قـدیــم نـوشـت :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

قسمت اول - قسمت دوم

------------------------------------------

واقعا نمیخواستم صبح بشه ... اصلاً دوست نداشتم دوباره با همچین استرسی روبه‌رو بشم ... صبح که شد ، فقط آهنگِ "صبح نشده، ظهر نشده، چی شد که شب شد!" رو کم داشت! که البته آن موقع نداشتمش وگرنه یه ده‌باری شنیدنش تجویز می‌شد!

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۱۳ ) ۲ موافق

قسمت اول

------------------------------------------

دوازدهم خرداد (93) رسید ... باز هم انشا ساعت 4 بعدازظهر بود و هنوز ساعت از 10 نگذشته بود ... هوا خنک و بادی بود! دقیقا همون هوایی بود که من عاشقش بودم! اما مثلِ همیشگی‌های قم ، گرد و غبار داشت و غبار آلود بود ...

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۹ ) ۶ موافق

شنبه بود ، دهم خردادماهِ یکهزار و سیصد و نود و سه! امتحان زبان ... مثل همیشه آماده بودم! اما کلاً اون روز و اون امتحان حال و هوای خاصی برام داشت... یه حالتِ گرفتگی! یه حالت بغرنج! 

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۱۲ ) ۶ موافق

*یه مدت ننوشته بودم ؛ امروز اومدم و یهو یه متن بلندتر از معمول نوشتم :)

--------

امروز ؛ یکی از مهم‌ترین امتحانام رو دادم ... ریاضی ، که ذکر خیرش رو زیاد آوردم و زیاد نوشتم در موردش امسال!

استرسم خیلی بالا بود! خیـــلـــی! بلد بودم ؛ اونقدری هم که نمونه سوال خونده بودم ؛ اگه یکی از همونا رو میدادن کمتر از بیست دقیقه تمومش میکردم ... بخاطر استانی بودنِ امتحان ؛ سوالا تقریبا خیلی آسون بود :) ... بعضی اوقات داشتنِ ذهنِ پیچیده خیلی بده! همش دنبالِ یه نکته انحرافی یا یه پیچیدگیِ خاص بودم :/ درحالی که سوالا فقط به مفاهیم کلّی اتکا داشت و اصلا سراغ جزئیات ، به اون صورت ، نرفته بود ... سوال پرسیدن از دبیر ؛ وسطِ امتحان ریاضی از هر امتحانِ دیگه ای واسم لذت‌بخش تره :دی  البته خودم درست نوشته بودم و درست فکر میکردم اما همون ذهنِ پیچیده ؛ یه‌جوری تفسیرش میکرد که انگار حتماً دارم اشتباه میکنم :/

دوسال پیش ؛ اولین سالی بود که یه مقطع اومده بودم بالاتر! امتحان ترم اول به شدت تداخل داشت با مطالبی که تدریس نشده بود و به‌طور معجزه‌واری گذشت و خوب هم گذشت!! و اما ترم دوم ! جمعه بود! و شنبه یعنی فردایِ جمعه؛ سوم خرداد 93 امتحان ریاضی داشتیم! و من هم بیخیالِ بیخیال!!! ساعت حدود سه بود ... شبکه سه داشت فیلم رستگاری در شائوشنک رو پخش می‌کرد! و من بدونِ توجه به فیلم داشتم این بازی رو انجام میدادم[کلیک] :دی  شنبه هم خیلی بیخیال که نه! خیلی با استرس! رفتم سرِ جلسه! و تعجب هم میکنم با اون چرت و پرتایی که نوشته بودم چطور باز هم با اعتماد به نفس به نوشتنِ خودم ادامه میدادم!؟ یا بهتر بگم؛ چطور متوجه نشدم که فقط دارم چرت و پرت و غلط و غلوط مینویسم؟! تازه سرِ امتحان خیلی بااعتماد به سقفِ زیاد به مراقبمون که نمیشناختمشون گفتم فلان سوال غلطه!!!! مراقب بنده خدا هم که نمیدونم از کجا و چرا با من خوب بود! خیلی زحمت کشید و حتی زنگ زد به چندتا از دبیرانی که می‌شناخت و بالاخره من متوجه شدم که چجوری باید جوابش رو بدست بیارم! تازه‌تر اینکه وقتی ورقه رو دادم و دو طبقه همراه رفیقم اومدم پایین و باهاش حرف زدم وقتی متوجه یکی از غلطام شدم ؛ وقتی داشتم میرفتم تو حیاط یه حسی بهم گفت برگرد!!!! منم با شتابِ آپولو برگشتم سرِکلاسمون و به مراقبِ دوست‌داشتنیم گفتم یه لحظه ورقم رو بدید!! ایشون هم بدونِ اینکه چیزی بگن ورقه رو دادن و منم بدونِ اینکه به اون کلمه "یک لحظه"ای که گفتم توجه کنم ؛ کلا یکی از غلطام رو با غلط گیر پاک کردم و درستش رو نوشتم :))) با همه‌ی اینها فکر می‌کنم کمتر از 18 یا حتی 17 و 16/5 شدم! (هیچوقت از نمره واقعیم اطلاع پیدا نکردم) که دبیرِ بسیار خوبم درستش کرد به 20!! خودمم موندم چحوری اون افتضاح رو درست کرد! دستش درد نکنه!

