشته‌ها ، باید بگم که سلیقه‌ای هست! بعضی نوشته‌هاش بودن که فقط چند خطـِش رو دوست داشتم و بقیه‌اش برام گنگ بود، در حالی که کسایی که میخوندن خیلی اون نوشته رو دوست داشتن!! ولی تقریباً کلِ نوشته‌ها ، داستان‌ها ، مستندها و گفت و گوهایی که ارائه داده ، قابل قبول و قابلِ دوست‌داشتنه :))

برای کسایی که میخوان بخونن ، و مثل من نمیخوان صرفاً در راستایِ یه محتوا و یه داستان باشه ، پیشنهاد میکنم که حتماً برای یک‌بار هم که شده ، امتحانش کنن :)

طرح جلد مرداد 95

نظرات شما ( ۱۲ ) ۵ موافق

درهر جایی ، اتفاقاتِ مخصوصِ‌ همون جا! و همون فضا رخ میده! وزارت خارجه جیبوتی اخبارِ مخصوصِ خودش رو داره ؛ و وزارت ورزش ایران هم اخبار خودش رو! شرکت ارج اخبار خودش رو داره ؛ و دنیای هنر هم اخبار خودش رو! 

در این خبر تو خبری که وجود داره ، چرا وبلاگستان اخبار نداشته باشه؟! بعله ؛ وبلاگستان هم اخبارِ مخصوصِ خودش رو داره :)

از این هفته ، هر هفته ، اواخر هفته ، اخبار هفتگیِ وبلاگستان رو از اینجا بشنوید ... رادیو بلاگیها : زیبا ، پیشرو ، مطمئن :دی

نظرات شما ( ۱۰ ) ۶ موافق
یک سایتی هست به اسم جیم! احتمالا خیلیاتون بشناسید و نیازی به معرفی نداشته باشه!
یه چند روزی میشه اونجا یه اکانتی ساختم و تا الان یکی از همین مطالب وبلاگم رو اونجا هم منتشر کردم ...
برام جالب به نظر میاد که اونا مطالب رو بررسی میکنن و حتی براش عنوان و تصویر! انتخاب میکنن و بعد منتشر میکنن :| حتی عنوان! و هم عکس!
خیلی هم خوب! :)
+ البته در راهنمای سایت نوشته که در ویرایش مطالب اختیار تام دارد :| البته دستش هم درد نکند! 
++ لینک مطلب در وبلاگ لینک همان مطلب در جیم
بعدا نوشت: البته از اینکارشون ناراحت نشدم و یا بدم نیومد ... اتفاقا عکس خیلی مرتبط و مناسب و عنوان خیلی خوبی انتخاب کردن :) فقط به مقادیر زیادی تعجب کردم...
نظرات شما ( ۱۱ ) ۵ موافق

در وبلاگ نویسی هرکس سلیقه ای عمل میکند، هیچ قانونی تعریف نمیشود. همین تفاوت سلایق باعث متفاوت شدن نوشته ها و روش های نوشتاری و خوانداری شده و وبلاگ نویسی را متمایز نگه میدارد ...

بهترین وبلاگ نویس کسی ست که بتواند بهترین سلیقه اش را دخالت دهد و با بهترین حس اش بنویسد. منظور این نیست که نباید غمگین نوشت! چرا که گاهی بهترین حسی که همه حس ها را مغلوب میکند همین غم است(مراجعه شود به انیمیشن inside out)

"او" با سادگی در ظاهر و صداقت در گفتار و نیکی در نوشتار می نویسد تا هم خودش و هم خوانندگانش لذت ببرند ... گاهی خودش است و گاهی کتابیست صد صفحه ای که میشود یکروزه خواندش ...

"او" همانند درختیست که بدی برایش تعریف نشده و از نوشته هایش فقط سادگی و زیبایی برداشت میشود ... 

"او" با زبانی ساده، با قلمی سنگین و با نگاهی وسیع شروع میکند به نوشتن ، اشتراک گذاشتن و بخشیدن! بخشیدن حسی دست نیافتنی که حالا یافتنی شده ، بله ، حس دست نیافتنیِ دیروز حالا یکسال است که در دسترس قرار گرفته؛ خواهی بخوان و خواه نخوان، "او" نوشته است* ...

+سعی کردم که بیشتر بجای قربون صدقه رفتن! تصور ذهنی خودم رو از ایشون و وبلاگشون بنویسم :دی

+"میوه" آووکادو بی مزه است اما "وبلاگش" بس خواندنیست :)

http://avocado.blog.ir

*مصراعی از عبدالقادر بیدل با کمی تصرف و تغییر

           12:13     1394/11/26

Mr.Moradi  

نظرات شما ( ۹ ) ۴ موافق

مطمئناً با تموم شدن فصل دشوار امتحانات و رفع شدن این سنگینی بزرگ دنبال یه فراغت و آسودگی خاطر هستید و شایدم دنبال یه سرگرمی میگردید ....

امروز میخوام یه سایتی رو خدمتتون معرفی کنم که بر پایه واقعیت و فکر هستش و شاید هم مقداری اعتیاد آور باشه ..

شطرنج یکی از بهترین بازی هایی هست که به صورت مستقیم فکر و ذهن رو درگیر میکنه و در همون حالت سرگرمی خوبی هم هستش ....

شاید سایت های زیادی برای این بازی باشن! اما مطمئنم که سایت chess.com بهترین و منحصر به فرد ترین ارائه دهنده شطرنج آنلاین هستش ...

در این سایت فوق العاده ساده و فوق العاده جالب شما با یک ثبت نام خیلی راحت میتونید با افرادی از تمامی نقاط این گوی آبی به رقابت بپردازید و علاوه بر سرگرمی ؛ حرفه خودتون رو هم در انتخاب ها و تصمیم گیری ها افزایش بدین ... ***نکته مهم: در صورتی که با افراد ملعون رژیم کاذب صهیونیستی افتادید سریعا جمله "Down With Israel" رو در بخش مکالمه تایپ کرده و بازی رو ترک کنید ؛ اونا در شأنی نیستن که با ما ایرانی ها بازی کنن ...

امیدوارم بیشترین و بهترین استفاده رو از این سایت کاربردی ببرید ...

برای ورود به سایت کلیک کنید

در ادامه مطلب آموزش کامل رو هم قرار دادم ...

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۲۱ ) ۷ موافق
up