پارسال یکم اوضاع دگرگون شده بود ... همه‌ی مفاهیم ریاضی رو خیلی خوب فهمیده بودم ... دو تا امتحانِ آخر مستمر رو بیستِ خالص شده بودم! و مقامِ نیمه معلمی پیدا کرده بودم :دی   موقع امتحان ترم که شد باز هم جمعه بود و من نه به صورت بیخیال! اما بخاطر موضوعِ مزخرف و مسخره‌ای بسیار ذهنم رو مشغول کرده بودم و چیزی رو مستقیماً از ریاضی نخوندم! با این‌حال خیلی خوب تونستم ورقه‌ام رو تکمیل کنم! 

امسال با همه سالها فرق میکرد!!! با اینکه مستمر ؛ 20 گذاشته شده بود ؛ ولی هنوز بعضی چیزا رو نمی‌فهمیدم و یا نمیتونستم فرمولش یا حتی جوابش رو پیدا کنم ... خیلی از نمونه‌های استان‌های دیگه رو خونده بودم! تقریبا می‌شد گفت برایِ یه امتحانِ استانیِ آسون آماده بودم :))

و خداروشکر ... امیدوارم امسال هم مثل سال‌های قبل به خیر و خوبی بگذره ...

+ ای‌کاش موقعِ خروج از جلسه ؛ پاسخنامه سوالا رو هم می‌دادن! 

++ دبیر علوم هم خبر خوبی بهم داد : علوم رو 20 شدم :)))

نظرات شما ( ۱۶ ) ۸ موافق

دست نوشته خودم، بعد از آزمون تیزهوشانی که در پایه ششم دادم

واقعا بخاطر فضای رقابتی که وجود داشت، حائز اهمیت بود :دی

یادش به خیر!

و حالا سه سال،  نه با سرعت نور! بلکه با دردسرهای عجیب و غریبش گذشت! سه سال گذشت... خوب و بدش گذشت و تموم شد و فقط آثارش به جا مونده ...

امروز هم به رسمِ سه سالِ قبل ، آزمونی دادم که از 90 تا سوال، 29 سوالش رو جواب ندادم و یقیناً غلط هایی هم دارم که از تعدادش بی اطلاعم! هرچند قبولی در این آزمون حتی شده بخاطرِ پُزش هم خیلی خوبه اما از آنچنان اهمیتی برام برخوردار نبود! امیدی هم به قبولی ندارم ...

تازه،  کیک و آب میوه یا حداقل آب معدنی هم ندادن :/

+ البته از این 90 سوال، یه سوالش[سوال79 از ریاضی] یا به دلیل نقص فنی یا به دلیل بد چاپ شدن، حذف شد! همینجوری که داشتم به سوالش نگاه میکردم ، خدا رو شکر کردم که حذف شد!!! از بس که حل نشدنی به نظر میرسید :|

نظرات شما ( ۲۴ ) ۱۴ موافق

هرچیز برترینی دارد، و برترین عالم خداست! آنچه ما ، برترین می نامیم ، دیدگاه شخصی ماست ... دیدگاه شخصی ام در حوزه دبیران و معلمینم را در ادامه مطلب بخوانید ...

اولین باری که آهنگ آشوبم از چارتار شنیدم، حدودای دوسال پیش بود .. در    بحبوحه ای که اصلا آهنگ گوش نمیکردم و با هیچ خواننده و آهنگی آشنایی درستی نداشتم(به جز آهنگ تیتراژها) ... در بهترین و مبهم ترین لحظه ... در اولین لحظاتی که برادرم از تهران اومده بود(آورده بودیمش) و باعث رفع خصومت[بماند]شده بود! در مبهم ترین لحظه که نمیدونستم خوشحال باشم!؟ ناراحت باشم؟! تعجب کنم؟! 

خب چند آهنگی با گوشی و لب تاپ پخش کرد! منم فقط نگاش میکردم و با خنده میگفتم این چرت و پرتا چیه!!! مخصوصا بعد شنیدن آهنگ آشوبم با خنده ای شبیه به پوزخند گفتم خیلی چرت بود! باران تویی رو ترجیح میدادم! ولی باز هم تو فاز هیچکدوم نبودم:) ... گذشت و گذشت که بعد از اسباب کشی بیشتر دوستشون داشتم... باز هم اون موقع اساسی ترین آهنگام به جز تیتراژها! همین آهنگای چارتار بود! (که بعداً فهمیدم برادرم با این آهنگا چجوری آشنا شده) 

و خب چند ماهی که بهش گوش میدادم نمیتونستم معادلی برای جمله: "گاهی ستاره هدیه کن به مشتِ پوچِ شب ها" پیدا کنم ... نه من و نه برادرم! ... و حدودای یه سال و شیش ماهِ پیش خیلی یهویی یه برداشت آزاد و خیلی هم شکل و هم معنی براش پیدا کردم :) 

+ حالا در کنار همه این نوشته و توضیحاتی که درباره چگونگی آشناییم با چارتار نوشتم دوست دارم بدونم برداشت شما از این تیکه آهنگ چیه؟؟؟

نظرات شما ( ۱۴ ) ۶ موافق
up